یاران فرهنگ
ویژه فارغ التحصیلان دوره آموزشی یاران فرهنگ
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما


این وبلاگ متعلق به شما مخاطب گرامی بالخص اگر فارغ التحصیل دوره آموزشی یاران فرهنگ هستید.

مدیر وبلاگ : «یاران فرهنگ»
پست الکترونیکی : yaranefarhang@gmail.com
جستجو


آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
کد خوش آمد گویی - دکمه گرافیکی تماس با ما سفارش سی دی سخنرانی کد افراد آنلاین Online User کد بالا رفتن
IranSkin go Up
ابر برچسب ها
چهارشنبه 6 بهمن 1389
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :اجتماعی , 

مهدی محمدی، طی یادداشتی در روزنامه کیهان با عنوان «خانه‌ای روی آب» با توجه به یادداشت اخیر دو نویسنده غربی مبنی بر اینکه ویروس استاکس نت توانسته بخشی از فعالیت‌ سانتریفیوژهای سایت نطنز را تحت تاثیر قرار دهد و به همین سبب ایران از برنامه‌های هسته‌ای خود عقب افتاده است به این مسئله اشاره می‌کند که ایران اکنون در نطنز اولویت شماره یک خود را افزایش مهارت و بهره وری و کاهش ضایعات قرار داده و به همین دلیل ترجیح می‌دهد با تعداد کمتری از ماشین‌ها کار کند و الا روزی که استراتژی ایران افزودن بر حجم مواد هسته‌ای خود بود نشان داد که به سادگی می‌تواند همه ماشین‌ها را فعال کند.

مهدی محمدی در ادامه یادداشت خود می‌نویسد:

 

دیوید آلبرایت، پل برنان و کریستین والروند در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۰ یادداشتی روی پایگاه اینترنتی موسسه علوم و امنیت بین المللی نوشتند و در آن ادعا کردند ویروس استاکس نت چیزی حدود ۱۰۰۰ ماشین سانتریفیوژ را در نطنز از کار انداخته است. پس از آن‌ها، ویلیام براود، جان مارکوف و دیوید سانجر روز ۱۶ ژانویه ۲۰۱۱ (۲۶ دی) در گزارشی مبسوط که نیویورک تایمز آن را منتشر کرد با تکرار‌‌ همان ادعا‌ها خبر دادند که اسرائیل و آمریکا مشترکا این ویروس را طراحی کردند و هدف آن‌ها هم این بود که برنامه هسته‌ای ایران را طوری عقب بیندازند که نیازی به اقدام نظامی علیه آن نباشد!

 

این مقاله آخرین و البته مفصل‌ترین مورد از یک سلسله تحلیل‌ها و گزارش‌ها است که ظرف ۶ ماه گذشته منتشر شده و همه آن‌ها به طور مشترک ادعا می‌کنند ایران در برنامه غنی سازی خود دچار مشکل فنی است و این برنامه «کند» شده است. درباره این سلسله گزارش‌ها دو پرسش وجود دارد. اول اینکه این گزارش‌ها تا چه حد درست است و آیا واقعا برنامه ایران کند شده است؟ و سوال دوم اینکه هدف از انتشار این قبیل اخبار و گزارش‌ها چیست؟ ابتدا باید به این نکته توجه کرد که همانطور که قبلا هم نوشته‌ایم این ادبیات در سطح رسانه‌ای باقی نمانده و مقام‌های رسمی کشورهای غربی هم مکررا به آن استناد کرده‌اند. حدود ۶ ماه است که غربی‌ها می‌گویند برنامه هسته‌ای ایران کند شده و زمان بیشتری برای دیپلماسی بوجود آمده است. هیلاری کلینتون و استوارت لوی وقتی می‌خواهند درباره میزان توفیق پروژه تحریم‌ها گزارش بدهند، عموما حرفی برای گفتن ندارند الا اینکه سرعت برنامه غنی سازی ایران کاهش پیدا کرده است.

 

لوی و ویلیام برنز مذاکره کننده آمریکا در گروه ۱+۵، در جلسه استماعی که روز اول دسامبر ۲۰۱۰ در کنگره برگزار شد جز این چیزی نگفتند که استراتژی اوباما در مقابل ایران موفق بوده چون سرعت برنامه ایران را کم کرده است. در واقع این تنها توجیهی است که به طور وسیع به آن استناد می‌شود و الا یادمان هست که قرار بود تحریم‌ها با طرح هدفمندی تلفیق شود، در ایران آشوب خیابانی راه بیندازد و نظام ایران را یا ساقط کند و یا حداقل آن را به سمت امتیازدهی به غرب بکشاند. آخرین موارد هم برآوردهای اطلاعاتی است که روسای سرویس‌های اطلاعاتی غربی اخیرا از آن‌ها سخن گفته‌اند و تقریبا در همه آن‌ها ادعا شده به این دلیل که برنامه ایران دیگر سرعت سابق را ندارد، برآوردهای اطلاعاتی درباره زمان رسیدن به آنچه غربی‌ها نقطه نهایی آن می‌دانند، تغییر کرده است. همه این برآورد‌ها با استناد به گزارش‌های فنی منتشر می‌شود که از وجود مشکلات فنی در سانتریفیوژهای ایران و کند یا مختل شدن روند غنی سازی خبر می‌دهند. خوشمزه‌تر این است که توجه کنیم برآورد نویسان محترم، آنچه را کند شدن برنامه ایران معرفی می‌کنند مستقیما به «اقدامات اطلاعاتی و عملیات خاموش» (؟!) خود علیه برنامه هسته‌ای ایران نسبت داده‌اند تا کارنامه‌ای هم برای خود دست و پا کرده باشند.

 

واقعیت اما این است که ما در اینجا صرفا با یک بازی سیاسی رسانه‌ای مواجه هستیم و این گزارش‌ها و برآورد‌ها به لحاظ فنی هیچ مبنای قابل استنادی ندارد. دقیقا به همین دلیل هم هست که درهیچ کدام از آن‌ها اطلاعات جزئی و دقیقی در این باره که دقیقا به چه معنا مدعی هستند برنامه هسته‌ای ایران کند شده، یافت نمی‌شود. همه تحلیل‌ها با این ادعا شروع می‌شود که «برنامه ایران کند شده» و بعد بلافاصله بی‌آنکه حاجتی به ارائه شواهد ببینند با داستان‌هایی عجیب و غریب مواجه می‌شویم درباره اوج مهارت فنی یا توان عملیاتی سرویس‌های غربی روی برنامه هسته‌ای ایران که یک نمونه‌اش را دیروز نیویورک تایمز با آب و تاب منتشر کرد.

 

اما چه خواهد شد اگر ثابت شود که همه این‌ها داستان سرایی‌هایی بی‌پایه است و اساسا برنامه ایران نه فقط کند نشده بلکه سرعت آن افزایش هم پیدا کرده است؟ و اگر چنین چیزی ثابت شد آیا جای آن نیست که بپرسیم مقصود از این دروغ گویی‌های عمدی چیست؟ آنچه غربی‌ها کند شدن برنامه غنی سازی در ایران می‌نامند اساسا ۳ معنا بیشتر نمی‌تواند داشته باشد: ۱- عدم فعالیت ماشین‌ها در تاسیسات ۲- عدم تولید محصول (مواد غنی شده) و ۳- مختل شدن فعالیت در تاسیسات به گونه‌ای که دائما در آن اتفاقات غیرمنتظره رخ بدهد و کنترل تاسیسات از دست مدیر آن خارج شده باشد.

 

برای اینکه این اتفاقات به طریقی رخ بدهد، بدون تردید برنامه ریزی‌های مفصلی از جانب غربی‌ها انجام شده است. این برنامه ریزی‌ها قدمتی طولانی دارد و تاریخ آن‌ها به اولین روز‌ها و هفته‌های پس از رویکرد آمریکا و برخی دیگر از کشورهای غربی به چالش در پروژه‌های هسته‌ای ایران بازمی گردد. در یکی دو سال گذشته که غربی‌ها دریافتند متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران امکانپذیر نیست و ایران دیگر به هیچ قیمتی به وضعیت تعلیق بازنخواهد گشت، منطقی است اگر تصور کنیم سرویس‌های اطلاعاتی خود را موظف کرده باشند که به جای تلاش برای توقف برنامه ایران، روی کند کردن یا ایجاد مانع بر سر راه آن تمرکز کنند. پس در واقع سوال این نیست که غربی‌ها برای کاهش سرعت برنامه ایران تلاش کرده‌اند یا نه (که جواب آن روشن است) بلکه سوال این است که این تلاش‌ها تا چه حد موفق بوده و توانسته وضعیت فنی برنامه ایران را تحت تاثیر قرار بدهد؟ پروژه‌هایی که دولت‌های غربی برای ایجاد اختلال در برنامه ایران اجرا کرده‌اند به طور خلاصه اینهاست:

 

۱- پروژه اول تلاش برای کنترل کامل بازار جهانی تامین قطعات هسته‌ای و جلوگیری از قطعات دارای کاربرد در برنامه غنی سازی و دیگر ابعاد کاملا صلح آمیز فناوری هسته‌ای به ایران است. آمریکایی‌ها در ۶-۵ سال گذشته انرژی فراوانی در این راه صرف کرده‌اند در حالی که می‌دانستند آنچه می‌کنند مستقیما با الزامات معاهده ان پی تی که خواهان «تسهیل» دسترسی کشور‌ها به فناوری‌های دارای کاربرد صلح آمیز است در تعارض قرار دارد.

 

ایران این مشکل را از طریق خودکفایی در تولید قطعات و افزایش مهارت فنی خود در طراحی و ساخت ماشین‌هایی با فناوری‌های بومی حل کرده است. نسل‌های ۲ و ۳ ماشین‌های سانتریفیوژ در نطنز اکنون در حال تست است و در مورد نسل اول هم ایران همه وابستگی‌های خود به هرگونه نقشه، طراحی مهندسی، قطعه و عملیات مونتاژ به خارج را قطع کرده است به گونه‌ای که ایران اکنون این توان را دارد که ماشین نسل اول را در تیراژ وسیع تولید کند و در حال بسط این توانایی به ماشین‌های نسل بعدی است. این اطلاعات پنهان نیست و همگی در دسترس بازرسان آژانس قرار دارد. بنابراین اگر منظور از کند شدن برنامه ایران، ناتوانی از ساخت و نصب ماشین‌ها یا جایگزین کردن ماشین‌های معیوب و فرسوده با ماشین‌های جدید است، چنین ادعایی فقط یک لطیفه بی‌مزه است.

 

۲- پروژه دوم جلوگیری از دسترسی ایران به بازار جهانی مواد اولیه هسته‌ای است که آمریکایی‌ها آن را در قطعنامه ۱۹۲۹ هم گنجاندند. در این قطعنامه که به دنبال برگزاری کنفرانس امنیت هسته‌ای در واشینگتن صادر شد، تاکید شده ایران حق سرمایه گذاری در معادن اورانیوم هیچ کجای جهان را ندارد. پیش از آن هم در قطعنامه ۱۷۳۷ هرگونه واردات مواد هسته‌ای به ایران یا صادرات موادهسته‌ای توسط آن ممنوع شده بود. تحلیل خفته در پس این پروژه هم که غربی‌ها بار‌ها بر آن تاکید کرده‌اند این است که ایران گرفتار مشکل مواد اولیه مورد استفاده در چرخه سوخت است و اگر از دسترسی آن به این مواد جلوگیری شود، برنامه غنی سازی ایران خود به خود متوقف خواهد شد.

 

پاسخ ایران به این پروژه ساده بوده است. ایران یک معدن اورانیوم در گچین بندرعباس را عملیاتی کرد و یک ماه پیش درست یک روز قبل از مذاکرات ژنو۳، نخستین محموله کیک زرد تولید شده را به اصفهان فرستاد. غربی‌ها که تا آن روز همه توجه‌شان به معدن نیمه کاره ساغند بود به یکباره از اینکه می‌دیدند ایران توانسته منبعی جدید برای تامین اورانیوم خام مورد نیاز خود پیدا کند، شوکه شدند. اکنون علاوه بر ذخایر قبلی، تاسیسات اصفهان از کیک زرد تولید شده داخلی هم استفاده می‌کند بنابراین، این ادعا که برنامه ایران به دلیل مشکلات مربوط به تامین مواد اولیه کند شده باشد هم بی‌معناست.

 

۳- پروژه سوم که رسانه‌های غربی بیشترین سروصدا را درباره آن می‌کنند اما در واقع کم اهمیت‌ترین پروژه است، به تلاش سرویس‌های اطلاعاتی غربی برای فروش قطعات آلوده به ایران، نفوذ در تاسیسات ایران و اخلال در کار ماشین‌ها مربوط است. رمان علمی تخیلی استاکس نت هم که اخیرا به سوژه ثابت روزنامه‌های غربی تبدیل شده به همین پروژه مربوط می‌شود. تاریخ تلاش‌های ناکام سرویس‌های اطلاعاتی غربی برای نفوذ در برنامه هسته‌ای ایران حقیقتا طولانی و عبرت آموز است که طبعا اینجا فرصتی برای تشریح آن نیست. کسانی که به جزئیات موضوع علاقمند هستند می‌توانند به کتاب «وضعیت بازی» (state of war) نوشته جیمز رایزن (james risen) مراجعه کنند که حاوی اطلاعات جالبی درباره تلاش‌های شکست خورده سیا علیه برنامه هسته‌ای ایران در دولت بوش است. این کتاب بویژه از این جهت مهم است که حاوی اطلاعات درز کرده از سازمان «سیاست» وهمین حالا هم یک افسر سابق این سازمان به نام استرلینگ که در بخش ایران کار می‌کرده، به جرم درز دادن اطلاعات به نویسنده این کتاب در حال محاکمه در آمریکاست.

 

در مورد ویروس استاکس نت به طور خلاصه قضیه از این قرار است که این ویروس هرگز تاسیسات نطنز را آنگونه که غربی‌ها ادعا می‌کنند آلوده نکرده است. دلیل روشن این امر اولا این است که اگر این اتفاق رخ داده بود باید تمام ماشین‌ها در نطنز از کار می‌افتاد در حالی که همانطور که دیپلمات‌های مسافرت کننده به ایران دیروز دیدند در نطنز هزاران ماشین بدون مشکل در حال کار است. ثانیا مطابق گزارش‌های آژانس حجم تولید مواد غنی شده در نطنز نسبت به گذشته نه فقط کم نشده بلکه افزایش هم یافته است. ایران اکنون در نطنز چیزی حدود ۳۵ کیلو اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده و نزدیک به ۳۰۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۵/۳ درصد غنی شده در اختیار دارد و حجم این مواد هر روز در حال افزایش است. بنابراین کاملا بی‌معناست که کسی ادعا کند غنی سازی در نطنز دچار مشکل است.

 

تنها پرسشی که باقی می‌ماند این است که چرا همه ماشین‌های موجود در نطنز کار نمی‌کنند که پاسخی واقعا پیش پا افتاده دارد. ایران اکنون در نطنز اولویت شماره یک خود را افزایش مهارت و بهره وری و کاهش ضایعات قرار داده و به همین دلیل ترجیح می‌دهد با تعداد کمتری از ماشین‌ها کار کند و الا روزی که استراتژی ایران افزودن بر حجم مواد هسته‌ای خود بود نشان داد که به سادگی می‌تواند همه ماشین‌ها را فعال کند.

 

پس می‌توان نتیجه گرفت آنچه کند شده برنامه هسته‌ای ایران نیست، بلکه تیغ غربی هاست که آن‌ها را به توجیه تراشی برای کوتاه آمدن در مقابل ایران واداشته است.



برچسب ها : توهم رسانه ای ,  جاسوسی ,  ویروس استاکس نت ,  ویروس خطرناک ,  مدرنترین ویروس , 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic