تبلیغات
یاران فرهنگ - مطالب نقد و بررسی تصوف و صوفی گری
یاران فرهنگ
ویژه فارغ التحصیلان دوره آموزشی یاران فرهنگ
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما


این وبلاگ متعلق به شما مخاطب گرامی بالخص اگر فارغ التحصیل دوره آموزشی یاران فرهنگ هستید.

مدیر وبلاگ : «یاران فرهنگ»
پست الکترونیکی : yaranefarhang@gmail.com
جستجو


آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
کد خوش آمد گویی - دکمه گرافیکی تماس با ما سفارش سی دی سخنرانی کد افراد آنلاین Online User کد بالا رفتن
IranSkin go Up
ابر برچسب ها
جمعه 30 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 

6)

   مشکل دیگری که هست، سنّی بودن سرسلسله های این فرقه هست. به همن جهت، به دوطریق این مشکل را توجیه نموده اند :

الف : « تقیه ». مدعی شده اند اینها در تمام طول عمر تقیه می کرده اند.


ب : گفتند اول سنّی بوده اند بعد شیعه شده اند.


سوال : مگر می شود انسان در تمام عمر تقیه کند؟ خود اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) اینگونه نبودند و این مقدار تقیه نداشته اند. در حالی که سر سلسله های تصوف که صوفیان آنها را توجیه کرده و برای آنها تقیه ساخته اند از دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) بوده اند و به دفاع از خلفای سه گانه پرداخته اند.


تازه اگر بگوئیم تقیه، پس چرا بسیاری از علمای شیعه آن زمانها تقیه نداشته اند و تشیع خودشان را اظهار می کردند؟


فرقه ای مثل گنابادیه نسبت به برخی از افراد مثل حسن بصری و برخی دیگر از سران تصوف، خود را بی قید نشان داده اند و سعی نموده اند در سلاسل خود اسمی از حسن بصری نیاورند.




برچسب ها : اشکالات اساسی بر سلسله سند گنابادیه قسمت دوم , 
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 


1)   معروف کرخی زودتر از امام (علیه السلام) از دنیا رفته است؛ یعنی امام رضا (علیه السلام) در سال 202 و معروف در سال 200 فوت شده است و چطور می شود که کسی بعد از امام (علیه السلام) قطب باشد و خودش زودتر از امام از دنیا برود.


2)      اگر معروف قطب باشد، چگونه می توان پذیرفت که در یک زمان با وجود امام (علیه السلام)، قطب دیگری باشد.


3)   اگر بر فرض قبول کنیم که معروف کرخی بعد از امام (علیه السلام) هم بوده است، پس تکلیف امام جواد (علیه السلام) و هادی (علیه السلام) و عسکری (علیه السلام) چه می شود؟




برچسب ها : اشکالات اساسی بر سلسله سند گنابادیه قسمت اول , 
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 

محمد باقر سلطانی، پسر کوچک ملا سلطان می گوید :


در سال 200 هجری عده ای از شیعیان خراسان به مقصد زیارت و تشرف به محضر امام رضا (علیه السلام) بر در خانه آن حضرت جمع شدند و پس از اخذ اجازه شرفیابی از کثرت شکر و ولع به حالت هجوم وارد منزل شدند. جناب معروف که در آن زمان پیرمرد ضعیفی بود، بر اثر ازدحام جمعیت دچار شکستگی پهلو گردید و رحلت نمود. مدفن او در بغداد است.


(ر.ک : رهبران طریقت و عرفان)


اولین کسی که افسانه معروف کرخی را درست کرد، ابو عبدالرحمن سَلَمی صوفی صاحب کتاب طبقات الصوفیه است.


وی می گوید :


معروف در 8 سالگی به دست امام (علیه السلام) مسلمان شد و پدر و مادرش مجوس (مسیحی) بودند.




برچسب ها : معروف کرخی کیست؟ , 
سه شنبه 27 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 

صوفی ها معتقدند که هرصوفی، باید بتواند از عهده اثبات سلسله برآید. یعنی سلسله خود را بدون انقطاع به ائمه برساند؛ چون مدعی هستند که قطبیت ادامه امامت و یا حداقل نیابت خاص است.


شیخ هبة الله جذبی، شیخ فرقه گنابادیه که تئوریسین اینها است در کتاب باب ولایت گفته است :


مُجازین در زمان غیبت باید دارای نص اجازه سلسله باشند که به امام منتهی گردد.


(باب ولایت/ص291)


صفی علیشاه در اینباره می گوید :


مرشد طریقت باید از عهده اثبات سلسله برآید که یداً به ید می رسد به امام.


(مقدمه دیوان صفی/ص16)



دوشنبه 26 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 

دکتر نور علی تابنده قطب فعلی فرقه گنابادیه


صوفی ها معتقدند که قطب یک فرقه، باید مراحل تصوف را، پله پله بگذراند تا به مقام قطبیت برسد؛ اما می بینیم برخی از اینها همچون نورعلی تابنده یک شَبه، قطب می شود و مراحل لازم را سپری نمی کند.


نور علی تابنده برادر سلطان حسین تابنده بود و چون از همفکران مصدق بود و در مبارزه علیه شاه فعال بود، طرد شد؛ چون خانواده تابنده پیوند تنگاتنگی با دربار محمد رضا پهلوی داشت؛ چنانکه وقتی شاه در سفر خود از مسیر گناباد عبور کرده، برای رفتن به بیرجند به دعوت آقای "عَلم" شب را در منزل آقای تابنده (سلطان حسین) بیتوته نمود؛ که بیانگر روابط بسیار تنگاتنگ آنان با دربار است. یا یکی از متنفذان جدّی دربار، آقای منوچهر اقبال رئیس شرکت ملی نفت است که منصوب به شخص شاه بوده و می گویند به تصوف هم گرایش داشته و قدرتش از وزرا هم بیشتر بوده است. وی دو دختر داشته یکی را به خانواده تابنده، و دیگری را به خانواده شاه می دهد، یعنی شاه با خانواده تابنده عجین شده است.



                                                           دکتر تابنده قطب فعلی گنابادیه




برچسب ها : نور علی تابنده کیست؟ , 
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 

عده ای از مردم بیدخت خدمت مرحوم آخوند خراسانی رسیدند و عقاید ملاسلطان را به ایشان بازگو نمودند که مرحوم آخوند فتوای ارتداد نامبرده را صادر نمودند. درسال 1327 قمری به سفارش ملاحاج ابوتراب، که از متدینان بیدخت بود، سه نفر به نام های عبد ا... ، عبدالکریم، ملاسلطان را خفه کردند.


(ر.ک : درخانقاه بیدخت چه می گذرد؟)


بعد از ملاّسلطان، نورعلی شاه ثانی، پسر ملاّسلطان، قطب شد. وی در اوائل، با اعتقادات پدرش مخالف بود و از بیدخت فرارنمود. بعدها (هنوز قبل از مرگ پدرش) ملاسلطان توسط رحمتعلیشاه حائری از مریدانش توانست او را از عراق پیدا نماید و بازگرداند.


عجیب است که همین مخالف، بعدها قطب می شود! بعد از ده سال او را نیز در "ری" کشتند.


بعد ار نور علیشاه، صالح علیشاه و بعد از وی، به ترتیب : سلطان حسین تابنده (رضاعلیشاه)، علی تابنده (محبوب علیشاه) و نورعلی تابنده (مجذوب علیشاه) قطب شدند.


گنابادیه در دوره قاجار توسط حمایت های بی دریغ تیمورتاش و در زمان شاه پهلوی توسط نصیری، رئیس ساواک رشد کرد. کتابهای ملاّسلطان را سرتیپ پرورش تجدید چاپ می کرد و سلطان حسین هم به شدت به شاه وابسته بود و در راهپیمایی ها در حمایت از شاه شرکت می نمود.


     صالح علیشاه و سلطان حسین تابنده


تصاویر اقطاب سلسله نعمت اللهی گنابادی
حاج ملا سلطان محمد بیدختی گنابادی سلطانعلیشاه
( ???? - ???? ق )
قطب سی و چهارم

----------------------------
حاج ملا علی نورعلیشاه ثانی
 ???? - ???? ق )
قطب سی و پنجم



---------------------------------------
حاج شیخ محمد حسن بیچاره بیدختی گنابادی
صالحعلیشاه (????-????ش)
قطب سی و ششم


 


-----------------------------------------
حاج سلطان حسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه
(????-????ش)
قطب سی و هفتم




------------------------------------------
حاج علی تابنده (محبوب علیشاه)
(????-????ش)
قطب سی و هشتم




-------------------------------------
دکتر نور علی تابنده (مجذوب علیشاه)
قطب فعلی فرقه گنابادی






برچسب ها : اقطاب بعد از ملاّسلطان , 
شنبه 24 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 

غسل ها


یک صوفی برای رسمی شدن، باید مشرف شود. برای تشرف آداب و احکامی بنا نهاده اند که پنج غسل از جمله آنها است که صوفی قبل از تشرف به فقر باید آن را انجام دهد :


1)      غسل اسلام (کپی برداری از غسل تعمید مسیحیت)


2)     غسل زیارت


3)     غسل حاجت


4)     غسل توبه


5)     غسل جمعه : حتی اگر دوشنبه مشرف شوی باید غسل جمعه بکنی.


(رازگشا/کیوان قزوینی/ص204)




برچسب ها : انحرافات فرقه گنابادیه ...! قسمت سوم , 
پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 


مقام قطب


ملاسلطان گنابادی در سعادت نامه در مورد مقام قطب می گوید:


چون طالب و مرید اراده حضور نماید، چنین داند که به خدمت پادشاه مقتدری رود و به بخشش او امیدوار باشد که به یک آن دو عالم را بی سبب به او بخشد و خیال را مشغول صورت شیخ دارد.


(سعادت نامه،ص162)


وی در ادامه می گوید:


چون وارد حضور گردد، در کمال عجز و فروتنی که شیو? نیازمندان است، صورت بر خاک مذلت میگذارد و به شکران? نعمت سجده به جای می آورد.   (همان،ص163




برچسب ها : انحرافات فرقه گنابادیه ...! قسمت دوم , 
چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 

انحرافات فرقه گنابادیه ...!


قسمت اول


عشریه


یکی از اعتقادات جدی این فرقه ، پرداخت عشریه به قطب به جای خمس و زکات است بدین ترتیب که هر صوفی باید یک دهم درآمد خود را به قطب یا نمایند? قطب بپردازد.


ملا سلطان میگوید:


یک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود؛ معنی از زکات زکوی و از خمس خواهد بود.


(نابغه علم و عرفان، ص203-204)


البته برخی توجیه کرده اند که این عشریه علاوه بر خمس و زکات است که این توجیه واقعیت ندارد.


سلطان حسین تابنده در رساله رفع شبهات سعی نموده این مسأله را توجیه کند؛ درحالیکه جمله ملاسلطان نشانگر این واقعیت است که اینها عشریه را مکفی از خمس و زکات می دانند.




برچسب ها : انحرافات فرقه گنابادیه ...! قسمت اول ,  انحرافات ,  فرقه گنابادیه ,  عشریه ,  پرداخت عشریه به قطب ,  خمس و زکات ,  ملا سلطان ,  صوفی ,  ارباح مکاسب و زراعات ,  سلطان حسین تابنده ,  تجسم صورت مرشد ,  تئوریزه کردن ,  بت تراشی ,  ملاعلی گنابادی ,  صالحیه ,  سایر فرقه های صوفیه ,  میرزا زین العابدین شیروانی ,  مجامع و افعال و احوال و اقوا , 
سه شنبه 20 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 

فرقه های فعّال صوفیه در ایران


قسمت اول


فرقه گنابادی


اسامی دیگر این فرقه عبارت است از : طاووسیه ، نعمت اللهی سلطان علیشاهی و نعمت اللهی گنابادی


با مرگ رحمت علیشاه چندین نفر مدعی قطبیت شدند. یکی از آنها محمد کاظم اصفهانی ملقّب به سعادت علیشاه (مشهور به تنباکو فروش) بود. در سال 1293 ق آقای طاووس سعادت علیشاه فوت کرد و محمد سلطان گنابادی به لقب طریقتیِ سلطان علیشاه ادعای قطبیت کرد و رسماً فرقه نعمت اللهی گنابادی را پایه گذاری نمود. او اهل بیدخت گناباد بود و به همین دلیل، این فرقه به گنابادیه مشهور شد.


محمد سلطان گنابادی در 1251 ق در بیدخت متولد و در سال 1293 ق ادعای قطبیت کرد. از آنجا به نجف رفت و به شهادت کیوان قزوینی (صوفی توبه کرده گنابادی) یک یا دو جلسه شاگردی شیخ انصاری را کرد. سپس درس شیخ را ترک کرد و سراغ چند نفر دیگر رفت. بعد از چند سال به ایران آمد و در تهران و در مدرسه سپهسالار ادعای بابی گری و بهایی گری نمود. پس از اعتراض مردم، فرار کرد و به سبزوار رفت و به مدت هفت سال شاگردی ملا هادی سبزواری را نمود و آنگاه از سبزوار به بیدخت آمد.




برچسب ها : فرقه گنابادی ,  فرقه های فعّال صوفیه در ایران ,  طاووسیه ,  نعمت اللهی سلطان علیشاهی ,  نعمت اللهی گنابادی ,  رحمت علیشاه ,  محمد کاظم اصفهانی ,  ملقّب به سعادت علیشاه ,  مشهور به تنباکو فروش ,  قای طاووس سعادت علیشاه ,  محمد سلطان گنابادی ,  طریقتیِ سلطان علیشاه ادعای ,  شهادت کیوان قزوینی , 
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 

.فرقه نعمت اللّهی در ایران.



نورالدین نعمت الله فرزند عبدالله در سال 731 قمری در شهر حلب متولد شد و وی موسس فرقه نعمت اللهی و إحیاگر تصوف در ایران بود.


نعمت الله در سال 755 قمری در سن 24 سالگی برای برگزار کردن حج به مکه رفت و از آنجا به مصر و در مصر مرید عبدالله یافعی (وفات 768) شد . او هفت سال شاگردی یافعی را کرد و جزو خلفای وی شد.


یافعی از سران فرقه معروفیه است که خودشان را به کرخی می رسانند و نعمت اللهیه دنباله معروفیه است. نعمت الله ولی، در سال 762 ق که مصادف با سال دوم سلطنت تیمور بود، به ایران آمد. وی بیش از صد سال عمر کرد و در سال 834 قمری فوت نمود.


(تشیع و تصوف دکتر کامل مصطفی الشیبی/ص232)


مذهب نعمت اللهِ ولی، مشخص نیست. او در آثارش هم سنی است و هم شیعه ، هم در دفاع از اهل بیت علیهم السلام شعر سروده و هم در دفاع از خلفا. برخی نعمت الله را مثل استاد خود یافعی، حنفی مذهب می دانند




برچسب ها : فرقه نعمت اللّهی در ایران , 
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 

سوابق صوفیه نشان می دهد که صوفیانِ نخستین، بیشتر سنی مذهب هستند مانند :جنید بغدادی ، ابو هاشم کوفی ، منصور حلاج ، ابو حلمان دمشقی ، قطب الدین حیدر ، مولوی ، بایزید بسطامی ، عطار ، سنایی ، همه و همه سنی هستند.                     


حال سوال این است که ....


تصوف از چه زمانی وارد تشیع شد؟


چه کسانی در این امر نقش داشتند؟


و چرا این جریان وارد تشیع گردید؟


 


تا عصر صفویه صوفی کم بود و چون مبنای دولت صفویه شیعه گری بود، تشیع مذهب رسمی شد.


شاه اسماعیل ، از نوادگان شیخ صفی اردبیلی بود و شیخ صفی، صوفی و دارای اختیارات و نفوذ بی نظیر در ایران بود. صفویه تشیع را مذهب رسمی اعلام کرد و از طرفی چون شاهان صفوی از نسل صوفی بودند و به تصوف گرایش داشتند، تشیع و تصوف را در کنار هم قرار دادند.


دکتر زرین کوب در این باره می گوید : صفویه در عین اینکه تصوف را رکن عمده دولت خویش ساختند ، تصوف را رکن دیگر آن تلقّی کردند و در نهضت انقلابی آنان بود که تصوف و تشیع به هم امتزاج یافت.


(دنباله جستجو در تصوف ایران/ص230)


شاه اسماعیل خودش را مرشد کامل و قطب وقت اعلام کرد و تصوف در کنار تشیع در ایران گسترش یافت.


بعدها در زمان شاه عباس عده ای از بزرگان خاندان صفی ادعای مرشدیت کردند و خواستند مرشدیت و پادشاهی را از هم جدا نمایند. آنها پادشاه را از مقام مرشد کامل خلع کردند. این مسئله و نفوذ علمای شیعه در دربار باعث گردید که شاه عباس به مخالفت با صوفیان برخیزد و سر انجام دست به قلع و قمع صوفیان زد و کار به جایی رسید که کسی جرأت نداشت خود را صوفی معرفی کند.





برچسب ها : تصوف و تشیع , 
شنبه 17 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 

دو مکتب در تصوف به وجود آمده : مکتب عراق و مکتب خراسان


ویژگی مکتب عراق :


صوفیان در مکتب عراق بنیادهای تفکرات غیر اسلامی و آمیزه ای از اعتقادات و رفتارهای عرب قبل از اسلام را مخلوط با اسلام کردند و این گونه جریان عراق را بوجود آوردند.


ویژگی مکتب خراسان :


در این مکتب ، علاوه بر اعتقادات اسلام، آئین های غیر اسلامی بیشتر نمایان بود. آئین های ایران باستان و نزدیکی با هندوستان و رواج تفکّرات هندوئیسم، نقش موثری در شکل گیری این مکتب داشت و در مقابل این مکتب، مکتب عراق قد علم کرد و چرخش و سمت تصوف به سوی خراسان آمد و تصوفِ نظری در خراسان نسبت به عراق رشد بیشتری کرد. گفتنی است که کتابهای اولیه تصوف اکثرا محصول مکتب خراسان هستند . کتابهایی همچون :


اللمع سراج طوسی ، التعرف کلابادی ، طبقات الصوفیه سلمی ، رساله قشیریه قشیری ، کشف المحجوب هجویری


این آثار، قدیمی ترین کتبی هستند که در مکتب خراسان تألیف شده است.




برچسب ها : مکاتب اولیه تصوف , 
جمعه 16 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 


1)   در کتب معتبر روایت کرده اند که جمعی از صوفیان وارد محضر امام رضا علیه السلام شدند و به عنوان اعتراض گفتند : مأمون فکر کرد و رأی او چنین شد که امامت و ولایت را به تو بدهد ولی امامت حق کسی است که غذای سفت بخورد و لباس زبر بپوشد و سوار خر شود و به عیادت مریض برود و تو این کارها را نمی کنی.


حضرت به آنها فرمودند :


« إنّ یوسف کان نبیّا یلبس أقبیة الدیباج المزورة بالذهب و یجلس علی متکآت آل فرعون و یحکم، إنما یراد من الامام قسطه و عدله اذا قال صدق و إذا حکم عدل و إذا وعد أنجز ثم قرء : قل مَن حرّم زینة الله التی أخرج لعباده و الطیبات من الرزق »


(اثنی عشریه/ص34) و (بحار الانوار ج67 ص120 چاپ موسسه الوفاء بیروت لبنان 1404) و (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی ج11 ص34 چاپ کتابخانه آیت الله مرعشی قم 1404)


« یوسف پیامبر بود و قباهای دیبای مطلای می پوشید و بر مسند آل فرعون تکیه می زد و حکم می راند. وای بر شما ! همانا از امام عدالت و دادگری متوقع است که چون سخن گوید، راست بگوید و چون حکم کند، به عدالت باشد و چون وعده دهد، به وعده خود وفا کند. » سپس آن حضرت آیه زیر را قرائت فرموند : « بگو چه کسی زینت های خدا را که بر بندگان آفریده ، حرام کرده است و از صرف روزی حلال و پاکیزه منع نموده است »




برچسب ها : تصوف در نگاه روایات قسمت چهارم , 
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :نقد و بررسی تصوف و صوفی گری , 



1)   شیخ مفید به سند صحیح از امام علی النقی (علیه السلام) روایت کرده است که محمد بن حسین بن ابی الخطاب می گوید : در خدمت امام علی النقی (علیه السلام) در مسجدالنبی بودم که در آن حال جمعی از اصحاب آن حضرت شرفیاب حضور شدند و در میان ایشان ابو هاشم جعفری نیز بود که او مردی بسیار بلیغ و باکمال بود و در نزد آن حضرت مقام و منزلت عظیمی داشت و چون اصحاب در کنارش قرار گرفتند ، به ناگاه جمعی از صوفیه داخل مسجد شدند و حلقه زدند و مشغول ذکر گردیدند. حضرت فرموند : « لا تلتفتوا إلی هؤلاء الخّداعین فإنّهم خلفاء الشیاطین و مخربوا قواعد الدین یتزهّدون لراحة الاجسام و یتهجدون لتصیید الانعام یتجوّعون عُمُراً حتی ... »


« به این حیله گران اعتنا نکنید زیرا جانشینان شیاطین و خراب کننده قواعد دین می باشند . زهد ایشان برای راحتی بدنهایشان و تهجّد و شب زنده داریشان برای صید کردن عوام است . عمری را در گرسنگی به سر برند تا عوام و نادانی را مانند خرها پالان کنند و زین بر پشت آنان گذارند.»




برچسب ها : تصوف در نگاه روایات قسمت سوم , 


تعداد صفحات : 3

 | 1 |  2 |  3 |