تبلیغات
یاران فرهنگ - مشکل حجاب است،دین است متدینین‌اند یا…!؟
یاران فرهنگ
ویژه فارغ التحصیلان دوره آموزشی یاران فرهنگ
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما


این وبلاگ متعلق به شما مخاطب گرامی بالخص اگر فارغ التحصیل دوره آموزشی یاران فرهنگ هستید.

مدیر وبلاگ : «یاران فرهنگ»
پست الکترونیکی : yaranefarhang@gmail.com
جستجو


آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
کد خوش آمد گویی - دکمه گرافیکی تماس با ما سفارش سی دی سخنرانی کد افراد آنلاین Online User کد بالا رفتن
IranSkin go Up
ابر برچسب ها
چهارشنبه 1 آبان 1392
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :حرف های دخترانه , شهروند مسئول , 

دردنوشته‌ای از وضعیت خانواده‌های انقلابی و متدین در بطن جامعه:
تصور بکنید چه شانس اندکی دارید تا اگر با خانواده عزم سینما رفتن کرده‌اید همان یک فیلمی که توهین در آن وجود ندارد نصیبتان شده باشد! اگر اینگونه شد که خوشا به حالتان وگرنه بدا به حالتان چون با دست خود تیشه به ریشه خانواده تان زده اید….

پایگاه خبری انصارحزب الله: پلان اول: اگر اهل سینما باشی و بخواهی وقتت را صرف دیدن یک فیلم کنی با احتمال نه دهم در فیلم مذکور یا به صورت مستقیم یا غیر مستقیم و در لفافه شاهد توهین به یکی از این سه موضوع خواهی بود: ۱- به متدینین ؛ مثلاً یک حاجی بازاری یا یک فرد اهل مسجد یا مقدس مآب در آن فیلم مرتکب یک فساد خواهد شد. حالا ممکن است آن فساد از نوع ناموسی باشد یا ربا یا کلاهبرداری و گاهی همه موارد فوق!

۲- توهین به حجاب؛ یعنی یک خانم با حجاب چادر در آن فیلم هست که احیاناً شرورترین انسان موجود در بین شخصیت‌ها همان فرد است! یا در هر صورت، آن خانم هم همچون گزینه اول اهل خیانت یا دزدی یا کلاهبرداری و از این حرف‌هاست.

۳- در تعداد کمتری از فیلم‌ها موضوع اساسی تر از این حرف‌هاست. به این شکل که کل ماهیت اسلام یا حتی همه ادیان زیر سؤال می رود. یعنی شخص بی دین در فیلم از همه باتقواتر است! همه اهل دزدی و رشوه و کلاهبرداری و خیانت و… هستند الّا این آقا یا خانم بی‌دین!

تصور بکنید چه شانس اندکی دارید تا اگر با خانواده عزم سینما رفتن کرده‌اید همان یک فیلمی که توهین در آن وجود ندارد نصیبتان شده باشد! اگر اینگونه شد که خوشا به حالتان وگرنه بدا به حالتان چون با دست خود تیشه به ریشه خانواده تان زده اید و افکار مسموم یک کارگردان را به خورد اعضای خانواده خود داده اید و بدانید اگر این کارتکرار شد دیگر معلوم نیست چه بر سر اعتقادات آنها خواهد آمد.

پلان دوم: حالا ممکن است شما اهل سینما نباشید که در این اوضاع و احوال خیلی هم کار خوبی می کنید! می‌نشینی در خانه و سریال و فیلم‌های متعددی را که از شبکه‌های جدیدالتاسیس و قدیم التاسیس پخش می‌شوند می‌بینید.

این گزینه هرچند خیلی بر گزینه اول ترجیح دارد ولی خب این هم خالی از اشکال نیست. می گویید چرا؟ چون کارگردانهایی که این فیلمها را ساخته‌اند نیز کمتر پیش می آید که تفکر درست و بدون اشکال داشته باشند. سریالهای تلویزیون نیز دست کمی ندارند. کمتر دیده ام یک خانم چادری درست و حسابی و بدون عیب در آنها به نمایش درآید. غالباً خانم‌های چادری یک عیب و ایرادی دارند!

همان گونه که فرد متدین یا ظاهر الصلاح فیلم که محاسن دارد نیز معمولاً اگر شرورترین عضو نباشد حداقل بی شیله پیله هم نیست! یعنی ندیدم یا کمتر دیدم که آدم مومن بی عیب در فیلمی به نمایش درآید. این آرزو در دلمان ماند هرچند بعضی کارهای ارزشمند نیز ساخته شده‌اند که نباید از دایره انصاف خارج شد. جالب اینجاست که گاهی فیلمهای مناسبتی مذهبی هم به‌جای فرهنگ سازی، فرهنگ سوزی می کنند!

برای مثال در فیلمها و سریالهای معمولی که اصلاً عبادت کردن و نماز خواندن بازیگران نشان داده نمی شود گویی این کار جزو برنامه‌های روزمره آنان نیست! در فیلم‌های مناسبتی نیز این طور نشان می دهند که پیرزن‌ها در حال خواندن نمازند و در همان زمان جوان‌ترها مشغول کارهای دیگر. این جور نمایش نماز نه تنها صحیح نیست که بسیار هم مضر است. کارگردان فیلم با زبان بی زبانی به مخاطب می فهماند که نماز و این جور چیزها دیگر قدیمی شده و مختص پیرزن‌هاست نه جوانهای امروزی!

پلان سوم: می رویم محل کار؛ اسمش این جور در رفته که همه چیز دست حزب‌اللهی‌هاست. ولی وقتی وارد محیط ادارات می شوی با فضای دیگری روبه‌رو خواهی شد. به‌جز آن چند مورد استثنایی که در راس هستند و ظاهر خوب و باطن بدشان باعث سرافکندگی متدینین است، سایر افراد مومن و انقلابی معمولاً مورد بی مهری قرار می گیرند. اصلاً گویی هر کس هر خورده حسابی از هر جا دارد می خواهد بر سر این بر و بچه‌های انقلابی خالی کند.

تعریف یک خاطره از روز ۹دی هم جالب خواهد بود تا با فضای موجود در ادارات بیشتر آشنا شویم. ۹دی سال ۸۸ من قصد داشتم خودم ظهر به جمع راهپیمایی کنندگان بپیوندم. در اداره ای نیمه دولتی با حدود سیصد چهارصد کارمند حضور داشتم که از ارگانهای زیرمجموعه دولت بود. (تصور بکنید که در سال ۸۸ و حتی قبل انتخابات هم دولت آقای احمدی نژاد بر سر کار بود) متوجه شدم یک مینی بوس برای این کار از آن اداره با آن جمعیت حرکت می کند! من هم با آنها راهی شدم.

فکر می‌کنید از بین آن همه کارمند که اقلاً ۲۵۰-۳۰۰ نفری حضور داشتند چند نفر رفتند سوار مینی بوس شدند؟ حدود ده نفر! جالب تر اینکه یکی از نیروهای خدماتی که پرچم را در دست گرفته بود طوری ایستاده بود که در عکس‌ها نباشد تا وقتی عکسها را تابلوی اعلانات زدند مورد سرزنش و شماتت قرار نگیرد! این هم از وضع بچه‌های حزب اللهی در ادارات.

پلان چهارم: در دانشگاه که وضع نگو و نپرس است! البته جمع‌های خوب و هیئات دانشجویی و… هم هستند ولی نگاه عمومی آنجا هم علیه دانشجویان جوان حزب‌اللهی است. آن بنده‌های خدا باید پاسخگوی هر کاستی و رفتار غلطی که از سوی هر مسئولی صورت می گیرد باشند و دست آخر هم از طرف دانشگاه و برخی دانشجویان مورد بی مهری قرار می گیرند. اساتید و دانشجویانی که کمی سطح علمی شان بالا می رود گویی باید علمشان را با موضع گیری بر ضد انقلاب و نظام اثبات کنند. یا اقلاً دیگر از یک حدی که سطح علمی افزایش پیدا کرد سکوت بهترین راه کار است! البته این عمومیت ندارد و هستند اساتید و دانشجویان با سطوح علمی بسیار بالا که با دید و بینش بسیار خوب از انقلاب و ارزشها دفاع می کنند ولی خب آن گروه اولی هم کم نیستند.

حالا شما تصور کنید این استادی که افتخار خودش می داند که نسبت به نظام بی تفاوت باشد اولاً چه برخوردی با دانشجوی انقلابی اش خواهد داشت و ثانیاً چه تفکری را به سایر شاگردانش القاء خواهد کرد!

چند سال قبل از طرف وزارت علوم برای تحقیق در دانشگاه تهران رفته بودم. با یکی از اساتید جانباز و یکی از دانشجویان دکتری در دو زمان متفاوت صحبت کردم. اتفاق نظر داشتند که در آن دانشکده -که نامش را نمی‌برم- اساتیدی زمام کار را در دست دارند که اجازه نمی‌دهند در دوره دکتری دانشجویان حزب اللهی و انقلابی وارد شوند. گفتم: پس شما چطور آمدید؟ گفت: من تقیه کردم وگرنه نمی توانستم وارد شوم!

حتی مسائلی درباره اعتقادات رئیس گروه و برخی دیگر از اساتید شنیدم که دود از سرم بلند شد. از استادی شنیدم که در کلاس علناً حکم شرعی لواط را زیر سؤال می برد تا استادی که در کتابش صهیونیست‌ها را به رسمیت شناخته و از آنها تعریف و تمجید کرده است!

پلان پنجم: وارد بازار می‌شویم. برخی تا می بینند یک خانواده متدین و مذهبی وارد فروشگاه شد رو ترش می کنند. برخی هم تا یک خانم بدحجاب وارد شود چنان توجهی به او می‌کنند که اصلاً گویی آن خانواده مذهبی حضور ندارند و توجهی به آنها نمی شود. حالا حتی اگر این مشکلات هم نباشد با یک مشکل بزرگتر مواجه خواهی شد. لباس مناسب برای اعضای یک خانواده مذهبی خصوصاً برای خانم‌ها کمتر پیدا می‌شود.

انگار همه لباسها برای دیگران طراحی شده است. سبک طراحی لباسها بالاخص لباس‌های زنانه به سمتی پیش رفته که هر روز بیش از روزقبل بی حیایی را ترویج می‌کند. لباس‌های کوتاه، نازک، چسبان و… که متاسفانه کم کم در بین خانم‌های چادری هم جایی برای خود باز کرده‌اند. یعنی خیلی از خانم‌های چادری وقتی بادی بوزد و چادرشان کنار رود اصلاً پوشش مناسبی ندارند و گویی برای این لحظات برنامه ریزی نکرده‌اند و خیلی هم توجهی به آن نمی کنند.

این نوع برخوردها مخصوص محیط‌های فوق نیست و در بسیاری از جاهای دیگر که ذکر آن در این مجال نمی‌گنجد وجود دارد. ما فقط برای نمونه به چند مورد اشاره اجمالی کردیم و قضاوت هم نمی‌کنیم. قضاوت باشد برای شما. بگویید بدانیم اینها مشکلشان با کیست؟ با چیست؟ با نظام مشکل دارند؟ با انقلاب سر جنگ دارند؟ مشکل، مومنین اند یا حجاب خانم‌ها خاری شده در گلویشان!؟

منبع:هفته نامه یالثارات الحسین(ع)



برچسب ها : مشکل حجاب است ,  دین است متدینین‌اند یا…!؟ ,  حجاب ,  حجاب و عفاف ,  دین ,  سینما ,  فیلم ,  مدل غربی ,  پرنیان ,  پوشش ,