تبلیغات
یاران فرهنگ - مطالب علی خطیبی
یاران فرهنگ
ویژه فارغ التحصیلان دوره آموزشی یاران فرهنگ
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما


این وبلاگ متعلق به شما مخاطب گرامی بالخص اگر فارغ التحصیل دوره آموزشی یاران فرهنگ هستید.

مدیر وبلاگ : «یاران فرهنگ»
پست الکترونیکی : yaranefarhang@gmail.com
جستجو


آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
کد خوش آمد گویی - دکمه گرافیکی تماس با ما سفارش سی دی سخنرانی کد افراد آنلاین Online User کد بالا رفتن
IranSkin go Up
ابر برچسب ها
چهارشنبه 8 تیر 1390
نوشته شده توسط : علی خطیبی

سلام

همه ما آرزو داریم که ای کاش در زمان امیر مومنان حضرت علی (ع) بودیم تا حضرت را یاری می کردیم و با تمام وجود به کمک ایشان می شتافتیم.

اما آیا می شود ما نیز از یاران امام علی (ع) باشیم؟مگر می شود پس از گذشت سال ها امام خود را یاری کنیم؟!!

آری لازم است بدانیم که راه هنوز بسته نشده و هنوز هم مشود از یاوران مولابود.

به کلام خود مولا توجه کنید که فرمودند:

اعینونی بورعٍ و اجتهاد و عفةٍ و سداد

مرا یاری کنید:با تقوا و دوری از گناهان، تلاش برای انجام واجبات، عفت و پاکدامنی، راستی و درستکاری در انجام کارها.

نکته ای که باید خیلی به آن توجه کنیم این است که اگرچه ما در زمان امیرمومنان علی علیه السلام نبودیم تا یاریشان کنیم ، اما اکنون که مقدر گردیده که زندگی ما در زمان آخرین حجت الهی حضرت بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء باشد، همه ما وظیفه داریم که به یاری امام زمان خود بشتابیم و نه تنها لحظه و ثانیه ای از دعا برای تعجیل در فرجشان غافل نباشیم ، بلکه با توسل به عنایات خاص درگاه حضرتش و با این شیوه ای که مولا علی علیه السلام (و سایر معصومین علیهم السلام فرموده اند)هر لحظه با اعمال و سکنات خود قدمی در جهت نزدیک شدن به ظهور عامه ایشان و یاری امام عصر و پیشوای بر حق خود برداریم. ان شاءالله

اللهم عجل لولیلک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

یا علی


سه شنبه 3 خرداد 1390
نوشته شده توسط : علی خطیبی طبقه بندی شده در :دین و مذهب , 

میلاد حضرت زهرا(سلام الله علیها)

تحفه ای از بهشت

چهل روز راز و نیاز با خدا، چهل روز دل بریدن از خانه و همسر و زندگی همیشگی و چهل روز میهمان خدا بودن، برای رسیدن تحفه ای از بهشت بود. نوری که خلقت را به نور خود روشن می کرد. محمّد(ص) در سال پنجم بعثت به میهمانی خدا خوانده شده بود. پس از آن چهل روز شیرین، اینک با وعده فرزندی از بهشت به سوی خانه باز می گردد. چشمان خدیجه پس از آن همه تنهایی و انتظار به دیدار محمد(ص) روشن می شود و دلش به شنیدن آن وعده شیرین از شادی و غرور سرشار می شود. در انتظار آمدن آن مولود بی همتا چشم به گذر زمان می دوزد و لب به شکر خدا می گشاید.

طاهره مطهره

خدیجه، زن ثروتمند قریش، با انتخاب همسری فقیر و دور از تجملات دنیوی، امّا آسمانی و از جنس نور، از سوی زنان تاریک دل قریش طرد شده و تنها مانده است. ماه هاست که او تنهایی اش را با گفتگو با فرزندی که هنوز پا به دنیا ننهاده، پر کرده است؛ امّا اینک نیازمند یاری است؛ نیازمند دستی مهربان که به کمکش بشتابد. از زنان قریش یاری می خواهد؛ امّا جز طعنه ها و سرزنش ها چیز دیگری نمی یابد.

به گرمای آرام بخش دعای پیامبر دل می سپارد و به مهر پروردگار دل می بندد تا آنکه خانه اش به نوری سپید روشن می شود. چهار زن بهشتی، چهار زن برگزیده، چهار یار مهربان به یاریش می آیند و فاطمه، طاهره مطهره، چشم به دنیا می گشاید و عالم را از حضور خود متحیّر می کند و از شادی آمدنش مست می سازد.

نگین خلقت

امروز خورشید وجود فاطمه(س) جهان را روشن ساخت. زمین خاکی لختی از ظلمت مادّی برون آمد و نور آسمانی را در خود دید. فاطمه(س) به دنیا آمد تا کهکشان خلقت برگرد وجودش بگردد. به دنیا آمد تا رحمت الهی تجلی دوباره یابد. به دنیا آمد تا خلقت بی معنا نماند. و انگشتر وجود بی نگین نماند. سلام و درود خدا بر تنها انگیزه خلقت، زیباترین آیه وحی، فاطمه زهرا(س).

ریسمان رستگاری

سال ها بود که با زنان مانند کنیزی تیره بخت رفتار می شد. اموال باعث افتخار بودند و دختران مایه ننگ. به مردگانی فخر می ورزیدند و دختران را منفور می داشتند. تا تو ای ریسمان محبّت الهی و ای لطیف ترین آیه خلقت، آمدی و رشته ننگ را از وجود رنجور زنان گسستی و افکار جاهلانه موهوم پرستان را دگرگون کردی. چه کرد بوسه پیامبر بر دستان تو در آن روز؟ چه کرد محبّت بی حدّ پیامبر به دخترش با نگاه خشمگین جاهلان و چشم پر امید دخترکان؟ و چه می کند یاد زندگی حیرت انگیز تو با منادیان آزادی زن در جامعه های جاهلی امروز؟! گرامی باد میلاد تو که مایه نجات و ریسمان رستگاری عالمیان شدی.

معلّم عشق

ای روشن ترین تفسیر آیات خدا، ای سبزترین برگ خلقت، آمدی و مظلومیّت با همه گستردگی اش و با همه عمق دردناکش با تو زاده شد. آمدی و درد و رنج پا به پای تو قدم برداشت. امّا تو، با تمام مظلومیّت و درد و رنج، آمدی تا کلاس عشق خدا بی معلّم نماند، تا زنان شیفته رستگاری بی سرمشق نمانند، تا راه خداجویی و معنویّت بی چراغ نماند، تا وادی عفّت و حیا بی خورشید نماند. جان عالمی به فدای تو ای مظلوم ترین اسوه صبر و عفاف و تقوی.

مدح مادر

ای باغبان بوستان آل طاها، ای مادر یاس های سپید و خوشبو، ای دامن مهربان شاخه های نرگس، خوش آمدی. مبارک آمدی. آمدی تا یاس ها سپیدی بیاموزند و نرگس ها خوشبویی. ای مهربان ترین مادر خلقت، فرزندنت امام عصر(عج) به مادری چون تو می بالد. زیباست سخن او در مدح تو که فرمود: «دختر رسول خدا(ص)، برای من اسوه حسنه و سرمشقی نیکوست». مبارک باد این میلاد فرخنده بر مولایمان صاحب الزمان(ع).

سرچشمه خوبی ها

ای زیباترین کلام خدا، ای لطیف ترین آیه خلقت، نکویی به نام تو نامور است و خوبی از تو سرچشمه می گیرد. زیبایی با تو معنا می شود و خیر با تو وجود می یابد. در مدح گوهری چون تو کلام پدرت رسول خدا(ص) گویاتر است که فرمود: اگر خوبی و نیکویی به صورت انسانی متجلی می شد، به حق که آن فاطمه بود، بلکه فاطمه از آن برتر و والاتر است. آری، فاطمه، دختر من، در طینت و شرافت و کرامت، بهترین کس روی زمین است.

زیباترین روز خلقت

امروز، روز میلاد گرامی ترین گوهر وجود فاطمه زهرا(س) و زیباترین روز خلقت است. فرشته ها همه جا را به نور تهنیت و تبریک آذین کرده اند. درهای رحمت خدا گشوده است و درخت وجود جز میوه های شیرین سرور هیچ ندارد. امروز امام عصر(عج) به دستان مبارکش بسته بسته هدیه می بخشد و از آسمان مهر خدا دسته دسته گل اجابت می بارد. حیف است اگر امروز با زمزمه مستانه زمین و زمان هم نوا نشویم و بر خود نبالیم که امروز بوستان وجود از غنچه های رستگاری و سعادت پر است.

سلام و صلوات

امروز در آسمان، هلهله سلام و صلوات پیچیده است. سلام بر فاطمه و پدرش، سلام بر فاطمه و همسرش، سلام بر فاطمه و فرزندانش، و این سلام ها باغ زندگی ها را از رشته های نورانی نجات و ریسمانهای سعادت لبریز ساخته است. به سلامی و صلواتی پر بگیریم و تا بر دوست پرواز کنیم. مولود مبارک این روز گرامی فاطمه زهراست.

بانوی عفاف

امروز چشمه رستگاری جاری شد و بوستان زندگی از آب زلال و حیات بخش ایمان و تقوا پر شد. امروز ما از بانوی عفاف و حیا سرمشق گرفته ایم و به سرانگشت اشاره بانوی عالمیان، فاطمه زهرا(س)، جز به خدا نمی اندیشیم و جز به راه او پا نمی نهیم. در خجسته میلاد دردانه خلقت، با سلاح دشمن شکن ایمان و تقوا و سپر محکم عفاف و حیا ایستاده ایم.

شفاف ترین معنی ایمان

خوش آمدی ای دردانه آفرینش، ای مهربان ترین ابر رحمت، بیا، بیا تا عفاف را معنا کنی. بیا تا عبادت به نمازهای شبانه و خالصانه تو روح بگیرد و تسبیحت، ذکر همیشه بماند. بیا تا ایثار در بخشیدن نانی از سفره افطارت به مسکین و یتیم و اسیر، خلاصه شود. بیا ای سرچشمه همه خوبیها، ای پاک ترین نور، ای شفاف ترین معنی ایمان، ای کامل ترین تبلور انسان. بیا که چه مبارک آمدنیست آمدنت.

سلام بر آمدنت

امروز روز شادی و شعف است. آنجا که فاطمه باشد و ریسمان مهر او فرش زندگیمان را به عرش سعادت بپیوندد و زلال محبتش بوستان ایمان را آبیاری کند و پرتو کلامش علف های هرز باغ هستی را بسوزاند، جای غم نیست؛ جای سلام است و درود. سلام بر آمدنت. سلام بر چشم گشودنت و سلام بر ماندن دو روزه ات و سلام بر تو که باغبان خوبی هایی.

بدترین افراد امت

خوش آمدی ای چراغ فروزان، ای خورشید هدایت، ای آبشار لطف و احسان. خوش آمدی که کلامت به دیدگانمان توان داد تا هرزگان را از خوبان باز شناسیم. هر روز کلام تو را در آینه دلمان به تصویر می کشیم که فرمودی: «پدرم رسول خدا فرمود: بدترین افراد امّت من کسانی اند که در بهره از نعمت ها زیاده روی می کنند و غذاهای رنگارنگ می خورند و لباس های گوناگون می پوشند و در گفتن کلام بی مبالاتند».

پرهیز از بخل

در فرخنده روز میلاد دردانه رسول خدا و گوهر بی همتای خلقت، زیباست اگر از زلال کلامش جرعه ای بنوشیم که به نقل از پدرش فرمود: «از بخل دوری کن که درختی است در جهنم و شاخه هایش در دنیا کشیده شده است، چون به شاخه اش آویزان شوی، تو را به جهنم می برد. به سوی بخشش و کرم بشتاب. درختی است از درختان بهشت که شاخه اش به سوی زمین کشیده شده. چون به شاخه اش بیاویزی به سوی بهشت رهنمونت می شود».

عبادت خالص

کلام فاطمه(س) چون چراغی است که از دریچه دل به درون می تابد و خداجویی و خداپرستی را بیدار می کند. این حبیبه الهی که در عبادت نشان «السابقون السابقون» را بر سینه زده بود و چنان مخلصانه به راز و نیاز با معبود می ایستاد که خدا به او می بالید، درباره عبادت می فرماید: «کسی که خالص ترین عبادت را به سوی خدا روانه کند، خدا بهترین مصلحت را به سوی او می فرستد».

شگفتی خلقت

خوش آمدی ای شگفتی خلقت، ای بلندترین کمالات انسانی، ای زیباترین گل بوستان آفرینش. عالم هستی همواره در حیرت وجود تو خواهد ماند. تویی که برای مستمندان سرچشمه مهربانی و صفا و بخشندگی بودی و در دفاع از آنها، اسوه خشم و اقتدار و عزّت. در برابر دردمندان، لطافت گل به پای لطافت قلبت نمی رسید و در حمایت از ولایت، قلب پولادینت یکسره صلابت و قدرت بود. در حجاب عفیف ترین بودی در سخنوری فصیح ترین، مهربان ترین مادر بودی و بهترین پشتیبان همسر. مبارک باد بر خدا آفرینشی چنین.

عطر آینه

امروز همه آیینه ها به عطر گل یاس معطّر شدند و در عمق شفافیّتشان از مکارم اخلاق فاطمی لبریز شدند، برای ما که دم از عاشقی این گل خوشبو می زنیم، فرصتی مناسب است تا لختی در این آینه ها بنگریم و فاصله دنیاطلبی را تا اخلاق بهشتی دختر پیامبر دریابیم. دریابیم که خوشی، عطر گل یاس را به خود نمی گیرد. از بیهودگی ها دست بکشیم و خود را به آینه ها نزدیک تر کنیم.

عشق گل یاس

مبارک باد روز میلاد دختر گرامی پیامبر اکرم، فاطمه زهرا(س)، بر همه بانوان مسلمان و با ولایت و بر همه پیروان مکتب گرانقدرش؛ همه آنان که در صدف عفاف و حیا مروارید وجود را پروراندند و قدم به وادی عشق زهرا(س) نهادند. مبارک باد این میلاد فرخنده، بر همه آنان که فاطمه وار، پرورش اسلامی را در روح کودکانشان جاری ساختند و مُهر رستگاری بر قلبهایشان زدند. مبارک باد این میلاد خجسته، بر همه آنان که با عشق گل یاس زندگی کردند.

سخنی از فرزند زهرا(س)

«فاطمه زهرا(س) فجر درخشانی است که از گریبان آن، خورشید امامت و ولایت و نبوّت درخشیده است. آسمان بلند و رفیعی است که در آغوش آن ستاره های فروزان ولایت قرار گرفته است.

همه ائمه(ع) برای مادر بزرگوار خود تکریم و تجلیلی قایل بودند که برای کمتر کسی این همه احترام و تجلیل را از آن بزرگواران می شود دید.»

عشق پدری

خجسته باد این عید مبارک و این روز فرخنده؛ روزی که لبخند، لبان پیامبر اکرم(ص) را پر کرد و شادی، قلبش را لبریز ساخت؛ پدری که به دخترش لقب مادر می دهد و پدری که دخترش را موجب شادی قلبش می داند. داستان این عشق از زبان گهربار آن حضرت شنیدنی تر است که فرمود: «فاطمه پاره تن من است، نور چشم من است، میوه دل من است. هرکس او را بیازارد، مرا می آزرد و هرکس او را شاد کند مرا شاد می کند». سلام و درود خدا بر رسول خدا و بر دختر گرامیش.

دوری از دنیا

روح بلند و ملکوتی فاطمه زهرا(س) چنان بود که غبار ظلمانی دنیای زبون هرگز نتوانست دامن آسمانی او را آلوده سازد. زیور دنیا در حسرت یک نگاه آن بانوی گرانقدر، همواره سوخت. امام سجاد(ع) می فرماید: «اسماء بنت عمیس به من گفت: خدمت فاطمه زهرا(س) بودم که رسول خدا(ص) وارد شد. در گردن آن بانو گردن بندی از طلا بود که علی بن ابیطالب(ع) از مال غنیمت برایش خریده بود. رسول خدا(ص) به فاطمه(س) فرمود: ای فاطمه، نکند مردم بگویند که فاطمه دختر محمّد از پوشش زورگویان استفاده می کند. فاطمه(س) گردن بند را درآورد. آن را فروخت. با پول آن بنده ای خرید و آزاد کرد و قلب پدر را با این کار شاد نمود».

ستایش پرورگار

درباره مقام والای دختر پیامبر، بانوی زنان بهشت، آنچه با قلم شکسته مان بنویسیم، چون غباری است در آسمان بیکران. باید از زلال دریای معرفت و پیامبر رحمت مدح او را شنید که فرمود: «دخترم فاطمه، سرور زنان سراسر عالم است. هرگاه در محراب خود در برابر پروردگارش، جلّ جلاله، بایستد، نورش برای فرشتگان آسمان درخشش دارد، چنان که نور ستارگان برای زمینیان درخشش دارد و خدا به فرشتگانش می فرماید: ای فرشتگان من، به بنده من فاطمه بنگرید. بانوی بندگان من در برابر من ایستاده است و بدنش از ترس من می لرزد. او با میل خویش به عبادت من روی آورده است. شما را گواه می گیرم که پیروان او را از آتش ایمن گردانیدم».

ستایش خدا

روز میلاد فاطمه زهرا(س)، روز میلاد همه خوبیهاست. روز جاری شدن زلال ایمان در همه قلبهاست. روز شستشو در چشمه معنویت فاطمی است. روز هدیه اخلاق پسندیده و خوی نیکوست. روز سجده و سپاس خداست؛ سپاس بر آفریدنِ این نور پاک، این سرچشمه رحمت، این نسیم حیات معنوی، این حوریه بهشتی در میان انسان ها. خداوندا، تو را سپاس که عشق او را در قلب ما نهادی. تو را سپاس که دست ما را به ریسمان هدایتش رساندی. مهربانا، نور پرفروغش را همواره بر زندگیمان بتابان. آمین.

در انتظار آمدنت

سال ها بود که خلقت با همه وسعتش، آمدنت را انتظار می کشید. سال ها بود که آب در انتظار دیدن کسی بود که نَفَسش حیات در کالبد بی روح خلقت می دمد. سال ها بود که آسمان چشم به راه کسی بود که در برابر وسعت سینه اش، ذره باشد. سال ها بود که خورشید منتظر نوری بود که از آن گرما و روشنی بگیرد. تو آمدی، بعد از آن همه انتظار. آسمان و زمین لبریز از نور تو شد. تویی که محورِ آفرینشِ همه خلقتی. تویی که مظهر صفات برتری، تجسم کامل ترین صفات خداوندی. تو آمدی و جهان واله تو ماند و دعاگوی قدمت شد. سلام و درود خدا بر تو ای سرچشمه رحمت الهی!

محور آفرینش

آن روز که خدا خواست بیافریند، تو را محور همه خوبی ها قرار داد. تو مظهر رحمت خداوندی. اگر آب مایه حیات است، از دم حیات بخش تو جان می گیرد. اگر خورشید نورانی است، به گوشه چشم توست. اگر رحمت خدا جاری است از بی کران وجود تو سرازیر می شود. اگر پروردگار خشم آرد، از زخم دل توست. ای میزان ترازوی عفو و خشم خدا، بر ما باران رحمت و مهرت را ببار.

نماز فاطمه(س)

سحرگاه است. مدینه در خواب است؛ امّا خانه فاطمه(س) روشن است. فاطمه(س) غرق در عشق خدا و محو در راز و نیاز با او، به نماز ایستاده است.

فاطمه ای که ترازوی خشم و رضای خداوندی است، فاطمه ای که خدایش به او می بالد، به نماز ایستاده و از ترس خدا می لرزد، نفس نفس می زند و با چشمان پر اشک او را می خواند. شگفتا از تو ای فاطمه! و شگفتا از آفریننده تو! مبارک باد این آفرینش. مبارک باد این حضور نورانی. مبارک باد این میلاد خجسته.

آراستن درون

امروز روز مبارکی است. عید خجسته ایست. روز میلاد نور، وزیدن نسیم حیات، باریدن باران رحمت. بیایید دل هامان را خانه تکانی کنیم. غبار دنیانگری و تاریک پسندی را از دریچه چشم ها برگیریم و پرده های سپید عفاف و حیا بر آن بیاویزیم. دل هامان را با رشته های نورانی عشق به اهل بیت آذین بندیم. سبد سبد گل ایمان و معرفت از گوشه کنار قلبمان بچینیم. سینه هامان را از گل ولای مادی طلبی پاک کنیم و بر آن رنگ روشن تقوا بپاشیم. بیایید در خانه دلمان جشن میلاد بگیریم و به کودکانمان عیدی بدهیم. مبارک باد این عید فرخنده، میلاد فاطمه زهرا(س).

راز و نیاز با خدا از زبان دختر پیامبر که خلوص عبادتش مایه فخر خدا بود، حدیثی جان بخش است. دو متن کوتاه زیر ترجمه و برداشتی است از دعای بعد از نماز حضرت فاطمه زهرا(س):

زمزمه نیاز

پروردگارا، هرکه به طلب حاجتی به سوی مخلوقی رود و خود را برای آن آماده سازد، امید لطف و عطا و احسان دارد. مهربانا، اینک من به طلب حاجت از تو آماده شده ام و امید لطف و بخشش دارم. مهربان من، مرا از بخششت محروم مگردان که تو بر طالب حاجت دست رد نمی زنی و گنجینه عطایت از بخشش کاستی نمی گیرد.

به امید نزدیک شدن

الهی، به سوی تو آمده ام به امید نزدیک شدن به تو، نه به پشتوانه عملی صالح و نه به شفاعت مخلوقی جز پیامبرت و اهل بیتش. به سوی تو آمدم به امید عفو بی منتهای تو که ویژه خطاکارانش گرداندی، آنان که همه عمر بر گناه پافشاری کردند و این بسیاری زمان گناه، جلوی عفو و بخشش تو را نگرفت. مولای من، بخشش و احسان، کار همیشگی توست، چنان که گناه عادت من است. پس به حق محمّد و دودمان پاکش، از گناه من در گذر که گناه بزرگ را کسی جز تو ای خدای بزرگ نمی بخشد.

میلاد خاتون دو سرا مادر مهر و آفتاب حضرت انسیة الحورا فاطمة الزهرا (سلام الله

علیها) به محضر آقا امام زمان (عج) و تمام شیعیان فرخنده و مبارک باد.

یا علی


دوشنبه 2 خرداد 1390
نوشته شده توسط : علی خطیبی طبقه بندی شده در :دین و مذهب , 

زلال وحی

أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء: آیا ندیدی چگونه خداوند «کلمه طیبه» (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزه­ای تشبیه کرده که ریشه آن (در زمین) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟ (ابراهیم، 24)

نکته: در روایات و تفاسیر از چند چیز به عنوان مصداق کلمه طیبه یاد شده است: توحید، ایمان، عقاید صحیح، رهبران آسمانی و یاران آنان. آری، توحید، اصل ثابتی است که در فطرت و عمق جان مردم جای دارد. «أَصْلُهَا ثَابِتٌ» و در تمام اعمال و گفتار و افکار انسان اثر می­گذارد. «فَرْعُهَا فِی السَّمَاء» و در همه وقت و در هر فراز و نشیبی می­توان از میوه ایمان بهره­مند شد. درخت توحید، ریشه­ای ثابت دارد. تهدیدها و توطئه­ها و نیش­ها و نوش­ها و طاغوت­ها آن را از پای درنمی­آورند و اگر در روایات این درخت به پیامبر و اهل بیت او علیهم السلام تفسیر شده، به خاطر همین است که دین محمّد صلی الله علیه و آله و راه اهل بیتش در برابر آن همه دشمن، رو به گسترش است و روزی جهانگیر خواهد شد.[1]

حدیث: پیامبر اکرم(ص) فرمود: من آن شجره (طیبه در قرآن) هستم و فاطمه شاخه آن و علی عامل لقاح و باروری آن و حسن و حسین، میوه­های آن و شیعیان ما برگ­های آن درختند. ریشه این درخت در بهشت عدن است و بقیه­اش در جنّت. (به نقل از المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج 3، ص 160 از منابع اهل سنت).[2]

یک جرعه آفتاب

فاطمه از زبان رسول خدا(ص)

«همانا فاطمه پاره تن من است کسی که او را خشمگین سازد مرا خشمگین ساخته.» [بحارالانوار، ج 43، ص 39]

«... دخترم فاطمه، سیده زنان جهان از اولین و آخرین است و او پاره تن من و نور چشم من و میوه دل من و روح من در بدن من است؛ او حوریه­ای است به­صورت انسان؛ هنگامی که در محرابش به عبادت در پیشگاه پروردگارش می­ایستد، نور او برای فرشتگان آسمان می­درخشد؛ همچنان که نور ستارگان برای اهل زمین می­درخشد...». [امالی، شیخ صدوق، صص 99-100]

«بهشت، مشتاق چهار تن از بانوان است: مریم دختر عمران، آسیه همسر فرعون، خدیجه دختر خویله و فاطمه علیها السلام دختر محمد صلی الله علیه وآله وسلم» [بحارالانوار، ج 43، ص 19]

«... روز قیامت، منادی از زیر عرش ندا می­کند: ای اهل محشر! سر به زیر افکنید و چشم­ها را ببندید تا فاطمه علیها السلام از صراط عبور کند: و او عبور می­کند در حالی که هفتاد هزار نفر از حوریان بهشتی همراه اویند.» [امالی صدوق، ص 25]

«فاطمه پاره من است؛ کسی که او را خوشحال سازد مرا خوشحال ساخته و کسی که او را ناراحت کند مرا ناراحت کرده، فاطمه گرامی­ترین مردم نزد من است.» [بحارالانوار، ج 43، ص 39]

«خداوند به خشم فاطمه خشمگین می­شود و به خشنودی او خشنود می­گردد.» [امالی مفید، ص 56]

«هرگاه مشتاق بوی بهشت می­شوم، دخترم فاطمه را می­بویم» [همان، ص 4]

«خداوند، تمام وجود دخترم فاطمه را لبریز از ایمان و یقین کرده است.» [همان، ص 23]

از زبان پیشوایان معصوم

«علی(ع): بخدا قسم او (حضرت زهرا) هیچ­گاه مرا به خشم دربیاورد هیچ­گاه در امری با من مخالفت نکرد و من هر گاه به او نگاه می­کردم، غم­ها و اندوه­ها از من برطرف می­شد.» [وسائل الشیعه، ج 14، ص 16]

امام صادق(ع):

«فاطمه، صدیق کبری است؛ محور حرکت انسان­های گذشته، معرفت و شناخت حضرت فاطمه علیها السلام بوده است.» [بحارالانوار، ج 43، ص 64]

امام کاظم(ع):

«در خانه­ای که اسم محمد یا علی، حسن، حسین، جعفر، عبدالله و از زنان، فاطمه باشد، فقر و تنگدستی وارد نخواهد شد.» [سفینه البحار، ج 4، ص 295]

امام زمان(ع):

«در دختر رسول خدا فاطمه سلام الله علیها برای من سرمشق و الگویی نیکو است.» [بحارالانوار، ج 53، ص 180]

امام صادق(ع):

«هر آن کس که فاطمه علیها السلام را آنگونه که باید بشناسد؛ لیله القدر را درک کرده.» [تفسیر فرات کوفی، ص 581]

امام صادق(ع):

«فاطمه را از آن­رو فاطمه گفته­اند که مردم از شناخت او عاجزند.» [همان]

اشاره

«مولود بهشتی»

پیامبر اسلام در سال پنجم بعثت، سخت­ترین فشارها را پشت­سر می­گذاشت که به اذن خدا، حادثه عظیم معراج رخ داد. حضرت، برای مشاهده ملکوت آسمان­ها به معراج رفت. در آن شب، جبرئیل از میوه درخت طوبی به ایشان داد و پیامبر(ص) از آن، تناول کرد. ... و «کوثر»، نعمتی است که از برکت همان میوه بهشتی، به واپسین فرستاده خداوند، اعطا شد؛ مگر نه اینکه پیامبر(ص) همواره دخترش را می­بوسید و می­فرمود: «من بوی بهشت را از او استشمام می­کنم»؟!

چهار بانوی بهشتی

حضرت خدیجه که پس از ازدواج با رسول خدا(ص)، مورد قهر و قطع رابطه زنان مکه قرار گرفته بود، در آستانه وضع حمل، به دنبال این زنان فرستاد تا او را در این امر مهم یاری کنند؛ ولی با پاسخ سرد و زشت آنان روبرو شد: «تو به سخن ما گوش نکردی و با یتیم ابوطالب که مالی نداشت، ازدواج کردی، ما نیز به یاری تو نخواهیم آمد.»

لحظه­های دشوار و بحرانی وضع حمل فرا رسید و خدیجه(س) تنها و بی­یار و یاور بود. ناگهان چهار زن را کنار خود دید. یکی از آنها گفت: «نترس و غمگین مباش؛ پروردگار مهربانت ما را به یاری تو فرستاده است؛ ما خواهران توایم.» به کمک چهار بانوی بهشتی [ساره همسر ابراهیم، آسیه همسر فرعون، مریم دختر عمران، و کُلثم، خواهر موسی]، مولود خجسته مکه، کوثر پیامبر، فاطمه زهرا سلام الله علیها، جهان را با قدوم خویش مزین ساخت... .

عفاف و حجاب

پیامبر(ص) روزی از مردم پرسید بهترین چیز برای زنان چیست؟ امیرالمومنین علی(ع) این سؤال را در منزل از حضرت زهرا پرسید و آن حضرت پاسخ داد: «اینکه مردان را نبینند و مردان نیز ایشان را نبینند.»[3] و هنگامی که این پاسخ به پیامبر عرض شد، حضرت ایشان را تحسین و تصدیق فرمود: در تقسیم کارهای زندگی، وقتی رسول خدا(ص) کارهای بیرون منزل را به علی(ع) و کارهای داخل منزل را به فاطمه سلام الله علیها سپردند، حضرت زهرا فرمود: «جز خدا کسی نمی­داند که چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از مواجهه با مردان معاف داشت.»[4]

در منطق فاطمه زهرا سلام الله علیها، ویژگی­های جسمانی زن، فقط و فقط محدود در زندگی زناشویی اوست؛ تا آنجا که حضرت زهرا(س) از اینکه در تشییع جنازه، پارچه­ای روی بدنش افکنده باشد و حجم بدن مبارکش نمایان باشد، ابراز ناراحتی کرد.[5] اما همه اینها، به معنی انزوا و گوشه­گیری زنان نیست؛ بلکه در مقام ضرورت، زن می­تواند، بلکه باید میدان­دار تلاش­های اجتماعی و فرهنگی و دینی باشد؛ چنانکه حضرت زهرا سلام الله علیها، خود در احقاق حق امیرالمونین علی(ع) از هیچ کوششی دریغ نفرمود.»[6]

در جبهه فرهنگی و سیاسی

ایمان و اعتقاد حضرت زهرا سلام الله علیها به حفظ عفت و حجاب مانع از همراهی و مجاهدت در عرصه­های گوناگون دفاع از اسلام و حق نمی­شود. حضور در منطقه نبرد و مداوای زخم­ها و شستن شمشیرها؛ حضور در مسجد برای دفاع از حق و ولایت؛ ایراد خطبه در جمع مردان و زنان و سرکوب کردن دشمنان با استدلال­های متقن و محکم؛ حضور شبانه در منزل گوره زیادی از مهاجرین و انصار و گوشزد کردن ظلمی که بر علی(ع) رفته و تذکر وظیفه آنها و در نهایت، آن­گاه که دست استدلال و برهان و کلام کوتاه شد، اشک­های هر روزه و جهاد فرهنگی آشکار در برابر دشمن، همه و همه، نمونه­هایی از فعالیت­های فرهنگی و سیاسی فاطمه زهرا سلام الله علیها در کنار حفظ عفت و تقوا و بندگی خداست.

تا می­توانی بپرس!

از جمله تلاشهای فرهنگی حضرت پاسخگویی به سؤالات و شبهات زنان و مردان بود؛ چنانکه نقل شده برخی از زنان، خدمت ایشان رسیده، پرسش­های شرعی خویش را مطرح و پاسخ دریافت کردند و آن­گاه که پرسش­گر، بسیاری پرسش­های خود شرمگین می­شد، حضرت با ذکر روایتی که اشاره به فضیلت این گفت­وگوهای علمی داشت، از شرمساری آنها می­کاست و زمینه طرح پرسش­های بیشتر را فراهم می­کرد.

یکی از اصحاب می­گوید پس از درگذشت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، فاطمه را در کنار تربت شهدای احد دیدم که اشک می­ریخت. نزدیک رفته از او اجازه خواستم، حضرت از گریه ساکت شد. (پس از کلامی چند) گفتم: ای سرور زنان، از شما سؤالی دارم که در سینه­ام آشوب کرده! حضرت فرمود: بپرس؛ گفتم: آیا رسول خدا(ص)، پیش از وفاتش بر امامت حضرت علی(ع) تصریح کرده بود؟ حضرت فرمود: عجیب است؛ آیا روز غدیر خم را فراموش کردید؟ [هم، گفت­وگوی مختصری ادامه پیدا کرد] پرسیدم: پس چرا علی از حق خود دست کشیده قیام نکرد؟

حضرت فرمود: از رسول خدا شنیدم که فرمود: «امام، همانند کعبه است که افراد به سوی او می­روند و او به سوی مردم نمی­رود.»[7]

گفتار مجری

فاطمه در عرصه کار و تلاش

در روایتی از امام صادق(ع) از جابر بن عبدالله انصاری صحابی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده «روزی رسول خدا به خانه دخترش فاطمه سلام الله علیها وارد شد و زهرا را در حالتی دید که اشک از چشمانش جاری شد؛ زیرا لباس آن حضرت بسیار نامناسب بود و با آن وضع، از یک­سو مشغول آردکردن جو و تهیه نان و از سویی دیگر، مشغول شیر دادن به کودک خود بود.

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: ای دختر عزیزم، این گونه تخلی­ها را در دینار برای رسیدن به پاداش و شیرینهای اخروی پذیرا باش و صبر و بردباری را از دست مده...» [بحارالانوار، ج 43، ص 85]

حضرت زهرا سلام الله علیها افزون بر کارهای جاری زندگی، حتی برای اداره زندگی و مقابله با مشکلات، ؟؟ برای اجنبی را نیز می­پذیرفت تا آبرو و حرمت خانواده­اش محفوظ بماند؛ نقل است روزی که گرسنگی بسیار بر خانه علی(ع) فشار آورده بود، حضرت نزد یک یهودی رفته با او قرارداد کرد تا در برابر مقدار جو، حضرت زهرا پشم­های او را برسید و حضرت نیز قرارداد خود را با بانوی دو عالم در میان گذاشت و او نیز پذیرفته، شروع به کار استیجاری کرد. [بحارالانوار، ج 35، ص 137]

نکته­های ظریف

عبادت آن حضرت با همه تلاشهای شبانه روزی و کارهای طاقت­فرسا، آنگونه بود که در روایات بسیاری به آن اشاره شده است. چنانکه نقل شده وقتی به عبادت می­ایستاد، همچون ستاره­ای درخشان برای اهالی آسمان­ها نورافشانی می­کرد. [علل الشرایع، ج 1، ص 215]

حسن بصری از بزرگان اهل سنت تصریح می­کند:

«در میان امت اسلام کسی عابدتر از فاطمه (سلام الله علیها) نبود او آنقدر در نماز می­ایستاد تا جاییکه قدم­هایش ورم می­کرد» [مناقب، ج 3، ص 341]

همچنین نقل شده هنگام نماز، از ترس خدا به نفس نفس می­افتاد. [ارشاد القلوب، ص 105]

یکی عبادات مستحبی آن حضرت، نمازی بود که از جبرئیل آموخته بود. امام صادق(ع) می­فرماید:

مادرم فاطمه سلام الله علیها همواره دو رکعت نماز را که جبرئیل به او آموخته بود می­خواند. در رکعت اول، بعد از حمد، صد مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم پس از حمد، صد مرتبه سوره توحید و پس از سلام نماز، تسبیحات حضرت زهرا (س ).

آن حضرت در راه عبادت و بندگی، ابتکاراتی هم داشت؛ از جمله آنکه ابتدا تسبیحی به­وسیله 34 گره روی یک نخ ساخت و از آن استفاده می­کرد؛ ولی پس از شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا، از خاک تربت او تسبیحی ساخته از آن استفاده می­فرمودند که پس از آن، تسبیح در بین مردم رواج یافت.» [وسائل الشیعه، ج 14، ح 1033]

از روایات بی­شمار، برمی­آید که آن حضرت در منزل، محرابی داشت که در آن مشغول به نماز و عبادت می­شد. امام مجتبی(ع) می­فرماید: «شب جمعه­ای مادرم را در محراب عبادتش دیدم که تا صبح به رکوع و سجود اشتغال داشت و پیوسته با ذکر نام برای مردان و زنان مومن، بسیار دعا می­فرمود؛ ولی برای خود دعایی نکرد. گفتم: مادر! چرا همانگونه که برای دیگران دعا می­کنی برای خود دعا نمی­کنی؟ فرمود: پسرم! نخست همسایه و سپس خود. [بحارالانوار، ج 43، ص 82]

حضرت زهرا (س ) عاشق بندگی خدا بود؛ چنانکه روزی رسول خدا به او فرمود: «دخترم، از خدا چیزی بخواه که جبرئیل از جانب خدا، وعده اجابت داده است. فاطمه سلام الله علیها عرض کرد: حاجتی جز توفیق در بندگی خدا ندارم. آرزویم این است که به وجه ؟؟ نظاره کنم و ناظر جمال او باشم.» [کافی، ح 536]


دوشنبه 2 خرداد 1390
نوشته شده توسط : علی خطیبی طبقه بندی شده در :دین و مذهب , 

بوی عصمت، طعم بهشت

شکوفه­ها، شگفت­زده از طراوات نوزادی شدند که عطر خدا را به همراه داشت و ستارگان، خیره در سیمای طفلی شدند که نور آفریدگار در آن باز تابیده بود و خدیجه شادمان از ولادت دختری که بوی عصمت می­داد و طعم بهشت.

زن­های مکه، خدیجه را در واپسین لحظه­ها و با همه دردهایش وانهادند، تا انتقام همراهی­اش با رسول خدا(ص) را از او بستانند؛ بی­خبر از آنکه زنانی به رنگ خدا و به بوی بهشت، چشم به راه تولد نورند، تا خود را به عطر او متبرّک و دامان خود را قنداقه این نوزاد آسمانی کنند. و این گونه، فاطمه بر روی فرشی از شکوفه­های آسمانی پا به زمین گذاشت تا به هستی رونقی دگر بخشد و خاکیان را به ملکوت پیوند زند.

ناطقه مرا مگر روح قُدس کند مدد

تا که ثنای حضرت سیده نسا کند

فیض نخست و خاتمه، نور جمال فاطمه

چشم دل از نظاره در مبدأ و منتهی کند

«مفتقرا» متاب رو از در او به هیچ رو

زانکه مس وجود را فضّه او طلا کند

[آیت الله اصفهانی، مشهور به کمپانی]

«کوثر» زلال

تو را با کدامین پدیده هستی می­توان سنجید و با کدام انسان، همانند دانست؛ آنجا که «امّ ابیها» لقب گرفتی و اشرف آدمیان بر دستانت بوسه زد.

چه زیبا پدرت اوج تو را به تصویر کشید؛ آنگاه که فرمود: «فَداها اَبوها؛ پدرش به فدایش باد.» تو آن «خیر کثیر» و «کوثر» زلالی که «آب حیات ولایت» از دامان تو تا گستره جاودانگی و فراسوی زمان، جاری است و نغمه خطبه­هایت در دراز نامی تاریخ، طنین­انداز است. تو به دنیا نیامده­ای، که این دنیا بود که به حضرت رسیده، و شایستگی دیدارت، تنها هجده بهار بهره او شد؛ و تو از تبار ملکوتی، و باید که جهان ملکوت به مجلس اُنست راه می­یافت، و به او اجازه دیداری جاودانه می­دادی.

صد تبارک گفت نقاش ازل چون برنگاشت

طلعت زیبا و خوی مشگ بار فاطمه

ایزد یکتا به طاق عرش اعلی بر نگاشت

نام پاک و عزت و شأن و وقار فاطمه

پیش سرو قامتش شرمنده طوبای بهشت

عرشیان تکبیر گویان بر شعار فاطمه

زد «الهی» چنگ در دامان عصمت کز نشاط

مست ناب کوثر است از جویبار فاطمه

[حکیم آیت الله الهی قشمه­ای]

همان هجده بهار کافی بود...

... و خدا این­گونه مقدر بود که نوزادی از جنس زن، به هستی معنا بخشد و آفرینش را با حضور خویش بیاراید؛ آن­که شکوه نامش به بازار زیبایی­ها رونق بخشید و وقار و نجاتش، به پاکی­ها صفایی دگر آموخت؛ کسی که در دعاهای شبانه­اش، همسایه­ها را بر خود و خانواده­اش مقدّم می­داشت و افطار روزه­اش را به تهی­دستان و بینوایان می­بخشید.

برای او تنها هجده بهار، کافی بود تا سر بر چکاد «عصمت» بساید و سیمای راستین یک زن را به نمایش بگذارد. و آن عشق پاکی که او بر آستانش لب سوده بود، وی را از بند «نان» و ننگ «نام» رهانیده بود؛ پس حضرتش را چه باک اگر شأنش نهان مانَد و قبرش ناپیدا:

چه کنم نام و نشان را چه زتو گم نشود کس

چه کنم سیم و دِرم را چو در این گنج فتادم

(مولوی)

آبروی زن

تو آمدی و به زن آبرو بخشیدی و گستره­ای بی­پایان از مقام یک بانو را در برابرش گشودی.

کدام زن چون تو به جهان، نور پاشید و کدام بانو هماند تو بوی خدا می­داد؛ آن سان که خورشید به همه سوی، نور می­پاشید و جایی از زمین را از روشنایی و گرمای خود، تهی نمی­خواهد. تو نیز چنین بودی که سردی و سیاهی و تاریکی دل­ها و جان­ها و افق­ها را بر نمی­تابیدی و از جایگاه بلند خویش، به همه سوی، روشنایی و نور گسترانیدی، تا چون خورشید، گل­ها و بستان­ها، از نور و گرمای تو پرورش یابند و عقل­ها و ذهن­ها شکوفا شوند.

کیست که به دامانت بیاویزد و دستانش از مائده­های آسمانی، لبریز نشود؟! کسیت که نامت را ببرد و بر نهال دلش شکوفه آرامش ننشیند، و کسیت که دریچه دلش را به سوی تو بگشاید و آکنده از عطر دلاویز وجودت نگردد؟!

بانوی هجده ساله! افسوس که واژگان، از نمایش بلندای قامتت ناتوانند، همان گونه که آینه هستی را توان تماشای چهره کاملت نبوده است.

آری! ژرفای سیمای معنوی­ات را تنها در آینه ملکوت باید دید، و مقام ناپیدایت را تنها در جهانی دیگر می­توان به نظاره نشست.

سلام بر تو ای «محدّثه»، ای «زهرا»، ای «زهره»، و ای آن­که تو را نتوان با کسی سنجید؛ جز آنکه بگوییم: «فاطمه، فاطمه است.»

جان عرشیان

از این پس رسول خدا(ص) چه غم دارد؛ که از دامانش چشمه کوثر جوشیده است، تا به چهار سوی آفرینش، جاری شود و همه تشنگان را مهمان خنکای جرعه­هایش نماید. با حضور سبز فاطمه، چه بهانه­ای برای تشنه کامی به جای می­ماند و چه عذری برای خشکسالی دل­ها و جان­ها:

«گر نه اَعطَیناک کوثر خوانده­ای

پس چرا خشکی و تنها مانده­ای»

(مولوی)

گرچه پهلویت شکست، باکی نیست؛ که نامت نخواهد شکست و جاودانه خواهی ماند و آرامگاه تو باید در دل ملکوتیان و جان عرشیان باشد، نه در زیر خاک و در مدینه و بقیع.

گرچه ما همچنان جای جای بقیع را می­کاویم، تا شاید نشانه­ای از تو بیابیم و خاک مزارت را سرمه چشمانمان و مرهم زخم­های کهنه­مان سازیم.

بر سر تربت ما چون برسی همت خواه

که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

(حافظ)

آورده­اند که...

امروز نوبت من است

سلمان فارسی، تندتر از همیشه گامی برمی­داشت. نه اینکه در پی کار رسول خدا می­رفت، که آن، خود نیز دل­انگیزترین کارها برای وی بود – بلکه هر گاه رسول خدا او را در بی­کاری، به خانه دخترش زهرا می­فرستاد، چنان شوقی سراپای وجودش را فرا می­گرفت که سرازپا نمی­شناخت.

- «بسم الله»!

صدای ملکوتی و با وقار دختر رسول خدا که اذن ورود به او می­داد، گویی در بهشت را به روی او گشود. آرام و سر به زیر، وارد خانه مولایش علی(ع) شد. هنوز لب به سخن نگشوده بود که دلش از آنچه دید شکست؛ در خانه محقّر علی(ع)، حسین کوچک در گوشه­ای، از گرسنگی بی­تابی می­کرد و دختر برترین مخلوق عالم، مشغول آرد کردن جو با دستاس بود. اشک­های سلمان جاری شد؛ آه، دستان ریحانه رسول خدا(ص) از شدت کار با دستگیره­های خشن دستاس سنگی، ورم کرده و خون­آلود است! سلمان، سکوت را شکست. اندوهگین دلشکسته گفت: ای دختر رسول خدا! چرا از فضه کنیز منزل کمک نمی­گیری که اینگونه...؛ عقده گلو، مانع ادا دادن کلام شد. حضرت لحظه­ای دستاس را متوقف کرد و آنگاه فرمود: «پدرم سفارش او را به من کرده، من نیز کارها را بین خودمان عادلانه تقسیم کردم؛ یک روز او کار می­کند و یک روز من و امروز نوبت استراحت اوست.»[8]

کوتاه و گویا

میلاد حضرت بتول و هدیه آسمانی خدا به رسول، بانوی ملکوت و جبروت، حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها گرامی باد!.

امشب، آسمان مکه آذین­بند قدوم دختر خورشید است و کعبه و زمزم و صفا، سرود خوان آمدن کوثر جاری رسول خدایند.

میلاد زهره زهرا، طاهره مطهره، کوثر رسول، حضرت زهرای بتول بر همه مسلمانان جهان مبارک باد!.

شعر

«شرق حیرت»

سمت چشمان شما را شرق حیرت گفته­اند

غربت اندوه ما را غرب حسرت گفته­اند

یازده خورشید نورانی تشعشع کرده­اند

زیر آن چادر که آلاچیق عصمت گفته­اند

ساکنان باغهای آبی هفت آسمان

یک صدا بانوی کوثر را مدیحت گفته­اند

کوچه­های معرفت تا رهگذار گام توست

خاک آن را اصل عرفان مهر طینت گفته­اند

نیستی هم با شعاع هستی تو جان گرفت

پرد و نام تو را آهنگ خلقت گفته­اند

بس که خون باریده­ام از دیده با یاد شما

قلب ما را کربلای داغ غیرت گفته­اند

ای حجاز معرفت بعد از تو یاران علی

از نجف تا کوفه ار اقلیم غربت گفته­اند

آرمان شهر منی ای سرزمین عشق و نور

خانه­ات را تا کجا آباد حکمت گفته­اند

روز دیدار تو رستاخیز احساسات ماست

عالم شیدایی ما را قیامت گفته­اند

«گل محمدی»

امشب در این کویر گلی زاده می­شود

دنیا به خاک بوسی­اش آماده می­شود

امشب هزار دسته گل نور از بهشت

بر خانه خدیجه فرستاده می­شود

می­آید او که نو گل پاک محمد است

زهرا که مقتدای هر آزاده می­شود

بوی گلاب می­دهد امشب تمام خاک

امشب در این کویر گلی زاده می­شود

«تولد»

لحظه­ها

لحظه­های ناگوار و تیره بود ناگهان

بر سکوت باستانی زمین یازده ستاره

ظلمتی عمیق چیره بود در ادامه­ات شکفت؛

آمدی

_مثل ماه_

در میان رودی از ترانه و سرود

با تنی کبود

هاتفی

در میان آسمان شب از طلوع روشن تو گفت


سه شنبه 27 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : علی خطیبی طبقه بندی شده در :دین و مذهب , 

حضرت ام البنین(س) 

مادر عشق و ادب،ام البنین(علیها سلام)

ام البنین، (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه كلابیه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداكار بود.روایت است كه امیر المؤمنین علیه السلام پس از شهادت حضرت زهرا علیه السلام به برادرش عقیل كه انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برایم خواستگارى نمایى كه از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برایم به دنیا آورد.عقیل، فاطمه كلابیه (ام البنین) را به ایشان معرفى نمود و گفت: در بین عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.این مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربیت كرد كه همه شیفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسین علیه السلام بودند و در ركاب آن حضرت شهید شدند.

ام البنین در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشیر به مدینه بازگشت و ام البنین را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنین گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‏هایم و آنچه زیر آسمان است فداى ابا عبد الله علیه السلام، از حسین برایم بگو .

ام البنین براى عزادارى هر روز همراه نوه ‏اش عبید الله (فرزند عباس علیه السلام) به بقیع می رفت و نوحه می ‏خواند و می ‏گریست و این اشعار را زمزمه می ‏كرد:

منم که سایه نشین و جود مولایم

کنیز خانه غم ؛ خاک پای زهرایم

منم که خانـــه به دوش غــم علی

منم که همقدم محنت ولی هستم

منم که شاهد زخم شکسته ابرویم

انیس گریه به یاس شکسته پهلویم

منم که در همه جا در تب حسن بودم

منم که شاهد خون لب حسن بودم

منم که جلوه حق را به عین می دیدم

خدای را به جمال حسین می دیدم

منم که بوده دلم صبح و شام با زینب

منم میان همه ؛ هم کلام با زینب

منم که سوگ گلستان و باغبان دارم

به سینه زخم غم کربلائیان دارم

منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد

چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد

منم که مادر عشق و امید و احساسم

فدای یک سر موی حسین،عباسم

13 جمادی الثانیة سالروز وفات  حضرت ام البنین (علیها سلام) به محضر آقا امام زمان (عج) و تمامی شیعیان تسلیت و تعزیت باد.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی


چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : علی خطیبی طبقه بندی شده در :دین و مذهب , 

تسبیح زهرا علیهاالسلام؛ هدیه آسمانى

ستارگان درخشانتر از همیشه تاریخ در آسمان مدینه پرتو افشانى مى‏كردند. شمیم عطر محمدى - صلی الله علیه و آله - در كوچه‏هاى مدینه پراكنده بود و یاس علوى، آنگاه كه به معراج نماز مى‏رفت، نورش براى اهل آسمان مى‏درخشید و بر چهره اهل زمین نور مى‏پراكند.

 

در آن هنگام فاطمه علیهاالسلام ار سختى كارهاى خانه در زحمت‏بود. امیرمؤمنان علیه السلام آنگاه كه چنین دید به فاطمه توصیه كرد، نزد پدر برود و خدمتكارى درخواست كند تا در امور منزل یار و همكارش باشد.

 

وقتى پیامبر صلی الله علیه و آله از خواسته آنان آگاهى یافت، فرمود: «اى فاطمه چیزى به تو عطا كنم كه از خدمتكار و دنیا با آنچه در آن است، ارزشمندتر است؛ بعد از نماز سى و چهار مرتبه «الله اكبر» و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏» و سى و سه مرتبه «سبحان الله‏» بگو و آن را با لا اله الا الله ختم كن. این كار برایت از چیزى كه مى‏خواهى و از دنیا و آنچه در آن است، بهتر است.‏»

 

تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام در هر روز، به دنبال هر نماز، نزد من از هزار ركعت نماز (مستحبى) در هر روز، محبوب‌تراست.

در آن لحظه كه این هدیه آسمانى به فاطمه علیهاالسلام عطا شد، فرمود: «از خدا و رسول خدا راضى شدم.

 

درك هدیه بزرگى كه رسول اكرم صلی الله علیه و آله به فاطمه علیهاالسلام اعطاء كرد، بالاتر از طاقت غیر معصوم است، به گونه‏اى كه انسان از وصف آن عاجز مى‏ماند و فقط از سرچشمه گفتار معصومین علیه السلام است كه تا اندازه‏اى مى‏توان از بركاتش بهره‏مند شد.

 

تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام كه به مناسبت مداومت آن حضرت در انجام آن به وى منسوب گردید، در واقع تسبیح حق تعالى است! حضرت امام خمینى در كتاب اربعین حدیث چنین مى‏نگارد: «... پر واضح است كه تسبیح و تقدیس حق تعالى مستلزم علم و معرفت ‏به مقام مقدس حق و صفات جلال و جمال اوست

 

روزى امام صادق علیه السلام ابو هارون را مخاطب ساخت و از تعلیم تسبیح حضرت فاطمه به كودكان سخن گفت: «اى ابو هارون، ما تسبیح فاطمه علیهاالسلام را به فرزندان خود سفارش مى‏كنیم همچنان كه آنها را به نماز توصیه مى‏كنیم. تو نیز بر آن مداومت كن. زیرا هر بنده‏اى كه بر آن مواظبت و مداومت كند، عاقبتی نیكو خواهد داشت

 


 

حضرت فاطمه : الله اکبر اولین ذكر تسبیحات

 

در تسبیح فاطمى علیهاالسلام، انسان با گفتن «الله اكبر» به نهایت عجز خود اعتراف مى‏كند و به ناتوانیش به درگاه الهى بارها اقرار مى‏كند.

 

الحمدلله، دومین ذكر تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام:

 

پس از آن كه انسان به عجز و ناتوانى خویش در شناخت ‏خالق اعتراف كرد، با گفتن الحمدلله كه از افضل اذكار تسبیح است، وارد مرحله بعدى مى‏شود.

 

امام صادق علیه السلام به فضیلت تسبیح بعد از نمازهاى واجب چنین اشاره كرد: «هر كس بعد از نماز واجب تسبیح فاطمه زهرا علیهاالسلام را به جا آورد، قبل از این كه پاى راست را از بالاى پاى چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده مى‏شود

سبحان الله‏؛ سومین ذكر تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام:

 

شخصى از حضرت على علیه السلام پرسید: معنى سبحان الله چیست؟ جضرت فرمود: «سبحان الله‏» تعظیم مقام بلند و با عظمت‏ خدا و منزه دانستن او از آنچه كه مشركان مى‏پندارند، است و زمانى كه بنده این كلمه را مى‏گوید، همه فرشتگان بر او درود مى‏فرستند

درباره ثواب تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام با تربت امام حسین علیه السلام از حضرت صاحب الامر(عج) روایت ‏شده است كه: هر كه تسبیح تربت امام حسین علیه السلام را در دست داشته باشد و ذكر را فراموش كند، ثواب ذكر براى او نوشته مى‏شود.

 



برچسب ها : تسبیح عشق ,  تسبیح ,  عشق ,  تسبیح زهرا علیهاالسلام ,  هدیه آسمانى ,  شمیم عطر محمدى ,  یاس علوى ,  معراج نماز ,  اهل آسمان ,  فاطمه علیهاالسلام ,  پیامبر صلی الله علیه و آله ,  بعد از نماز ,  «الله اكبر» ,  «الحمدلله‏» ,  «سبحان الله‏» ,  لا اله الا الله ,  هزار ركعت نماز (مستحبى) ,  تسبیح حق تعالى ,  امام خمینى ,  كتاب اربعین حدیث ,  علم و معرفت ,  مقام مقدس حق ,  صفات جلال ,  امام صادق علیه السلام ,  نهایت عجز ,  دومین ذكر تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام ,  عجز و ناتوانى ,  اذكار تسبیح ,  حضرت على علیه السلام , 
شنبه 17 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : علی خطیبی طبقه بندی شده در :دین و مذهب , 

مقام حضرت زهرا (س) در حدیث شریف كساء

در بخشی از این حدیث آمده است: . . . خداوند عزوجل فرمود: ای فرشتگان من و اهل آسمانها، من آسمان را نیفراشتم، زمین را نگستراندم، ماه را نورافشان قرار ندادم، خورشید را درخشان، فلك را گردان، آب را جاری و كشتی را سیركننده نیافریدم مگر به خاطر محبت این 5 نفری كه در زیر عبا هستند. جبرئیل امین عرضه داشت: پروردگارا اینها چه كسانی هستند پروردگار فرمود كه آنان اهل بیت نبوتند و معدن رسالت: فاطمه و پدر و شوهر و دو فرزندش.

 

سیمای حضرت زهراء(س) در قرآن چیست؟

از جمله آیات مشخص كننده سیمای حضرت زهراء (س) می توان به آیات سوره مباركه كوثر،آیه قربی(آیه 22 از سوره غافر)، آیه مباهله (آیه 60 از سوره آل عمران)، آیه تطهیر و . .

 

اشاره كرد. در اینجا آیه نور (آیه 35 از سوره نور) را بررسی می كنیم:

ترجمه آیه: خداوند نور آسمانها و زمین است. مثال نور خداوند همانند چراغدانی است كه درآن چراغی (پرفروغ) باشد، آن چراغ در حبابی قرار می گیرد، حبابی شفاف و درخشنده همچون یك ستاره فروزان، این چراغ با روغنی افروخته می شود كه از درخت پربركت زیتونی گرفته شده كه نه شرقی است و نه غربی. (روغنش آنچنان صاف و خالص است كه

نزدیك است بدون تماس با آتش، شعله ور شود . . . در تفسیر این آیه از قول امام موسی كاظم (ع) آمده است كه

 -1مراد از "چراغدان" حضرت فاطمه زهراء(س) می باشد.

 -2مراد از "چراغ"، امام حسین (ع)می باشد.

 

-3عبارت " همچون یك ستاره فروزان " به درخشانی فاطمه (س) در میان زنان عالم اشاره

 

دارد.

 -4 مراد از عبارت " نزدیك است بدون تماس با آتش، شعله ور شود " این است كه دانش و

 

بینش حضرت زهراء(س) چنان است كه چیزی نمانده تمام علوم و دانشها از ایشان سرچشمه بگیرد

چند حدیث

 

-1هرگاه كه پیامبر خدا از سفر برمی گشت زیر گلوی فاطمه (س) را غرق بوسه می ساخت و می فرمود: بوی خوش بهشت را از فاطمه استشمام می كنم.

-2 هر گاه كه فاطمه (س) بر پیامبر (ص) وارد می شد پدرش بر دستهای او بوسه می زد واو را در جای خودش می نشاند و هر گاه كه پیامبر (ص) از نزد فاطمه (س) خارج می شد پشت به دخترش نمی كرد و همچنان كه با محبت به وی می نگریست، عقب عقب حركت می كرد (یعنی نهایت احترام در هنگام وداع

-3یكبار مرد نابینایی نزد فاطمه (س) حضور پیدا كرد. حضرت با پوشش چادر در برابروی حاضر شد كه تعجب اطرافیان را در پی داشت. چون علت را سوال كردند ایشان فرمودند : درست است كه مرا نمی بیند اما بوی مرا كه استشمام می كند(در واقع حضرت از چادر جهت ایجاد مانعی در برابر خروج عطر زنانه خود استفاده كرده بودند

)این ایام سراسر حزن و اندوه را به صاحب مصیبت آقا امام زمان (عج) و تمام شیعیان تسلیت عرض کرده و عرضه می داریم:

 

آجرک الله یا صاحب الزمان(عج)

صلی الله علیک ایتها الصدیقة الشهیدة

لعن الله قاتلیک یا فاطمه الزهرا(س)


جمعه 2 اردیبهشت 1390
نوشته شده توسط : علی خطیبی طبقه بندی شده در :دین و مذهب , 

سلام دوستان

بار دیگر ایام شهادت جانگداز بانوی آب وآیینه حضرت زهرای مرضیه(س)را به محضر آقا امام زمان (عج) تسلیت گفته و از خداوند منان تعجیل در فرج ایشان را مسئلت می نماییم

یا فاطمه(س)

چرا بانوی یگانه دو عالم، "فاطمه" نامیده شده است؟

امام صادق (ع): یعنی شر و بدی در وجود او راهی ندارد

رسول اكرم (ص): زیرا كه آتش بر وی و شیعیانش ممنوع گردیده است.

امام علی (ع): شنیدم رسول خدا فرمودند: فاطمه را فاطمه نامیده اند زیرا كه خدای تبارك و تعالی وی و فرزندانش را از آتش بازداشته است البته آن فرزندانی از ایشان كه خدا را ملاقات كنند در حالیكه ایمان به پروردگار داشته و بر آنچه كه بر من نیز نازل شده اعتقاد داشتهباشند

چرا بانوی یگانه دو عالم، "زهراء" نامیده شده است؟

زهراء در لغت به معنی درخشنده و نورانی است و احادیث زیادی وجود دارند كه بیانگر درخشندگی و نورانیت بانوی دو عالم هستند از آن جمله:

پیامبر اكرم (ص): او (فاطمه) حوریه ای است به صورت انسان. آن هنگام كه در محراب عبادت در برابر خدا می ایستد نور وی برای ملائكه و فرشتگان آسمان می درخشد همانگونه كه نور ستارگان برای اهل زمین درخشندگی دارد. خدای بی همتا به فرشتگانش می گوید:

هان ای فرشتگان من، به بنده شایسته ام فاطمه ،سالار بانوان، بنگرید كه در بارگاهم ایستاده و از خوف و خشیت بر خود می لرزد و با همه وجود به پرستش من روی آورده است. اینك شمایان را گواه می گیرم كه پیروان او را آتش دوزخ ایمنی بخشم.

چرا بانوی یگانه دو عالم، "صدیقه" نامیده شده است؟

این لقب از جانب رسول مكرم اسلام به فاطمه (س) داده شده بود كه در معنی به كسی اطلاق می شود كه فراوان راستگو بوده و سخن خود را با علمش تصدیق می كند.

چرا بانوی یگانه دو عالم، "راضیه" نامیده شده است؟

یعنی ایشان به آنچه خداوند تبارك و تعالی بر وی از مرارتها، ناراحتی ها، رنجهای دنیا، پاداشها و . . . مقرر فرموده راضی بوده اند و این از بالاترین درجات ایمان می باشد.

چرا بانوی یگانه دو عالم، "مرضیه" نامیده شده است؟

زیرا ایشان مورد رضای پروردگار قرار گرفته بودند.

 

چرا بانوی یگانه دو عالم، "محدثه" نامیده شده است؟

امام صادق (ع): فاطمه زهراء را محدثه نامیده اند زیرا كه فرشتگان از آسمان فرود آمده و با

ایشان گفتگو كردند همان گونه كه مریم دختر عمران را مورد ندا قرار داده اند. فرشتگان آسمانی به فاطمه زهراء گفتند: ای فاطمه خدا تو را انتخاب كرده و پاك نموده و بر زنان عالم برتری ات بخشیده است.

 

اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها وسرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

 

اللهم العن قاتلی فاطمة الزهرا(س)

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

یا علی


 
سه شنبه 30 فروردین 1390
نوشته شده توسط : علی خطیبی طبقه بندی شده در :دین و مذهب , 

سلام دوستان

ایام شهادت بانوی دو عالم سیدة نساء العالمین صدیقه طاهره حضرت زهرای مرضیه(سلام الله علیها)  را به ساحت مقدس و ملکوتی صاحب العصر و الزمان حضرت امام زمان (عج) وتمامی شیعیان تسلیت گفته وعرضه می داریم:

آجرک الله یا بقیة الله

در نعت و ستایش خانوم حضرت زهرا(سلام الله علیها) از احادیث وروایات معصومین(علیهم السلام) مدد می گیریم:

حضرت بقیه الله ارواحنا فداه در ضمن توقیع شریفی مرقوم فرمود:

در دختر رسول خدا برای من الگوی خوبی ست.

(غیبت شیخ طوسی ص 173)

 

امام حسن عسکری علیه السلام فرموده اند:

ما امامان حجت خدا بر مردمان هستیم و فاطمه سلام الله علیها حجت خدا بر ماست.

( تفسیر اطیب البیان ج13/ ص 235)

 

امام هادی علیه السلام از رسوال اکرم صل الله علیه و آله و سلم روایت می کند:

دخترم از این جهت فاطمه سلام الله علیها نامیده شد که خداوند او را و دوست دارانش را از آتش جهنم جدا کرد.

( امالی شیخ طوسی ج 1 / ص 300)

 

امام جواد علیه السلام مدتی طولانی در دریای تفکر غوطه ور بود ( اشک می ریخت و با مشت بر زمین می کوبید)

 امام رضا پرسید: جانم به فدایت در چه موضوعی اینقدر می اندیشی؟!

حضرت پاسخ داد:

در مصائب مادرم فاطمه سلام الله علیها  این چنین اندیشناکم، به خداوند سوگند پیکر آن دو پلید را بیرون می آورم، آتش می زنم و خاکسترشان را به باد می دهم و باز مانده شان را به دریا می ریزم.

( کامل بهایی ص 313)

 

امام رضا علیه السلام فرموده اند:

هنگامی که حضرت فاطمه در شب اول ماه رمضان استهلال می نمود، نور جمالش بر نور هلال غلبه می کرد و هلال دیده نمی شد، هنگامی که حضرت زهرا غائب میشد آنگاه هلال ظاهر می گشت.

( بحار الانوار ج 43/ص56)

 




برچسب ها : شهادت بانوی دو عالم ,  سیدة نساء العالمین ,  صدیقه طاهره حضرت زهرا ,  ساحت مقدس و ملکوتی ,  صاحب العصر و الزمان حضرت امام زمان (عج) ,  وتمامی شیعیان ,  نعت و ستایش ,  حضرت بقیه الله ارواحنا ,  دختر رسول خدا ,  امام حسن عسکری ,  امامان حجت خدا ,  امام هادی علیه السلام ,  رسوال اکرم صل الله علیه و آله و سلم ,  امام جواد علیه السلام ,  دریای تفکر ,  امام رضا ,  مصائب ,  مصائب مادرم فاطمه سلام الله علیها ,  خاکسترشان ,  شب اول ماه رمضان ,  استهلال ,  ( بحار الانوار ج 43/ص56) ,  امام صادق علیه السلام : ,  صدیقه کبری ,  محور معرفت ,  امام باقر علیه السلام : ,  جن و انس و پرنده و درنده و پیامبران و فرشتگان واجب الاطاعه ,  جن و انس ,