یاران فرهنگ
ویژه فارغ التحصیلان دوره آموزشی یاران فرهنگ
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما


این وبلاگ متعلق به شما مخاطب گرامی بالخص اگر فارغ التحصیل دوره آموزشی یاران فرهنگ هستید.

مدیر وبلاگ : «یاران فرهنگ»
پست الکترونیکی : yaranefarhang@gmail.com
جستجو


آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
کد خوش آمد گویی - دکمه گرافیکی تماس با ما سفارش سی دی سخنرانی کد افراد آنلاین Online User کد بالا رفتن
IranSkin go Up
ابر برچسب ها

هر اندیشه و نظام و فرقه و قانون و ساختار و سازوكارى كه انسان را از معرفت الهى، عبادت الهى، اطاعت الهى و اولیاى الهى دور كند، جاده‏اى انحرافى و جریانى ساختگى و گوهرى بدلى است.

 

 

 

1- صراط مستقیم را چگونه بشناسیم؟
---------------------------------------------
«اهدنا الصراط المستقیم»
شناخت راه و بیراه، یكى از دغدغه‏هاى همیشگى افراد، جوامع انسانى، و تمام موجودات داراى آگاهى و آزادى بوده است. انسان‏هاى آگاه و آزاد در هر اقدام و تلاشى از خویش مى‏پرسند: كدام راه ما را به اهداف عالى آفرینش مى‏رساند؟ و كدام راه به نابودى، ضلالت، مشكلات و بن‏بست منتهى مى‏شود؟
انسان به تعداد انتخاب‏ها و تصمیم‏هاى خویش با این پرسش روبه‏رو است و به جرأت مى‏توان گفت، جستجوى راه مستقیم، و رهایى از كژراهها و بن‏بست‏ها آرمان جاودانه روح انسان است. زندگى انسان‏ها پر از دو راهى‏ها و چند راهى‏ها و نقطه‏هاى انتخاب و تصمیم‏گیرى است كه انسان مجبور است از میان آنها یك راه را برگزیند و دیگر راه‏ها را كنار نهد و دست كم، بین رفتن و توقف كردن یا بازگشتن از مسیرى كه آمده، یكى را برگزیند.
انتخاب راه تابعى از انتخاب هدف و مقصد است. اگر انسان در انتخاب مقصد و هدف دچار اشتباه شود، به طور طبیعى، در انتخاب راه و روش هم گرفتار خطا خواهد شد، البته بدین معنا نیست كه هر كس مقصدى را انتخاب كرد دچار انحراف نمى‏شود.
آشنایى با نظام آفرینش و نیازهاى انسان و شناخت درست و واقعى جهان آفرینش و توانمندى‏ها و نیازهاى انسان و داشتن جهان بینى و انسان‏شناسى واقع نما و حقیقت‏گرا، و آشنایى با نظام مدیریت جهان و انسان شرط موفقیت در انتخاب راه بهتر در زندگى است. به عبارت روشن‏تر:
شناخت خدا و ایمان به او،
شناخت پیامبر و ایمان به انبیاى الهى،
امام‏شناسى و شناخت رهبران آسمانى،
قرآن‏شناسى و شناخت كتب آسمانى و ایمان به آن‏ها،
معادشناسى و ایمان به روز قیامت،
مهم‏ترین نیازهاى فكرى و فرهنگى انسان براى تشخیص راه و مقصد در زندگى است. بدون این آگاهى‏ها، انسان نه مى‏تواند مقصد زندگى خود را مشخص كند و نه مى‏تواند راه و روش رسیدن به اهداف خود را تعیین كند.
جریان‏هاى سالم و ناسالم، مفید و زیان‏بخش، شایسته و ناشایست، حق و باطل، سازنده و تخریب‏گر، همه و همه با ترازوى ایمان و عبادت خدا سنجیده مى‏شوند. جریان سالم جریانى است كه ما را در شناخت بهتر خدا و گرایش عمیق‏تر به او و هماهنگى بیشتر با قوانین او یارى مى‏كند. در مقابل، جریان انحرافى هر اندیشه حزبى، گروهى، مذهبى و فرقه‏اى است كه راه معرفت و محبت و اطاعت و عبادت خداوند را سد مى‏كند و انسان را از فعالیت‏هاى خدایى و حركت در راه او باز مى‏دارد و به توقف و بیراهه مى‏كشاند؛ اما این كه از كجا باید فهمید ما در كدامین مدار از معرفت و محبت خداوند قرار داریم یا كژراهه را راه پنداشته‏ایم، نیاز به تمسك به ملاك‏ها و معیارهایى دارد كه كتاب آسمانى آن را فراروى ما قرار مى‏دهد.
* راهنماى فراروى انسان‏
در اولین سوره قرآن، كه در تمام نمازها خوانده مى‏شود و هیچ نمازى بدون قرائت آن در نزد خداوند مقبول نیست، این دغدغه بزرگ و همیشگى انسان‏ها مطرح شده است و خداوند مهربان بشر را رهرو سه مسیر برشمرده است:
1. راه مستقیم؛ 2. راه مغضوب علیهم؛ 3. راه ضالین.
انسان، در حال نماز و به هنگام تلاوت قرآن و در سراسر زندگى، توفیق شناخت و حركت در صراط مستقیم را از خداوند درخواست مى‏كند و از رب العالمین كه رحمان و رحیم و صاحب روز كیفر و پاداش است، تمناى شناساندن و انتخاب راه راست و رهایى از دو كژراهه دیگر را دارد.

* شاخص‏ها و نشانه‏هاى راه مستقیم چیست؟
قرآن مجید علائم و شاخص‏هاى این راه و آثار و دستاوردهاى حركت در آن را در سوره‏هاى متعدد قرآن برشمرده است. قرآن، در سوره حمد، راه مستقیم را راه كسانى مى‏داند كه مشمول نعمت‏هاى فراوان الهى شده‏اند. از آن‏جا كه انسان خواهان بهره‏مندى هر چه بیشتر از نعمت‏هاى خداوند است، براى دریافت نعمت‏هاى خدایى، خواهان شناخت صراط مستقیم و حركت در این مسیر است.
قرآن كریم در آیه 69 سوره نساء، نشانه‏هاى بیشترى از راه نعمت یافتگان را بر شمرده كه اطاعت از فرامین الهى و دستورات رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم از آن جمله است:
«و من یطع اللَّه و الرسول فاولئك مع الذین انعم اللَّه علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئك رفیقاً»
«و آنها كه خدا و پیامبرش را اطاعت كنند، با آنان خواهند بود كه خداوند به ایشان نعمت بخشیده است از پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان و آنان همراهان خوبى هستند.»
اطاعت از فرمان‏هاى خدا و پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم سبب مى‏شود انسان در اندیشه و عمل با پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان باشد و در پاداش و برخوردارى از نعمت‏ها هم در شمار نعمت یافتگان الهى قرار گیرد.
شاخص‏هاى صراط مستقیم در برخى از آیات قرآن كریم بدین شرح آمده است:
1. «ان اللَّه ربى و ربكم فاعبدوه، هذا صراط مستقیم»(1)
2. «الم عهد الیكم یا بنى‏آدم ان لا تعبدوا الشیطان انه لكم عدوٌ مبین و ان اعبدونى هذا صراط مستقیم»(2)
واژه صراط المستقیم در قرآن كریم 45 بار به كار رفته است و با دقت در موارد كاربرد آن، ویژگیهاى فراوانى از جمله شاخص‏هاى زیر را براى راه مستقیم مى‏توان به دست آورد:
1. شناخت و ایمان به ربوبیت خدا و عبادت او، راه مستقیم است.(3)
2. راه مستقیم، همان دین استوار الهى است.(4)
3. راه ضالین و مغصوب علیهم نیست.(5)
4. راهى است كه خداوند انسان را به سوى آن هدایت مى‏كند.(6)
5. شیطان در این راه كمین كرده و تلاش مى‏كند انسان را از آن منحرف نماید.(7)
6. راه پیامبر بزرگوار اسلام است.(8)
7. راه ایمان و اعتصام به خداست.(9)
8. راه خداست.(10)
9. راه پیامبران الهى و صدیقان و شهیدان و صالحان است.(11)
10. راه عدالت‏خواهى است.(12)
در یك جمع‏بندى كلى از آیات نوارنى قرآن كریم، مى‏توان گفت راه مستقیم راهى است كه انبیا و صدیقان و شهدا و صالحان پیموده‏اند و هر كس، در هر مرتبه و منزلت علمى و معنوى، مسیرى غیر از آن را طى كند، به بیراهه و كژراهه رفته است؛ چرا كه راه خدا راه آنان است.

2- جریان‏هاى انحرافى را چگونه بشناسیم؟
------------------------------------------------
در دو سوى جاده مستقیم، مسیرهاى انحرافى بسیار قرار دارد. از مبدأ تا مقصد زندگى، در كنار بزرگراه هدایت الهى، هزاران، راه فرعى و انحرافى وجود دارد. راه‏هایى كه یا به پرتگاه منتهى مى‏شود، یا بن بست و سراب مى‏رسد، یا به باتلاقى مرگبار با پوششى سبز و رنگین مى‏انجامد و متأسفانه، هر روز هم بر تعداد این جاده‏هاى انحرافى افزوده مى‏شود. جاده هایى به ظاهر زیبا و فریبنده كه بشریت را به سوى خود مى‏خوانند و در برابر صراط مستقیم، داعیه دار سعادت بشرند نظام‏هاى سیاسى - اقتصادى و مكاتب فرهنگى - فلسفى فراوانى كه زهر كشنده را در پوششى زیبا پیچیده و مدینه فاضله و شهر آرمانى را در انتهاى این جاده‏ها به تصویر مى‏كشند.
با این حال، شناخت مسیرهاى انحرافى به سادگى براى رهروان كاروان زندگى میسر و مقدوراست؛ چرا كه منشاء انحرافات پدید آمده در زندگى بشر را مى‏توان در پیروى از افرادى دید كه خود در مرتبه نخست، از تبعیت راه انبیاء - كه در حقیقت راه خداست - سرباز زده‏اند. قرآن كریم از این افراد چنین یاد مى‏كند:
خودسازى علمى و اخلاقى راه مصونیت از هرگونه انحراف است كه در فرهنگ دینى «جهاد اكبر» شناخته مى‏شود.
1. شیطان «و یرید الشیطان ان یضلهم ضلالا بعیداً»(13)
2. طاغوت‏ها كه نماد آن «و لقد اضل منكم جبلاً كثیراً» است.(14)
3. فرعون، «و اضل فرعون قومه و ما هدى»(15)
4. كسانى كه به خاطر موقعیت اجتماعى‏اى كه دارند، به ناحق جامعه را به دنباله‏روى خود فرا مى‏خوانند كه قرآن از آنان به سادات و كبراء، بزرگان فرهنگى و اجتماعى یاد كرده است، «انا اطعنا سادتنا و كبرائنا فا ضلونا سبیلا»(16)
5. اغواگران فكرى و اعتقادى كه مظهر آنان سامرى است «و اضلهم السامرى»(17)
6. مجرمان سیاسى، اجتماعى، اقتصادى، قاتلان نفوس محترم «و ما اضلنا اِلّا المجرمون»(18)
7. برخى از جنیان و آدمیان «ربنا ارنا الَّذَین اضلنا من الجن و الانس»(19)
8. ظالمانى كه حقوق فرودستان را رعایت نمى‏كنند «فاغویناكم انا كنا غاوین»(20)
در یك جمع‏بندى، مى‏توان كسانى را كه انسان را از مسیر صراط مستقیم به سوى كجراهه‏هاى انحراف و التقاط سوق مى‏دهند چنین فهرست كرد:
- شیطان و نیروهاى مرموز او.
- قدرت‏هاى ستمگر و جابر حاكم بر جوامع بشرى؛ مانند فرعون.
- خواص سیاسى، اقتصادى، فرهنگى كه عامه مردم را به تبعیت از خود فرا مى‏خوانند.
- بدعت گذاران فكرى و فرهنگى؛ مانند سامرى.
- مجرمان و اوباش و آنان كه به هیچ اصولى از اصول اخلاقى و اعتقادى پایبند نیستند.
به عبارت دیگر، جاده‏هاى انحرافى را مى‏توان چنین فهرست كرد:

* انحراف‏
مهم‏ترین انحرافات تاریخ بشر را مى‏توان در چهار گروه زیر خلاصه كرد:
انحراف در نظام عقیدتى و جهان‏بینى.
انحراف در نظام سیاسى و مدیریت اجتماعى.
انحراف در نظام اقتصادى و اجتماعى.
انحراف در نظام اخلاقى - تربیتى.

گرچه افرادى كه نام‏برده شدند نقشى در تأسیس راه‏هاى انحرافى داشته‏اند و در نظام‏هایى كه از آن‏ها یاد شد انحراف ایجاد كرده‏اند، اما باید از نظر دور نداشت كه انحرافات پدید آمده در زندگى بشر، گاه ریشه در جهل، و گاه ریشه در حاكمیت غرایز و هوس‏ها داشته است. از این‏رو، براى رهایى از عوامل انحراف و جلوگیرى از نظام‏هاى انحرافى داشتن ایمان و انجام دو نوع جهاد ضرورى است: «جهاد اكبر» براى رهایى از عوامل درونى و نامرئى؛ «جهاد اصغر» براى مقابله با فرعون‏ها، هامان‏ها، سامرى‏ها و سران فرقه‏ها و سرمایه‏داران قارون صفت روزگار.
نكته‏اى كه باید در جریان‏شناسى انحراف با مراجعه به فرهنگ قرآنى در نظر گرفت این است كه قرآن در كنار كلمات «هدایت» و «رشد»، «صراط مستقیم»؛ و با واژه‏هاى غىّ و ضلال مباحث «گمراهى و انحراف» را تبیین مى‏كند؛ گرچه ضلال، گمراهى ناشى از نداشتن آگاهى است و غى، مولود اطلاعات و داده‏هاى فریبنده و عقاید فاسد است.

* هشدار پیامبر اعظم‏صلى الله علیه وآله وسلم‏
پیامبر اعظم‏صلى الله علیه وآله وسلم نسبت به سه جریان انحرافى هشدار داده و فرموده است:
«انما اخاف على امتى ثلاثاً، شحا مطاعاً و هوى متبعاً و اماما ضالاً».(21)
من تنها از سه چیز بر امتم بیم دارم:
حاكم شدن حرص و آز؛ پیروى كردن از هوى و هوس؛ پیشوا و حاكم گمراه.
انحراف اقتصادى، از آزمندى و افزون‏طلبى و وسوسه‏هاى اقتصادى فرد و جامعه نشأت مى‏گیرد و انحراف اخلاقى مولود سلطه هوس‏ها و غرائز بر زندگى انسان‏هاست. انحراف سیاسى نیز ریشه در گمراهى مدیران و مسئولان و قدرتمندان جامعه دارد. و همین سه گونه انحراف ریشه جریان‏هاى انحرافى دیگر است.
بدون شناخت راه مستقیم ابزارى براى شناخت جاده‏هاى انحرافى در دست نیست. بدون ایمان به خدا و پیامبران و كتب آسمانى و شناخت حجت‏هاى الهى و رهبران آسمانى و بدون پیوند فكرى، قلبى، عاطفى و تمسك به قرآن و عترت، شناخت راه حق و باطل، شناخت صراط مستقیم، تشخیص جریان‏هاى انحرافى، و حركت در مسیر سعادت و فلاح و رستگارى امكان‏پذیر نیست.
در فرهنگ قرآن و عترت، صراط مستقیم به معنى شناخت خدا و پیامبران و امامان معصوم‏علیهم السلام و اطاعت از آنان در تمام بخش‏هاى زندگى فردى و اجتماعى است.
هر اندیشه و نظام و فرقه و قانون و ساختار و سازوكارى كه انسان را از معرفت الهى، عبادت الهى، اطاعت الهى و اولیاى الهى دور كند، جاده‏اى انحرافى و جریانى ساختگى و گوهرى بدلى است.
مهم‏ترین ابزار شناخت راه و بیراهه و خط مستقیم و جریان‏هاى انحرافى، توحید و ولایت است. هر كس خدا و رهبرى الهى را بپذیرد، راه یافته است و هر كس در این دو مسأله به انحراف كشیده شود، امیدى به هدایتش نخواهد بود. در دعاى ندبه مى‏خوانیم: «فكانوا هم السبیل الیك و المسلك الى رضوانك»(22)
آن‏ها راه رسیدن به تو بودند و مسیرى براى دست‏یابى به رضوان و خشنودى تو.
امام باقرعلیه السلام فرموده است:
«یخرج احدكم فراسخ فیطلب لنفسه دلیلاً و انت بطرق السماء اجهل منك بطرق الارض فاطلب لنفسك دلیلا».(23)
وقتى یكى از شما مى‏خواهد چند فرسخ بر روى زمین سفر كند، براى خویش راهنمایى جستجو مى‏كند. تو كه نسبت به راه‏هاى آسمان از راه‏هاى زمین ناآشناترى، براى خویش راهنمایى جستجو كن.

3- انواع و ابعاد انحراف كدام است؟
-------------------------------------
فاصله خطوط و جریان‏هاى انحرافى با صراط مستقیم، به نوع بینش و عملكرد آنان بستگى دارد. چه بسا بر رهروان یك جریان انحرافى مهر «ختم اللَّه على قلوبهم» خورده باشد و براى برخى دیگر هنوز راه بازگشتى باشد.
با نگاه به تاریخ پیامبران الهى، در برابر جریان سالم و زندگى‏ساز ایمان، سه جریان انحرافى به چشم مى‏خورد كه همه پیامبران نوع بشر را از این سه جاده خطرناك باز مى‏داشتند و آن‏ها را به صراط مستقیم دعوت مى‏كردند:
1. جریان كفر؛ 2. جریان شرك؛ 3. جریان نفاق.

* جریان كفر
جریان كفر اركان ایمان را نادیده مى‏گیرد و وجود خدا و پیامبران و فرشتگان و كتاب‏هاى آسمانى و روز قیامت را انكار مى‏كند. «و من یكفر باللَّه و ملائكته و كتبه و رسله و الیوم الاخر فقد ضل ضلالاً بعیداً»(24)
و هر كس به خدا و فرشتگان و كتاب‏ها و پیامبران و روز قیامت كفر ورزد، به راستى گرفتار گمراهى بسیار دورى شده است.
جریان شرك براى خداوند شریكان و رقیبان و فرزندان و همكاران و انداد و اضدادى تصور مى‏كند و در كنار راه خدا، راه‏هاى دیگرى به سوى سعادت و نجات و فلاح مى‏جوید. این جریان هم، در گمراهى و انحراف مانند جریان كفر است، ولى خطرناك‏تر و پیشرفته‏تر از آن است:
و من یشرك باللَّه فقد ضل ضلالاً بعیداً(25)
و هر كس به خدا شرك ورزد، به راستى به گمراهى بسیار دورى گرفتار شده است.
و من یشرك باللَّه فقد افترى اثما عظیما(26)
و هر كس به خدا شرك ورزد، دروغى بزرگ مرتكب شده است.
نسبت دادن اقدامات خدایى به دیگران (چه موجودات مرئى و چه نامرئى، چه انسان‏ها و چه جنیان و فرشتگان، چه پیامبران و چه ناپاكان، چه پدیده‏هاى طبیعى و چه مخلوقات دیگر متافیزیكى، چه به افراد و چه گروه‏ها و مجموعه‏ها) و هم‏چنین، دادن امتیازات و اختیارات خدایى به دولت‏ها و حكومت‏ها و شخصیت‏ها، همه و همه، نمادهاى شرك است كه ریشه مهم‏ترین انحرافات دیگر است. شرك بزرگ‏ترین انحراف فكرى - فرهنگى در تاریخ بشر وام الفساد جریان‏هاى انحرافى است.
واژه شرك نزدیك به هفتاد بار در قرآن كریم آمده و ابعاد آثار فردى و اجتماعى و دنیوى و اخروى آن تبیین شده و وظایف مؤمنان را در برابر آن ترسیم گردیده است. قرآن مشركان را مخالفان اصلى پیروزى دین خدا در سراسر جهان دانسته است.(27)

* جریان نفاق‏
جریان نفاق سى و شش بار در قرآن كریم نقد و بررسى شده است. بیمارى‏هاى روحى - روانى منافقان و نقش آنان در گسترش بیمارى‏هاى اجتماعى، بدبینى آنان به خدا و پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم، روابط آنان با كفار و با یكدیگر، دلهره مداوم آنان از افشاگرى‏هاى جریان حق، و عذاب اخروى منافقان، و سرانجام وظیفه مسلمانان در برابر آنان تشریح شده است.
ان المنافقین فى الدرك الاسفل من النار.(28)
به راستى منافقان در پست‏ترین جایگاه آتش قرار دارند.
«ان اللَّه جامع الكافرین و المنافقین فى جهنم جمیعاً»(29)
به راستى خداوند كافران و منافقان را در جهنم گردهم مى‏آورد.
امروز، این سه جریان (شرك و كفر و نفاق) تلاش مى‏كنند تا مردم را از حركت در بزرگراه توحید باز دارند.(30)
كفار و مشركان و منافقان در سه ویژگى اصلى دروغ، تكذیب، افتراء و بسیارى از ویژگى‏هاى فرعى دیگر مشترك‏اند. آن‏ها با تكذیب پیامبران، دروغ بستن و تهمت زدن به خدا و پیامبران و بندگان خدا بزرگ‏ترین ظلم را به بشریت روا مى‏دارند و امروزه كه از ابزارهاى بیشتر و قوى‏ترى بهره‏مند شده‏اند، در اهانت به پیامبران الهى و دروغ پراكنى و شبهه آفرینى با تمام توان مى‏كوشند. در قرآن كریم، بیش از پنجاه بار واژه افترى به كار رفته و نقش آن در گمراهى بشر گوشزد شده است:
«و من اظلم ممن افترى على اللَّه كذباً لیضل الناس بغیر علم»(31)
«و من اظلم ممن افترى على اللَّه كذباً او كذَّب بآیاته»(32)
«انما یفترى الكذب الذین لا یؤمنون بآیات اللَّه»(33)
دروغ‏پردازى و افترا و تكذیب خدا و پیامبران خدا و تأسیس شبكه‏هاى دروغ پراكنى و انكار حقایق نظام هستى و وارونه‏سازى حقایق، راه و رسم همیشگى این سه جریان انحرافى در برابر مكتب انبیاى الهى است. نمونه بارز آن در زمان ما، معرفى موحدان به خشونت و معرفى خود به منجیان بشریت، توهین به پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم، تخریب اماكن مذهبى و سانسور شدید فجایع انسانى است.

* التقاط و تحجر
علاوه بر سه جریان كفر و شرك و نفاق، دو گروه از مسلمانان هم، به دلیل جدایى از منابع اصیل اسلامى و قرآن و سنت و عترت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم و استناد به داده‏هاى مكاتب غیر الهى، گرفتار كژراهه شده‏اند. اینان تحت تأثیر امواج فكرى برخاسته از دنیاى كفر و الحاد و نداشتن الگوهاى فكرى - فرهنگى و به دلیل اطلاعات اندك دینى، معارف و احكام دینى را با اندیشه‏ها و قوانین غربى یا شرقى مى‏آمیزند و با برداشت‏هاى ناقص و نادرستى كه از رهنمودهاى پیامبر خدا و پیشوایان اسلام دارند در مسیرى حركت مى‏كنند كه آرزوى كافران و مشركان و منافقان است. مطلق كردن تعقل، بى نیاز جلوه دادن بشر از وحى و آموزه‏هاى وحیاتى، علم‏زدگى، تكیه بر علوم تجربى، تفكر اومانیستى، جایگزین كردن انسان به جاى خدا و... از مقوله‏هایى است كه در رشد التقاط بى‏تأثیر نبوده است.
امام صادق‏علیه السلام فرموده است‏
«ایاك و خصلتین مهلكتین ان تفتى الناس برأیك او تقول ما لا تعلم»(34)
از دو خصلت هلاكت‏بار بپرهیز: این‏كه بر اساس رأى خویش فتوا دهى و چیزى را كه نمى‏دانى بگویى.
قرآن به شدت از گفتگوهاى بدون مدرك درباره خدا انتقاد كرده و فرموده است:
«و من الناس من یجادل فى اللَّه بغیر علم و لا هدى و لا كتاب منیر»(35)
برخى از مردم درباره خداوند بدون دانش و هدایت و كتاب روشنگر سخن مى‏گویند.
از امام باقرعلیه السلام نقل شده كه آن بزرگوار فرمود:
«لو ان العباد اذ جهلوا وقفوا لم یجحدوا و لم یكفروا»(36)
اگر به راستى بندگان خدا وقتى چیزى را نمى‏دانند، توقف كنند و آن را انكار نكنند، گرفتار كفر نمى‏شوند.
جریان‏هاى انحرافى مولود تئورى‏هاى نادرست و غلط، و تأكید بر راهكارهاى بدون تحقیق و بررسى لازم است. پیامبر گرامى‏صلى الله علیه وآله وسلم فرموده است:
«من عمل بالمقائیس فقد هلك و اهلك و من افتى الناس و هو لا یعلم الناسخ من المنسوخ و المحكم من المتشابه فقد هلك و اهلك».(37)
هر كس به قیاس رفتار كند، خود و دیگران را هلاك مى‏كند و هر كس ناسخ و منسوخ و قوانین دائم و موقت دین و محكم و متشابه قرآن را نشناسد و فتوا صادر كند، خود و دیگران را نابود كرده است.

معصومین‏علیهم السلام و جریان‏هاى انحرافى
-------------------------------------------------
در روزگار رسول اكرم صلى الله علیه وآله وسلم محور اختلاف‏هاى فكرى، توحید و نبوت بود. جریان‏هاى انحرافى عصر رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم را مى‏توان سه جریان كفر و شرك و نفاق، پیروان ادیان تحریف شده مسیحت و یهودیت، و نیز صائبین و مجوس بر شمرد.
تمامى درگیرى‏هاى فكرى - فرهنگى پیامبر گرامى اسلام‏صلى الله علیه وآله وسلم و مبارزات اجتماعى - سیاسى و جنگ‏هاى نظامى آن بزرگوار با مذاهب و ادیان فوق بوده است. غالباً، جهاد فرهنگى و دعوت به ارزش‏ها از سوى اسلام آغاز شده و عهد شكنى و همسویى با دشمن و اعمال خشونت و قتل و كشتار توسط كفار و مشركان و اهل كتاب شروع شده است. مسلمانان نیز در تمامى این موارد به دفاع از جان و مال و آزادى و عزت خویش برخاسته‏اند، اما درگیرى‏هاى منافقان با پیامبر و مسلمانان عقیدتى و فكرى نبود و صف آرایى آنان بیشتر سیاسى - اقتصادى ارزیابى مى‏شود.
در عصر امامان، نه تنها جریان و گروه‏هاى معارض و مخالف رسالت از میان نرفت، این جریان‏ها به نام اسلام و به كمك فرقه‏ها و جریان‏هاى پیچیده و منحرف دیگر به مبارزه با خط اصیل اسلام پرداختند. حوادث 275 سال حیات نورانى ائمه اطهارعلیهم السلام (تا پایان غیبت صغرى)، از ویژگى‏هایى برخوردار است كه نیازمند بررسى دقیق‏ترى است؛ جریان هایى كه برخى از آن‏ها هنوز زنده‏اند و در قالب‏هایى نو به میدان آمده‏اند.
فرقه‏هاى انحرافى در عصر معصومین‏علیهم السلام به سه گروه تقسیم مى‏شوند:
1. فرق كلامى - اعتقادى؛ 2. فرق سیاسى؛ 3. فرق فقهى.
پیشوایان معصوم‏علیهم السلام درباره هر كدام از این فرق مواضع خاص داشته و براى هدایت آنان و واكسینه كردن جامعه در برابر القائات غیر اسلامى آن‏ها، تمهیدات و اقدامات ویژه‏اى را اجرا مى‏كردند. در این دوره، همان گونه كه انحراف درمسائل توحید و نبوت و معاد موجب پیدایش جریان‏هاى كلامى - عقیدتى منحرفى گردید، انحراف در مسأله امامت و خلافت نیز بستر پیدایش فرق سیاسى عصر معصومین‏علیهم السلام و مبدأ انحرافات سیاسى دیگرى شد؛ گرچه همین موضوع نیز سبب انحراف عقیدتى و فقهى فراوان هم گردید. پیدایش فرقه‏هایى مثل معتزله، اشاعره، ماتریدیه، كیسانیه، زیدیه، جارودیه، بتریه، فطحیه، واقفیه، ناصبى‏ها، خوارج، اسماعیلیه، قرامطه، مفروضه، مرجئه و... مولود بینش نادرست به امامت و امامان منصوب از سوى پیامبر اعظم‏صلى الله علیه وآله وسلم است.
خوارج، بر اساس تلقى نادرست از آیه «ان الحكم الا للَّه»، ضرورت امامت و حكومت بر جوامع بشرى را انكار مى‏كردند و اندیشه بى‏نیازى از حكومت را تبلیغ مى‏كردند و به نوعى، پایه‏گذار آنارشیست و هرج و مرج‏طلبى در جامعه اسلامى بودند. وجود مقدس امیرمؤمنان‏علیه السلام، در برابر این جریان، حركتى كاملاً محتاطانه و مدبرانه كردند و تا دست آنان به خون شیعیان آلوده نشد دست به شمشیر نبردند. حضرت در خصوص نوع نگاه آنان به مسأله امامت و ویژگى‏هاى آنان مى‏فرماید: این شعار كلمه حقى است كه ابزار دستیابى به باطل شده است. درست است كه حكم و قانونى جز قانون خدا نیست، ولى اینان مى‏گویند: «لا أمرة الا للَّه» امیر و حاكمى جز خدا نیست، و حال آن‏كه مردم خواه ناخواه حكومت لازم دارند؛ یا نیكوكار یا بدكار. مؤمن پارسا در دولت حق وظیفه‏اش را انجام مى‏دهد و براى آخرت خویش كار مى‏كند، و در حكومت بدكاران، انسان بدبخت به لذت‏گرایى مى‏پردازد تا آن‏كه مدت عمرش پایان پذیرد و مرگ او را دریابد.(38)

بزرگ‏ترین انحراف سیاسى‏
------------------------------
كنار نهادن امیرالمؤمنین على‏علیه السلام و تكیه زدن بر كرسى خلافت به جاى آن امام همام بزرگ‏ترین انحراف سیاسى تاریخ اسلام است كه ریشه در نادیده گرفتن وصیت پیامبر اعظم‏صلى الله علیه وآله وسلم تلقى نادرست از امامت و رهبرى الهى، و احیاى جاهلیت و تبارگرایى دارد و پیروزى نوعى عقل‏گرایى در برابر وحى‏گرایى است.
امامت، در تلقى شیعه، مقامى الهى و عهد و میثاقى آسمانى است كه از سوى خدا و پیامبر تعیین مى‏شود، اما در تلقى دیگران، قراردادى بشرى و مقامى دنیایى است كه بر اساس عقل گروهى و دموكراسى و شورا تعیین مى‏شود.
امامت در اندیشه شیعه جایگاهى فراتر از مدیریت و سلطنت و رسیدگى به كارها و نیازهاى جمعى دنیاى مردم دارد. به تعبیر امام رضاعلیه السلام:
«الامامة اس الاسلام النامى و فرعه السامى»
«ان الامامة زمام الدین، و نظام المسلمین و صلاح الدنیا و عز المومنین»(39)
امامت ریشه رشد یابنده اسلام و شاخه بلند آن است. امامت، رهبرى دین، مایه نظام مسلمانان، ساماندهى دنیا، و عزت مؤمنان است.
جایگاه اهل بیت‏علیهم السلام در دنیاى طوفان‏زده، جایگاه كشتى نوح است كه بدون آن راه نجاتى وجود ندارد. رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم فرموده است:
«انما مثل اهل بیتى فیكم كمثل سفینة نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها غرق».(40)
اقبال لاهورى انحراف در مسأله خلافت و حكومت را ریشه گمراهى مسلمانان مى‏داند و مى‏گوید:
عرب خود را به نور مصطفى سوخت‏
چراغ مرده مشرق برافروخت‏
ولكن آن خلافت راه گم كرد
كه اول مؤمنان را شاهى آموخت‏

تلقى نادرست از امامت و این‏كه امامت به انتصاب الهى است یا انتخاب مردمى یا هیچ‏كدام یا هر دو؛ تشخیص نادرست مصادیق امام منصوب و منصوص، انكار امامان حق و جایگزین كردن افراد فاقد صلاحیت، سبب پیدایش ده‏ها جریان انحرافى در تاریخ اسلام و مسلمین شده. در پى آن، در فقه و مبانى فقه و عقاید و اخلاق و دیگر بخش هاى زندگى مسلمانان نیز جریان‏هاى انحرافى متعددى پدید آمد كه با جنگ‏هاى فرقه‏اى و تحریك دشمنان خارجى، مایه سلب عزت دین و دنیاى امت اسلامى گردید.
امام باقرعلیه السلام فرموده است:
«من دان اللَّه بغیر سماع من صادق الزمه اللَّه التیة الى یوم القیامه».(41)
هر كس بى آن كه از پیشواى راستگو مطلبى را بشنود، به آن متعهد شود (و بر اساس حدس گمان یا به تقلید از دیگران) چیزى را جزو دین بداند تا روز قیامت گرفتار حیرت و سرگردانى خواهد بود.
بى‏شك، نتیجه جدایى از اهل بیت ونادیده گرفتن رهنمودها و هشدارهاى آن امامان همام در انتخاب راه، سرگردانى مسلمانان را در ابعاد مختلف در پى داشته است. پیامدهاى انزواى ائمه و غصب كرسى خلافت را مى‏توان چنین به تصویر كشید.
- اختلاف در امامت و رهبرى و پیدایش ده‏ها فرقه مذهبى در این زمینه.
- اختلاف در جبر و تفویض و پیدایش گرایشى جبرگرایى، تفویض گرایى و خط سوم (نه جبر ونه تفویض).
- اختلاف در رابطه عقل، و وحى و توانایى‏هاى عقل، كه به پیدایش تفكر معتزله و اشاعره انجامید.
- اختلاف در حكم مرتكب گناه كبیره، كه امت اسلامى را به سه گروه تقسیم كرد.
- اختلاف در رابطه ایمان و عمل كه به دو جریان افراطى و یك خط وسط پایان یافت.
- اختلاف در رابطه علم و دین، كه هنوز هم در قالب تفكیك دین از سیاست و حوزه و دانشگاه، مدیریت علمى و مدیریت فقهى ادامه دارد.
- اختلاف در تفسیر برخى آیات قرآن.
- اختلاف در حدوث و قدم قرآن كه یك بحث بیهوده تاریخى و بهانه‏اى براى اختلاف مسلمین بود.
- اختلاف در مرجعیت علمى اصحاب و اهل بیت‏علیهم السلام:
- اختلاف در روش برخورد با دولت‏هاى ظالم كه در سه قالب (صلح، خشونت، خط میانه) تداوم یافت.
به طور مثال، ریشه‏هاى اختلاف و پیدایش جریان‏هاى سیاسى در عصر على‏علیه السلام مسائل و عوامل اخلاقى - روانى زیر بود كه گروه‏هایى را به مخالفت و كارشكنى و سرانجام جنگ با حكومت علوى وادار كرد.
1) دنیاگرایى؛ 2) ریاست‏طلبى؛ 3) امتیاز جویى؛ 4) حسادت؛ 5) كینه جویى؛ 6) خیانت به بیت المال؛ 7)خودبزرگ‏بینى؛ 8) رنجش از اقامه حدود الهى؛ 9) ناپارسایى؛ 10) ضعف بینش و باورها؛ 11) كژ فهمى دینى.
این مسائل سبب شد در برابر حكومت على‏علیه السلام جریان‏هاى مخالفى چون ناكثین و قاسطین و مارقین ظهور كنند كه براى هر كدام از این عوامل مى‏توان نمونه‏هاى تاریخى ذكر كرد.(42)

روش مبارزه با جریان‏هاى انحرافى‏
--------------------------------------
مبارزه اهل بیت‏علیهم السلام با جریان‏هاى انحرافى، با در نظر گرفتن شرایط زمانى و مكانى و نیز ظهور نحله‏هاى گوناگون، روش‏هاى متعددى داشته است كه به برخى از آن‏ها اشاره مى‏شود:

- آموزش و تبیین اندیشه‏هاى اصیل اسلامى‏
این راه مهم‏ترین راه درمان و پیشگیرى است و پیشوایان اهل بیت‏علیهم السلام با تعلیم و تفسیر و تبیین حقایق قرآن و سنت نبوى و گسترش فرهنگ اسلامى بزرگ‏ترین اقدام پیشگیرانه را در ایران راه انجام دادند و با تمام توان، امت اسلامى را از افكار و آرا و فتاواى نادرست رهایى بخشیدند.
اهل بیت‏علیهم السلام با این حركت خود تفكرى را پى‏ریزى كردند كه آگاهى و تنویر افكار عمومى در رأس آن قرار داشت. از منظر این امامان همام تبیین حقایق اسلام و سیره رسول اعظم و ترویج عدالت‏خواهى و تشریح درست مبانى توحیدى، جامعه را از گزند القائات جریان‏هاى انحرافى نجات مى‏بخشید.
بزرگ‏ترین اقدام هر یك از پیشوایان معصوم‏علیهم السلام آموزش معارف و اخلاق و احكام دین به امت اسلامى بود. امروز، در عصر غیبت نیز، باز در مجالس و محافل مربوط به معصومین‏علیهم السلام فكر و فرهنگ اسلامى به امت اسلامى منتقل مى‏شود:
«بموالاتكم علمنا اللَّه معالم دیننا و اصلح ما كان فسد من دنیانا. و بموالاتكم تَتَّمت الكمة و عظمت النعمة و ائتلفت الفرقه».(43)
در سایه پیوند با شما، خداوند نشانه‏هاى دین ما را به ما آموخت و آنچه را از دنیایمان تباه شده بود اصلاح كرد. در سایه ولایت شما، سخن حق كامل و نعمت او عظیم شد و اختلاف‏ها به الفت و اتحاد انجامید.
امیر المؤمنین‏علیه السلام در نامه به فرزندش امام حسن مجتبى‏علیه السلام فرموده است:
«و انّما قلب الحدث كالارض الخالیة ما القى فیها من شى‏ء قبلته. فبادرتك بالادب قبل ان یقسو قلبك و یشتغل لبّك».(44)
به راستى دل نوجوان هم‏چون سرزمینى آماده است كه هرچه در آن افكنده شود مى‏پذیرد. لذا قبل از آن‏كه دلت سخت شود و فكرت مشغول گردد، به تربیت تو همت گماشتم.
امام صادق‏علیه السلام فرموده است:(45)
«با دروا احداثكم بالحدیث قبل ان تسبقكم الیهم المرجئه».(46)
پیش از آن‏كه مرجئه به سراغ نوباوگان شما بیایند، به آنان حدیث بیاموزید.
پیروان جریان انحرافى مرجئه گروهى از مخالفان شیعه بودند كه معتقد بودند با وجود ایمان قلبى، گناهان عملى زیانى ندارد؛ همانطور كه اگر انسان كافر باشد، اطاعت و عمل او فایده‏اى ندارد.
گاهى هم كلمه مرجئه به طور كلى بر اهل سنت اطلاق شده است؛ زیرا خلافت على‏علیه السلام را از خلفاى سه‏گانه به تأخیر انداختند. برخى هم مرجئه را كسانى مى‏دانند كه حكم اسلام و كفرِ مرتكبان گناهان كبیره را به روز قیامت موكول مى‏كنند. مرجئه از نظر فكرى به نوعى تساهل و تسامح معتقد بودند و در برابر خوارج كه در سختگیرى افراط مى‏كردند و مرتكبان گناه كبیره را كافر مى‏شمردند، قرار داشتند. آنان مى‏گفتند معصیت با وجود ایمان ضررى ندارد و انسان را شایسته جهنم نمى‏كند.
بنى امیه از تفكر مرجئه حمایت مى‏كردند و بیشترین بهره بردارى اعتقادى و سیاسى را نیز از آن كردند؛ چرا كه چنین فرقه‏اى:
- سبب آرامش اجتماعى بود و مشكل قیام را حل مى‏كرد.
- مرتكب گناهان كبیره را كافر نمى‏دانست و نوعى همزیستى با گنهكاران را تجویز مى‏كرد.
- شعار قلب باید پاك باشد، عمل مهم نیست، و مغفرت خدا در انتظار همه عاصیان است را ترویج مى‏كرد. تفكرى كه امروز به نام ایمان گرایى، با تأثیر پذیرى از آموزه‏هاى مرجئه و مسیحیت تحریف شده، در برابر فقاهت و رساله‏هاى عملیه قد علم كرده است و منكر وجود باید و نباید در حوزه دین است.(47)

- مناظرات حق طلبانه و جدال احسن‏
مناظرات اهل بیت‏علیهم السلام با جریان‏هاى انحرافى مانند غُلات، خوارج، جبرگرایان، زنادقه، صوفیه و واقفیه یكى دیگر از راه‏هاى مقابله با اندیشه‏هاى انحرافى بود كه در كتب مناظرات و احتجاج نمونه‏هاى فراوانى از آن را مى‏بینم.
شاگردان برجسته معصومین‏علیهم السلام (مثل هشام بن حكم و مؤمن طاق) در برابر اندیشه‏هاى انحرافى و مذاهب انحرافى موضع مى‏گرفتند، كه نمونه‏هاى آن در كتب احتجاج و حدیث و عقاید آمده است.
- رساله‏ها و آثار مكتوب امامان درباره فرق انحرافى‏
امام هادى‏علیه السلام رساله مفصلى درباره جبرگرایى، تفویض و اثبات عدل الهى و خط میانه نوشته‏اند كه در تحف العقول آمده است. هم‏چنین نامه امام سجادعلیه السلام به محمد بن مسلم زهرى نمونه دیگرى ازاین تلاش اهل بیت‏علیهم السلام است.
- افشاى عملكرد رهبران انحراف و لعن و نفرین افرادى مثل كثیرالنوا، مسلمة بن كهیل، حكم بن عتیبه كه زیدى و بُترى مذهب بودند و به بهانه انقلابى بودن افكار انحرافى را ترویج مى‏كردند.(48)
- گفتگوى خصوصى براى احیاى فطرت منحرفان.
- اطلاع رسانى و آگاهى بخشى.
- طرد و تحریم عوامل انحراف.
امام هادى‏علیه السلام فرموده است: هر كس به گوینده‏اى گوش فرا دهد، گویى او را عبادت كرده است اگر او از خدا سخن بگوید خدا را، و اگر از شیطان سخن بگوید، شیطان را عبادت كرده است.(49)
- تذكر و هشدار به دوستان گرفتار در انحراف فكرى.
- معرفى كامل اندیشه اهل بیت‏علیهم السلام و احكام دینى‏
- تأكید بر این‏كه در موارد ابهام توقف و احتیاط لازم است.
شیخ صدوق در عیون اخبار الرضاعلیه السلام، ج 2، ص 200 در بابى با عنوان «باب ما جاء عن الرضا فى وجه دلائل الائمه و الرد على الغلات و المفوضه لعنهم اللَّه» آورده است:
ابوهاشم جعفرى از امام رضاعلیه السلام نقل كرده است كه آن بزرگوار فرمود:
«الغلاة كفار و المفوضه مشركون. من جالسهم او خالطهم او آكلهم او شاربهم او واصلهم او زوجهم او تزوج منهم او آمنهم، او ائتمنهم على امانة او صدق حدیثهم او اعانهم بشطر كلمة خروج عن ولایة اللَّه عزوجل و ولایة رسول اللَّه و ولایتنا اهل البیت».(50)
غلات كافرند و مفوضه مشرك. هر كس با آنان همنشین شود، آمد و شد كند، هم غذا شود، از آب آنان بنوشد، با آنان رابطه برقرار كند، به آنان همسر بدهد یا از آنان زن بگیرد، به آنان امان بدهد، یا آنان را بر امانتى امین بشمارد، یا گفتار ایشان را تصدیق كند یا با گفتن كلمه‏اى به آنان كمك كند، از ولایت خداوند عزوجل و ولایت پیامبر خداصلى الله علیه وآله وسلم و ولایت ما اهل بیت بیرون رفته است.
طرفداران افراطى و دشمنان افراطى، هر دو، در ضربه زدن به یك حقیقت مشترك هستند، زیرا همیشه یكى براى دیگرى زمینه را فراهم مى‏كند و این حقیقت است كه در این میان قربانى مى‏شود(51)
نواصب و خوارج و غلات و مفوضه دو سوى افراط و تفریط در برابر اهل بیت پیامبرعلیهم السلام بودند كه بزرگ‏ترین مشكلات را براى صراط مستقیم الهى فراهم آوردند. شاید به همین دلیل بود كه على‏علیه السلام فرمود:
«یهلك فى اثنان و لا ذنب لى محب مفرط و مبغض مفرط و انا ابرء الى اللَّه تبارك و تعالى ممن یغلو فینا و یرفعنا فوق حدنا كبرائة عیسى بن مریم‏علیه السلام من النصارى».(52)
دو گروه درباره من هلاك مى‏شوند و حال آن‏كه من گناهى ندارم: دوست افراطى و دشمن تفریطى. من در پیشگاه خداوند تبارك و تعالى از كسى كه درباره‏مان غلو كند و ما را از حدمان فراتر برد اعلام برائت مى‏كنم؛ همان‏طور كه عیسى بن مریم از نصارا اعلام برائت فرمود.
برخى شعارها و رفتارهاى شیعیان درباره امام حسین‏علیه السلام و نحوه عزادارى براى آن بزرگوار و سرداران شعارهاى حسین‏اللهى و زینب‏اللهى، به نوعى تداوم افكار و رفتار غلات در عصر ماست.

پی نوشت :
1) آل عمران، 51 و مریم، 36.
2) یس، 60 و 61.
3) آل عمران، 51.
4) انعام، 161.
5) حمد، 7.
6) بقره، 213.
7) اعراف، 16.
8) شورى، 52.
9) آل عمران، 101.
10) انعام، 126.
11) نساء، 69.
12) نحل، 76.
13) نساء، 60.
14) یس، 62.
15) طه، 79.
16) احزاب، 67.
17) طه، 85.
18) شعرا، 99.
19) فصلت، 29.
20) صافات، 32.
21) بحارالانوار، ج 77، ص 161.
22) بحارالانوار، ج 102، ص 105 و ج 78، ص 183.
23) كافى، ج 1، ص 184.
24) نساء، 136.
25) نساء، 116.
26) همان، 48.
27) توبه، 33؛ وصف، 9.
28) نساء، 145.
29) همان، 140.
30) همان، 61.
31) انعام، 144.
32) اعراف، 37.
33) نحل، 105.
34) بحارالانوار، ج 2، ص 118.
35) لقمان، 19.
36) بحارالانوار، ج‏2، ص 12.
37) همان، ص 121.
38) نهج‏البلاغه، صبحى صالح. خطبه 40.
39) كافى، ج 1، ص 200.
40) بحارالانوار، ج 23، ص 105.
41) همان، ج 2، ص 93.
42) ریزش‏ها و رویش‏ها (دفتر هفدهم مجموعه از چشم‏انداز امام على) محمدباقر پورامینى ص 78.
43) مفاتیح‏الجنان، زیارت جامعه، ص 107.
44) نهج‏البلاغه، صبحى صالح، نامه 30.
45) وسایل‏الشیعه، ج 12، ص 247.
46) سفینةالبحار، ج 3، ص 311مجمع‏البحرین، ماده رجاء
47) فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامى، جعفر سبحانى، ج 1، ص 76.
48) بحارالانوار، ج 72، ص 180.
49) تحف‏العقول، با ترجمه آیةاللَّه جنتى، ص 536.
50) عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 203.
51) مراجعه شود به بحارالانوار، ج 25، ص 261 تا 350.
52) عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 201

منبع: كتاب ره توشه راهیان نور نوشته محمود مهدى‏پور


برچسب ها : * انحرافی * دروغین * شناخت * عرفان * فرقه ,  چگونه دین ها و عرفانهای دروغین را شناسایی و با آن مقابله کنیم؟ , 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic