یاران فرهنگ
ویژه فارغ التحصیلان دوره آموزشی یاران فرهنگ
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما


این وبلاگ متعلق به شما مخاطب گرامی بالخص اگر فارغ التحصیل دوره آموزشی یاران فرهنگ هستید.

مدیر وبلاگ : «یاران فرهنگ»
پست الکترونیکی : yaranefarhang@gmail.com
جستجو


آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
کد خوش آمد گویی - دکمه گرافیکی تماس با ما سفارش سی دی سخنرانی کد افراد آنلاین Online User کد بالا رفتن
IranSkin go Up
ابر برچسب ها

بازدید کننده گرامی
با توجه به   ادعای بعضی  افراد سودجو مبنی بر اینکه ارتباط با عالم غیب دارند در  چند سال اخیر در کشورمان اتفاق افتاده است  و در دوره های آموزشی یاران فرهنگ که ویژه دانشجویان منتخب فرهنگی منطقه پنج دانشگاه آزاد اسلامی برگزار می گردد به شناخت و آسیب های اینگونه موارد پرداخته شده است  وبلاگ یاران فرهنگ در نظر دارد به  معرفی  یکی از این مدعیان دروغین  به نقل از وب سایت چرا مسیحی نیستم بپردازد.




این روزها حرف و حدیث هایی از یک شخص مدعی با ادعاهایی خاص شنیده می شود به نام علی یعقوبی . شخص کم سوادی که افرادی را حتی از بین تحصیل کرده های حوزه و دانشگاه و نیز از مسئولین کشور ، به خود جذب نموده است.

امروز فایلی دو ساعته از صحبت های وی به دستم رسید که با گوش کردن آن بد جوری به هم ریختم . از سلسله مغالطاتی که در سخنانش دارد و ظاهر زیبایی که بدان می بخشد و هر شخص کم اطلاعی با شنیدنش مجذوبش می شود!

لذا بر آن شدم تا نقدی بر اندیشه های باطل وی بنویسم اما خوشبختانه دیدم عزیزی به نام آقای حجامی این شخص ساده لوح و نادان را ، زیبا ، مستدل و گویا ، شسته و به کناری گذاشته است. اندیشه های در لفافه اش را برهنه در برابر مخاطب قرار داده تا با فریب ها و ادعاهای مضحکش آشنا شده و خود نیز برای دیگران روشنگری نمایند.

برای این که هدف خودم تامین شده باشد و نیز برای کمک به انتشار این نقد ، آن را در سه قسمت در سایت قرار می دهم تا مورد استفاده شما عزیزان قرار گیرد.



اندیشه زلال مهدویت در طول تاریخ همواره با آسیب‌های مختلفی مواجه بوده است. از یک سو عده‌ای با معرفی خود به عنوان مهدی و یا نائب و باب دسترسی به آن‌ حضرت و یا به عنوان کسی که مورد عنایت امام زمان بوده و پرتوی از لطف آن حضرت در وی تجلی نموده است و با استفاده از احساسات مردم، تلاش کردند به مطامع خود دست یابند و از سویی دیگر عده‌ای از روی غفلت و یا به عمد و با هدف جلب قلوب دوستداران امام مهدی به سوی خود و قرار گرفتن در کانون توجه آنها، با بزرگ نمایی بعضی از آموزه‌های مهدویت، ناهنجاریهایی را در رفتار شیعیان  به وجود آورده و می‌آورند. و گاهی نیز با ارائه تفسیری نادرست از بعضی از آموزه‌های آن، دشواری‌هایی را در مسیر ترویج و پایبندی به آنها و در نتیجه در اعتقاد مردم نسبت به امام زمان می‌آفرینند. این جریان در طول تاریخ، تهدیدی برای اندیشه مهدویت بوده و در عصر حاضر نیز تهدیدی جدی برای این اندیشه تابناک به حساب می‌آید. و یکی از ضرورتهای پژوهش در عرصه مهدویت شناخت این جریانها و عوامل و بسترهای رشد آنها می‌باشد که اصطلاحاً از آن با عنوان جریان شناسی مهدویت یاد می‌شود. جریان شناسی مهدویت عبارت است شناخت جریانهایی که به نوعی در عرصه مهدویت فعال بوده و نوع فعالیت آنها اثرات نامطلوبی را در حوزه اندیشه مهدویت ورفتارهای متناسب با آن ایجاد می‌کند.

یکی از این جریانها جریانی است که با محوریت آقای علی یعقوبی در اواخر دهه هفتاد شمسی شکل گرفته و هنوز هم کم و بیش به حیات خود ادامه می‌دهد. وی در تاریخ ۱۳۴۴هجری شمسی در تهران متولد شده و تحصیلات خود را تا سطح دیپلم در این شهر ادامه داده و در رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی مشغول به تحصیل می‌شود لیکن به دلیل مشکلاتی که برای وی پیش می‌آید از دانشگاه اخراج می‌شود. پدرنامبرده آقای زین العابدین یعقوبی در سال ۶۱ توسط عوامل گروهک منافقین به شهادت می‌رسد. آقای یعقوبی پس از ورود به عرصه اجتماع و حضور در دانشگاه فعالیت‌های انحرافی خود را آغاز می‌کند[۱] وی ابتدا با برگزاری جلسات سخنرانی برای دانشجویان، بسیجیان، و بچه‌های هیئتی، کم کم افرادی را به دور خود جمع نموده و به طرح مباحثی همچون توحید، ولایت و عوامل غیبت و ……. می‌پردازد. پس از آنکه جلسات وی با اقبال نسبتاً خوبی روبرو می‌شود جلسات خود را به صورت سخنرانی هفتگی ادامه می‌دهد. و حدود هفتصد تا هزار نفر نیز از قشر جوان، نهادها و ارگانهای مختلف در این جلسات شرکت می‌نمایند. و حاصل این سخنرانی‌ها به صورت جزواتی با عنوان نظام عالم (۸۵ جزوه) و نظام بشر (۴۴ جزوه) و به سوی ظهور (۲۰ جزوه) و همچنین کتابی با عنوان چهل شب با کاروان حسینی (حدوداً پانصد صفحه) منتشر شده است. وی همچنین مطالب خود را از طریق سایت اطلاع رسانی Zohoor. Net در اختیار مخاطبین خود- البته با عناوینی مستعار نظیر آشپز کاروان- قرار می‌دهد. آقای یعقوبی به دلیل پیشگویی عوامل ترور پدر خود، به مدت سه ماه و اندی نیز در حبس بوده و پس از اظهار ندامت آزاد می‌شود. وی در غالب سخنرانی‌های خود ادعا می‌کند مطالبی که بیان می‌کند در تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام گفته نشده و این سخنان حتی برای علمای شیعه نیز تازگی داشته و آنان از آوردن مثل آن و یا تکمیل آن عاجز هستند. وی همچنین معتقد است هیچ فقیهی در میان شیعه وجود نداشته و کسی غیر از خودش جایگاه واقعی فقه را در نظام معارف اسلامی نمی‌داند. و در بسیاری از سخنرانی‌های خود به علمای شیعه حمله نموده و آنها رابه قصور در فهم معارف دین متهم می‌کند. دربعضی موارد نیز تحدی نموده و آنها را به مبارزه و محاجه می‌طلبد. و یکی از اهداف خود را از ذکر این سخنان بیدارکردن علمای شیعه از خواب غفلت و نشان دادن راه به آنها معرفی می‌کند.

هر چند سخنانی که آقای یعقوبی بر زبان می‌راند بسیار ضعیف‌تر از آن است که نیازمند نقد و بررسی باشد اما با توجه به اینکه این سخنان از سوی بعضی از اقشار جامعه مورد اقبال قرار گرفته است، ضروری می‌نماید نقدی بر این مطالب و پایه و اساس آنها و شیوه‌های ورود وی در این مباحث، نوشته شود.

اولین سوالی که درباره آقای یعقوبی و هرکس دیگری که مثل آقای یعقوبی به مباحث دینی می‌پردازد مطرح می‌شود این است که منشاء این مطالب کجا بوده و گوینده آن، نزد کدام عالم دینی درس خوانده است؟ و میزان معلومات حوزوی وی چقدر بوده است؟ آیا اصولاً وارد شدن به این گونه مباحث نیازمند کسب معلومات حوزوی و شاگردی کردن نزد علمای دینی می‌باشدیا خیر؟

بدون تردید سخن گفتن در حوزه مباحث دینی و برداشت و استنباط از گزاره‌ها و آموزه‌های دین همچون هر حوزه دیگری نیازمند تخصص لازم است. و تخصص‌های لازم برای برداشت ازمتون دینی عبارتند از: علم صرف، علم نحو، علم معانی‌بیان، علم منطق، علم اصول، علم رجال، علم درایة الحدیث، علم قرائت،‌ علم تفسیر و بعضی علوم دیگر، که اصطلاحاً با عنوان علوم حوزوی از آنها یاد می‌شود. و هر کس که از این علوم بی‌بهره یا کم بهره باشد برداشت او،  از متون دینی حتی برای خود وی حجیت نداشته و عذر آور نمی‌باشد. چنین کسی مانند کسی است که بدون داشتن تخصص لازم درباره نقص فنی خودرو، نسبت به نقص خاصی به باور و یقین رسیده است. وقتی عاقلانه به قضاوت درباره این یقین می‌نشینیم حجیت آن را نسبت به خودروی خود صاحب این یقین نیز انکار کرده و اقدام این شخص را برای رفع نقص خودروی خود _ با استناد به این مسئله که ممکن است کار، خراب تر شود _ تخطه می‌نمایم و صد البته معلوم است که به نظرات غیر کارشناسی چنین شخصی نسبت به خودروی خودمان هیچ اعتنایی نمی‌کنیم. در حوزه برداشت از متون دینی نیز امر به همین شکل است. یعنی برداشت کسی که از تخصص لازم برای این امر برخوردار نمی باشد(با علوم حوزوی آشنایی ندارد) از متون دینی، برای خود فرد و دیگران حجیت ندارد. یعنی حتی خود این شخص حق ندارد برداشت خود از متون دینی را ملاک عمل خویش قرار دهد. و اگر چنین کند و خطایی رخ دهد، در پیشگاه خداوند معذور نمی‌باشد. و وقتی خود این شخص، نسبت به برداشت خود، چنین، وضیعتی دارد، طبیعتاً دیگران هم نمی توانند به این عقیده پایبند باشند. و ظاهراً آقای علی یعقوبی از تخصص لازم برای استنباط از متون دینی برخوردار نمی‌باشد. خود وی در این باره چنین می‌گوید:

اصلاً سواد حوزوی ندارم. کسی دو دقیقه با من صحبت کند متوجه می‌شود، در همان دو سه دقیقه اول، و چه بسا با همان کلمات اول متوجه می‌شود که بنده اصلاً سواد حوزوی ندارم[۲].

قطعاً چنین کسی، توانایی استنباط از متون دینی را ندارد. زیرا وقتی کسی اصلاً سواد حوزوی نداشته باشد یعنی نزد هیچ عالم دینی درس نخوانده قطعاً با راه و روش استنباط از متون دینی آشنا نمی‌باشد. حال این سوال مطرح می‌شود که آقای یعقوبی مطالب خود را از چه کسی آموخته است؟ و نزد چه کسی شاگردی کرده است؟ وی در عین حال که اقرار می‌کند اصلاًسواد حوزوی ندارد از شاگردی خود نزد معلمی گمنام سخن می‌گوید:

« مباحث من از معلمی گمنام است که نام و نشان او گم است. بعضی سوال می‌کنند معلم شما کیست؟ در جواب عرض می‌کنم معلم من کسی است که این مطالب را مطرح می‌کند چه کسی می‌تواند این مطالب را مطرح کند؟ شاید کسی بگوید یک آدم معمولی. می‌گویم باشد شما اینطور فکرکن. شاید کسی بگوید یک عالم. می‌گویم شما هم این طور فکر کن. شخص را با صفت بشناسید نه با اسم. اسم گذرا است و موقت است سیمای انسان در عوالم ثابت است»[۳].

وی همچنین در ضمن تهاجم به علمای شیعه و برتر خواندن خود از آنها درباره معلم خود می‌گوید:

« معلم بنده مدتی است که شهید شده است و از غیر او هم مطلب نمی‌گیرم»[۴].

همچنین در جای دیگری با حمله به علمای شیعه و اینکه اگر صد عالم، صد شبانه‌روز زحمت بکشند و بخواهند درباره حنیفیت سخن بگویند به اندازه‌ای که وی فی البداهه در این باره حرف دارد مطلب نخواهند داشت، درباره معلم خود می‌گوید:« معلم بنده ۱۴۰۰ سال است که شهید شده است»[۵]

این معلم اگر چه طبق گفته آقای یعقوبی ۱۴۰۰ سال قبل شهید شده است ولی قرار است به وی فقه هم یاد بدهد آقای یعقوبی در این‌باره چنین می‌گوید:

« تازه معلم من گفته: به تو فقه هم می‌خواهم یاد بدهم.»[۶]

از مطالب فوق چنین بر می‌آید که منشاء مطالب آقای یعقوبی غیب و الهام است. در غیر اینصورت معلمی که از دنیا رفته است چگونه می‌تواند به شاگرد خود علم بیاموزد؟! مخصوصاً معلمی که صدها سال قبل از تولد شاگرد خود از دنیا رفته است؛ خود وی نیز به این مطلب تصریح می‌کند:

«بنده در خلال سفرها چیزهایی دیدم دیده‌ها را مطرح می‌کنم[۷]»

«عقایدم براساس آن چیزهایی است که دیده‌ام نه چیزهایی که خوانده‌ام براساس دیده‌هاست نه خوانده‌ها»[۸]

وی در ابتدای جلسه اول سلسله بحثهای نظام عالم پایه مباحث خود  را اینگونه معرفی می‌کند:

« پایه (محور) کار ما استنادات قرآنی و حدیث نیست پایه (محور) کار ما دیده‌ها و یافته‌ها هست. این روش که عرض کردم خدمت شما طبق راهنمایی قرآن دنبال کردیم. قرآن دعوت به این روش می‌کند. معارف این نیست که بنشینم یک آیه قرآن را بخوانیم در موردش بحث کنیم ببینیم چه می‌فهمیم بهره‌ای که از این طریق انسان می‌برد بسیار اندک است باید طبق آدرسهای قرآن، انسان حرکت کند و برود در صحنه، عملاً ببیند که در جای جای عالم چه چیزی قرار داده شده است.»[۹]

وی همچنین درباره جواز تقلید از فقهایی که صدها سال قبل می‌زیسته‌اند چنین می‌گوید:

« بنده به لحاظ دیده‌ها در عوالم بالاتر عرض می‌کنم نیازی نیست، هیچ نیازی نیست. اگر مردم دراین زمان به رساله علامه مجلسی عمل کنند کافی است این را دارم به لحاظ دیده‌ها عرض می‌کنم»[۱۰]

وی همچنین بر این باور است که حضرت ابراهیم برای تمام انسانها بجز اهل بیت و حضرت موسی و عیسی امام بوده و مستثنی شدن این افراد را به دیده‌های خود مستند می‌کند:

« اینها را هم که عرض کردم در خلال سفرهایی که داشتیم دیده شده است……. ما در اینجا دیده‌هایمان را، یافته‌هایمان را به قرآن عرضه می‌کنیم تا ببینیم به چه میزان با قرآن انطباق دارد آیا خداوند تأیید می‌فرماید بعد به احادیث و سیره اهل بیت عرض می‌کنیم. بعد کلام حضرات علما را مقایسه می‌کنیم نه اینکه این مطالب را به کلام علماء عرضه کنیم این را دقت بفرمائید که بنده این مطالب را به کلام علماء عرضه نمی‌کنم. زیرا اینها را بنده دیده‌ام ولی آقایان نشسته‌اند و استنباط کرده‌اند…… شأن این دیده‌ها خیلی فراتر از استنباط حضرات علمای ۱۴۰۰ ساله است. چون این دیده‌ها مال ما نیست»[۱۱]

با این همه،‌به نظر می‌رسد خود آقای یعقوبی نیز به دیده‌های خود اعتماد چندانی ندارد از این رو تصمیم می‌گیرد برای درک صحت و سقم دیده‌های خود آنها را به قرآن و سپس به روایات عرضه کند:

«ما در اینجا مطالبمان را، دیده‌هایمان را، یافته‌هایمان را به قرآن عرضه می‌کنیم تا ببینیم به چه میزان با قرآن انطباق دارد:‌ آیا خداوند تأیید می‌فرماید بعد به احادیث و سیره اهل بیت عرضه می‌کنیم»[۱۲] «در شبهای آینده با توکل به خدا همین مباحث را می‌بریم سراغ آیات قرآن، سراغ احادیث اهل بیت، سراغ سیره اهل بیت(ع)، عرضه می‌کنیم تا ببینم آیا نتایج همین است؟ واقعاً این حرفها درست است؟»[۱۳]

وی همچنین از امام حسین  و امام زمان سلام الله علیها می‌خواهد نقایص موجود در سخنان او را اصلاح کنند:

« ما هم در این شب جمعه به یاد دور هم جمع شدن خوبان در کربلا، دور همدیگر جمع می‌شویم آن چیزهای که دیدیم و یاد گرفتیم را عرضه می‌کنیم دردرجه اول بخاطر اینکه مولایمان (امام حسین) شونده کلاممان باشند و اگر مجتبی کنند حرف ما را اصلاح کنند اگر نقصی هست اصلاح کنند و اگر درست است تقویت کنند»[۱۴] « بحث نظام عالم بحث سنگینی است و شاید ما نیز در بعضی موارد اشتباهی کنیم لذا در درجه اول از مولایمان امام زمان می‌طلبیم که کلاممان را، تفکرمان را و رفتارمان را اصلاح کنند»[۱۵]

وی اگر چه معتقد است دیده‌های خود را پس از عرضه به قرآن، موافق آن یافته است[۱۶] اما با این حال تصریح می‌کند که در بعضی مواردخطا کرده است:

« بعضی اوقات که بیشتر بررسی می‌کنیم می‌بینیم که در بررسی‌هایم اندکی اشتباه کرده‌ام امشب می‌خواهم سه مورد از اشتباهاتم را خدمت شما عرضه کنم تا …. آنها را اصلاح کرده باشیم»[۱۷] « نسبت به جلسه هفته گذشته هم نیاز داریم که دو موضوع را توضیح بیشتر بدهیم ویا تا حدی اصلاح کنیم»[۱۸]

مطلبی که درباره عرضه دیدگاه آقای یعقوبی به قرآن قابل تأمل بوده این است که وی چنانکه قبلاً نیز اشاره شد تصریح می‌کند که هیچ بهره‌ای از علوم مربوط به فهم قرآن نداشته و هیچ اطلاعاتی از صرف و نحو عربی و علوم تفسیری ندارد سئوال این است که چنین کسی چگونه می‌تواند مفاهیم قرآنی را از لابلای آیات کشف نماید تا ببیند آنچه که دیده است واقعاً همان چیزی است که قرآن می‌گوید یا نه؟! به عبارت دیگر رجوع به قرآن در گرو توانایی فهم آیات آن است و چنین فهمی در گرو دانستن بسیاری از علوم است که به عنوان علوم حوزوی شناخته می‌شود. و آقای یعقوبی تصریح می‌کند ازاین علوم بی‌بهره است. بنابراین نمی‌تواند دیده‌های خود را به قرآن عرضه نماید تا از صحت آنها مطمئن شود. زیرا آقای یعقوبی به دلیل عدم آشنایی با صرف و نحو عربی، هیچ آشنایی با قرآن و مفاهیم مطرح شده در آن ندارد. مثل وی مثل شخص بی‌سوادی است که اصلاً درس نخوانده و حروف را هم نمی‌شناسد چنین شخصی وقتی کتابی در دست می‌گیرد هیچ درکی نسبت به محتویات آن ندارد. آقای یعقوبی نیز تصریح می‌کند که اصلاً  سواد حوزوی نداشته و صرف و نحو نمی‌داند (و نمونه‌هایی در سخنان وی که دلالت به درستی این اعتراف دارد نیز بسیار فراوان است) چنین کسی چگونه می‌تواند ادعا کند که طبق راهنمایی قرآن فهمیده است که انسان نباید به مطالعه یکایک آیات قرآن بپردازد بلکه باید برود در صحنه و عملاً ببیند درجای جای عالم چه چیزی قرار گرفته است؟! ثانیاً: آقای یعقوبی می‌گوید یایه کار من بر دیده‌ها استوار است نه استنادات قرآنی. و این ، را طبق راهنمایی قرآن دنبال می‌کنم حال این سؤال مطرح می‌شود که خود این مسئله که باید پایه کار چنین باشد نه چنان، آیا جزء دیده‌های وی می‌باشد که بعداً مستند قرآنی یافته است یا ابتداء آن را از قرآن اصطیاد نموده و سپس دنبال دیدن رفته است؟ در صورت اول،‌آنچه واقعاً ملاک و ارزش می‌باشد دیده آقای یعقوبی است. و از آنجا که دیده‌های وی برای دیگران یعنی مستمعین جزء شنیده‌ها می‌باشد هیچ ارزشی برای آنها نخواهد داشت. و در صورت دوم، نیز بی‌ارزش است زیرا آقای یعقوبی به دلیل عدم آشنایی با صرف و نحوتوان استنباط و برداشت از قرآن را ندارد. بنابراین روشی را هم که دنبال می‌کند بی‌ارزش می‌باشد. ثانیاً: اگر می توان همین یک مورد را از قرآن استنباط نمود، چرا در سایر موارد نتوان به همین شیوه عمل کرده و قرآن را پایه کار و محور بحث قرار داد؟! مگر نه این است که آقای یعقوبی دیده‌های خود را به قرآن عرضه نموده و آنها را موافق قرآن یافته است از این جا معلوم می‌شود که به همان یافته‌های وی در قرآن نیز اشاره شده است. بنابراین این سئوال مطرح می‌شود که چرا آقای یعقوبی شیوه رجوع به قرآن را تخطه نموده و گشت و گذار در عالم را به عنوان روش جایگزین پیشنهاد می‌کند؟ این سخن به معنای این است که قرآن برای هدایت انسان کافی نبوده و بهره‌ای که انسان از رجوع مستقیم به آن می‌برد ارزش چندانی ندارد. و این مسئله از سوی خود قرآن تخطئه شده است زیرا خداوند، قرآن را کتاب هدایت نامیده است.


ادامه دارد...



برچسب ها : ادعاها و فریب های مدعی دروغین دیگر ( معرفی علی یعقوبی قسمت اول ) , 


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو