یاران فرهنگ
ویژه فارغ التحصیلان دوره آموزشی یاران فرهنگ
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما


این وبلاگ متعلق به شما مخاطب گرامی بالخص اگر فارغ التحصیل دوره آموزشی یاران فرهنگ هستید.

مدیر وبلاگ : «یاران فرهنگ»
پست الکترونیکی : yaranefarhang@gmail.com
جستجو


آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
کد خوش آمد گویی - دکمه گرافیکی تماس با ما سفارش سی دی سخنرانی کد افراد آنلاین Online User کد بالا رفتن
IranSkin go Up
ابر برچسب ها


این روزها مصر در حال تجربه تمرد علیه رئس آن و احتمالا انقلاب دیگری است. اینکه در مصر چه اتفاقی می افتد و موضع جمهوری اسلامی در خصوص آن چه باید باشد سوالاتی است که متن زیر به آن می پردازد.

بار دیگر اعتراضات و تظاهرات مصر را فراگرفته است، گویا این نیل خروشان قصد سكون ندارد. در سال 2011 خروش یكپارچه زن و مرد، پیر و جوان، اسلام‌گرا و سكولار، مسلمان و مسیحی و ... باعث سرنگونی حسنی مبارك دیكتاتور وابسته مصر شد اما اكنون آن موج عظیم چند پاره شده و جامعه چندقطبی شده است؛ عده‌ای در صف موافقان قرار دارند و عده‌ای بر طبل مخالفت می‌كوبند و برخی هم بین مخالفت و موافقت در نوسانند. مخالفان خود را انقلابی می‌دانند و مرسی را عاملی كه شعارها و اهداف انقلاب را محقق نساخته است.

موافقان نیز مخالفان را یك مشت سكولار بی‌دین و قانون‌شكن می‌دانند كه اساساً با حاكمیت اسلام مخالف هستند. در كشور ما نیز در میان تحلیل‌گران، پژوهشگران، سیاستمداران و سیاست‌گذاران نوعی سرگردانی و ابهام نسبت به وضعیت جاری در مصر مشاهده می‌شود. حق با كدام گروه است؟ باید مطالبات و مواضع كدام گروه را به رسمیت بشناسیم؟ آیا باید از اسلام‌گرایانی كه روابط خود را با دولت سوریه قطع می‌كنند و علیه ایران موضع‌گیری می‌كنند و نسبت به كشتار شیعیان سكوت پیشه كرده و روابط را خود با رژیم صهیونیستی قطع نمی‌كنند، حمایت كرد؟ یا از مخالفانی كه خود را انقلابیونی معرفی می‌كنند كه برای تحقق شعارها و آرمان‌های انقلاب مصر نیاز دانسته‌اند یك بار دیگر به خیابان‌ها برگردند و این بار نه علیه مبارك بلكه علیه مرسی شعار دهند؟

در ادامه با طرح 11 نكته كلیدی تلاش خواهیم كرد كه به این پرسش‌ها پاسخ دهیم:

11 نكته درباره مصر

1. چگونه مصر بحرانی شد؟ 

وضعیت كنونی مصر به نظر یك سناریوی از پیش تعیین‌شده از سوی اتاق فكرهای آمریكایی و صهیونیستی است و مهره‌های این بازی شطرنج در داخل مصر عناصر وابسته به نظام گذشته، برخی نظامیان و عناصر ناآگاه و یا مغرض سكولار و لیبرال- كه عمدتاً در جبهه انقلاب تعریف می‌شوند- هستند. این بازی از همان زمان انتخابات ریاست جمهوری مصر با دستكاری در نتایج انتخابات طراحی شد؛ به گونه‌ای كه تنها 51 درصد از آراء را محمد مرسی به عنوان نماینده انقلابیون و 49 درصد از آراء را به احمد شفیق به عنوان نماینده ضد انقلاب دادند.

تصویری در دستان مخالفان مرسی که در آن خواهان محاکمه مرسی قبل از ترک قدرت هستند

 چه كسی می‌تواند باور كند مرسی نه تنها به عنوان نماینده اسلام‌گرایانی كه پیش از انتخابات ریاست جمهوری به ترتیب در همه پرسی اصلاحات قانون اساسی سال 2011، 77 درصد آراء و در انتخابات پارلمانی سال 2012، 66 درصد آراء (43.7 درصد حزب آزادی وعدالت وابسته به اخوان و 22.4 درصد حزب سلفی النور) را به دست آورده بودند، بلكه به عنوان نماینده عناصر انقلابی تنها 51 درصد از آراء را به دست آورد و احمد شفیق به عنوان یك عنصر وابسته به نظام مبارك كه مردم مصر در یك قیام سراسری میلیونی وی را بر كنار ساخته بودند، بتواند 49 درصد آراء را به دست آورد. به احتمال زیاد آرای انتخابات دستكاری شد آن هم با یك هدف اساسی؛ شكننده نمودن پیروزی مرسی و اجازه ندادن به وی و گروه اخوان المسلمین برای جولان دادن و در ادامه شوراندن مردم علیه حكومت اسلام‌گرا و براندازی اسلام‌خواهان از طریق یك كودتای نرم كه این بار بر خلاف نمونه الجزایر نه ارتش بلكه این خود مردم هستند كه تحریك شده‌اند تا به حكومت اسلام‌گرایان اعتراض كرده و آنها را سرنگون سازند.


2. رابطه اخوان المسلمین و غرب:

درست است كه اخوان المسلمین پس از به قدرت رسیدن تلاش كرد تا در برابر غرب اعتمادسازی نموده و خود را به عنوان بازیگری آرام و مطیع و سازگار با منافع غرب در منطقه نشان دهد و متاسفانه برای اینكه حسن نیت خود را نشان دهد اعلام كرد كه قصد ندارد معاهده كمپ دیوید مصر با رژیم صهیونیستی را لغو كند، حتی مرسی به شیمون پرز نامه تبریك نوشت، نشان شجاعت به خانواده سادات بخشید، اما هیچ كدام از این اقدامات باعث جلب اعتماد غربی‌ها و صهیونیست‌ها نشد و آنها همواره با دیده تردید به جماعت اخوان المسلمین می‌نگریستند.

 غربی‌ها معتقدند اخوان المسلمین هنوز در انگاره‌های ذهنی و فكری خود غرب و رژیم صهیونیستی را دشمن می‌داند و این رفتارهای اعتمادساز تاكتیك‌هایی است برای كاستن از فشارهای غرب علیه این خود تا مبادا آمریكا به نمایندگی از غرب دست به تحریم این گروه بزند و در مسیر حكمرانی آن سنگ‌اندازی نماید و یا گروه‌های مخالف داخلی را علیه دولت اخوان بسیج نماید.


3. رابطه اخوان المسلمین و جمهوری اسلامی چگونه است؟

درست است كه ما نسبت به حكومت اخوان المسلمین انتقادات زیادی داریم و بسیاری از رفتارها و اقدامات آنها را محكوم می‌كنیم، ما به شیعه‌كشی سلفی‌ها در سایه سكوت و بعضاً تایید رهبران اخوانی اعتراض داریم، ما از توهین سلفی‌ها به ایران، سوریه و حزب الله در حضور رئیس جمهور مصر اعتراض داریم، ما نسبت به كنفرانس‌ها و نشست‌هایی متعددی كه علیه ایران و خطر تشیع با حمایت اخوان برگزار می‌شود، تأسف می‌خوریم، ما از اینكه اخوان المسلمین در قضیه فلسطین همان مسیر حسنی مبارك را طی می‌كند، ناراحت هستیم، ما از اینكه اخوان دست گدایی به سوی غرب دراز می‌كند و برای دریافت وام‌های خارجی از استقلال خود كوتاه می‌آید، نگران هستیم، اما در عین حال معتقدیم كه اخوانی‌ها هرچه كه باشند- برتر و بهتر از افراد معلوم الحالی چون احمد شفیق و عمرو موسی و محمد البرادعی و حسین طنطاوی و عبدالمجید محمود دادستان كل مصر هستند.

تجمع موافقان مرسی و پلاکاردی که در آن خطاب به مرسی نوشته شده است: ملت مصر با تو هستند


افرادی كه اگر به قدرت برسند اندك امیدی كه برای بهبود اوضاع در آینده وجود دارد، از بین خواهند رفت. این چهره‌ها كه با اجازه آمریكا و رژیم صهیونیستی آب نمی‌خورند، چگونه می‌توانند انتظارات و آمال و آرزوهای ملت عظیم مصر برای نیل به آینده‌ای بهتر و پر از استقلال و عزت و كرامت و عدالت اجتماعی و قطع وابستگی به دیگران را برآورده سازند. بدون تردید عمرو موسی‌ها و شفیق‌ها هیچ تفاوتی با مبارك ندارند.

4.رابطه اخوان و ما بقی گروه های مصری:

 درست است كه اخوان المسلمین متاسفانه سلفی‌زده شده است و ما می‌دانیم كه اخوان دیگر آن اخوان حسن البنا نیست. دلارهای شبه‌ناك نفتی سعودی و قطر؛آن استقلال، خلوص و آزادگی موجود در اخوان را از بین برده است. می‌دانیم كه اخوان دو پاره شده است؛ عده‌ای محافظه‌كار و وابسته به جریان قطبی(منسوب به سید قطب) هستند كه متاسفانه گرایش‌های سلفی وهابی بر آنان غالب است و روابط نزدیكی با سلفی‌های مصری و سعودی دارند و عده‌ای نیز اصلاح‌طلب و معتدل‌اند كه به آرمان‌های حسن البناء و رهبران میانه‌روی این جریان نظیر حسن الهضیبی پایبند باقی مانده‌اند.

نوشته داخل عکس: رئیس جمهور فرعونی سقوط می کند 

هم اكنون محافظه‌كارهای نزدیك به سلفی‌ها رهبری اخوان را در دست دارند و خود مرسی نیز وابسته به همین جریان است. این طیف اساساً فاقد توان لازم برای برقراری ارتباط مناسب با جریان‌ها و گروه‌های گوناگون ملی از جمله مخالفان بوده و قدرت كافی را برای اداره امور ندارند. همه این‌ها درست است و ما نسبت به اخوان اگر همچنان روند حذف و به حاشیه‌رانی عناصر مستقل و معتدل ادامه یابد- احساس خطر می‌كنیم، اما هیچ یك از این موارد مجوز لازم را برای مخالفت با اخوان المسلمین در اختیار ما قرار نمی‌دهد.


5. علت طغیان علیه دولت اخوانی:

در زمانی كه اخوان المسلمین به حمایت آمریكا از خود دلخوش كرده بود و امید داشت كه آمریكا از این گروه در برابر مخالفان سكولار و لیبرال دفاع كند، اما اكنون می‌بینیم كه آمریكا به صراحت اعلام می‌كند كه از گروه خاصی پشتیبانی نمی‌كند. اخوان متاسفانه به جای آنكه به دنبال مستحكم‌نمودن پایگاه‌های مردمی خود باشد و در جهت تحقق اهداف و خواسته‌های مردمی حركت كند، به حمایت‌های آمریكا چشم دوخت و اكنون متوجه این اشتباه خود شده است. لذا ما در این شرایط نباید اخوان المسلمین را تنها بگذاریم، باید به این گروه ثابت كنیم كه آمریكا به هرحال گروه‌های غیراسلامی سكولار و لیبرال را در مصر بر اسلام‌گرایان ترجیح می‌دهد؛ اسلام‌گرایانی كه نسبت به آنان هنوز نگرانی وجود دارد، اسلام‌گرایانی كه تا مدت‌ها در منظومه فكری خود آمریكا را دشمن شماره یك اسلام و مسلمانان می‌دانستند.

 ما باید در این شرایط از اخوان حمایت كنیم و به این گروه نشان دهیم كه ایران علی رغم تمامی تبلیغات منفی كه علیه آن می‌شود، حكومت اسلام‌گرایان را با تمامی نواقص‌اش بر حكومت سكولارها و لیبرال‌هایی و غرب‌زده‌هایی كه مخالف حاكمیت اسلام و مشتاق غرب هستند، ترجیح می‌دهد.


6. اشتباهات بزرگ مرسی و اخوان المسلمین:

اخوان المسلمین و در رأس آن محمد مرسی در طول یك سال گذشته اشتباهات زیادی مرتكب شده است و همین اشتباهات باعث شد كه بر دامنه مخالفت‌ها با این گروه افزوده شود. مردم در بعد داخلی از مرسی و حزب وی انتظار داشتند كه اوضاع نابسامان اقتصادی را بهبود بخشند، برای رفع بیكاری و فقر و تورم و بی‌ثباتی داخلی چاره‌ای بیاندیشند. مردم از مرسی انتظار نداشتند كه همان مسیر مبارك و سادات را طی كند و در جهت استبداد و خودكامگی گام بردارد، بویژه در صدور بیانیه قانون اساسی كه اختیارات خود را بصورت غیرقانونی افزایش داد و در اثر اعتراضات مردمی مجبور به عقب‌نشینی از آن شد.

انتظار داشتند در رفتار دولتمردان تغییر را لمس كنند. انتظار داشتند كه كرامت لگدمال شده‌ی آنها و جایگاه از دست داده خود در منطقه و جهان اسلام را بازیابند. انتظار داشتند بازماندگان نظام سابق مجازات شوند نه اینكه بی‌گناه شناخته شده و از زندان آزاد شوند. انتظار نداشتند كه مرسی به شیمون پرز نامه فدایت شوم بنویسد، انتظار نداشتند كه برای اخذ وام‌ها و كمك‌های خارجی كاسه گدایی سمت این و آن دراز كند. انتظار نداشتند كه مصر با آن سابقه عظیم تاریخی كه زمانی پیشرو كشورهای عربی بود، برای گرفتن مقداری كمك مالی و یا جلب سرمایه‌گذاری در برابر كشوری واپس‌گرایی چون عربستان خوار و ذلیل شود، انتظار نداشتند كه با ایران و اساساً محور مقاومت این چنین سرد و غیرصمیمی برخورد شود.


7. نقش ارتش در بحران مصر چیست؟

ارتش مصر پس از بركناری مبارك قدرت را به دست گرفت. شورای عالی نیروهای نظامی به رهبری ژنرال طنطاوی تمام تلاش خود را به كار بست تا ساختارها و حتی شخصیت‌های به جا مانده از دوران مبارك را حفظ نماید. اما بالاخره در اثر فشارهای مردمی ناگزیر شد تا قدرت را به غیر نظامیان واگذار كند. بسیاری‌نسبت به این اقدام ارتش در واگذاری قدرت شگفت‌زده شده و اظهار شادمانی می‌كردند و گمان می‌كردند كه ارتش به همین راحتی قدرت را ترك خواهد كرد و فكر چنین روزهایی را نكرده بودند.

 اكنون سران ارتش كه وفاداری كاملی به آمریكا و رژیم صهیونیستی دارند بار دیگر رؤیای بازگشت به سیاست و یا دست كم بدست آوردن یك سری امتیازات و مزایا را در سر می‌پرورانند. لذا بعید نیست كه در دعوای كنونی میان مخالفان و موافقان مرسی، ارتش مصر به مانند الگوی الجزایر كه در دهه نود ارتش مداخله نظامی كرد و جبهه اسلامی نجات ملی را سركوب نمود، وارد عمل نشده و قدرت را به دست بگیرد. هم اكنون بسیاری از ناظران این فرضیه را مطرح می‌كنند كه اساساً همین ارتش بوده است كه مردم را برای ریختن به خیابان‌ها و اعتراض به دولت منتخب تحریك نموده است تا بار دیگر زمینه را برای كسب قدرت مهیا نماید.


8. اشتباه نابخشودنی مخالفان:

مخالفان علی رغم مشروع بودن بسیاری از خواسته‌هایشان اما شتابزده عمل می‌كنند و چنین می‌پندارند كه میراث تلخ برجای مانده از دوران مبارك یك شبه اصلاح‌شدنی است، حال آنكه اصلاح معضلات و نابسامانی‌های برجای مانده از آن دوران زمان‌بر است. مخالفان از یك طرف به بهانه احترام به حقوق بشر و رعایت قانون و ... اقدامات انقلابی و رادیكالی را بر نمی‌تابند، از طرف دیگر از تحمل و صبر لازم برای پشت سر گذاشتن تدریجی مشكلات و كاستی‌ها برخوردار نیستند. مخالفان انتظار دارند كه در ظرف كمتر از یك سال بسیاری از نابسامانی‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی حاكم بر مصر سر و سامان یابد. حال آنكه محظوریت‌ها و محدودیت‌های زیادی از جمله نگرانی‌های بین المللی، توطئه‌های بازماندگان نظام سابق، امتیازخواهی‌های ارتش و نیروهای امنیتی و نظامی و معضل سلفی‌های تندرو در برابر اخوان وجود داشته است.


9. جمهوری اسلامی و اثرگزاری بر اخوان المسلمین:

به هر حال به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران در این برهه از زمان باید با قوت از اخوان حمایت كرده و اعتماد اخوان را به خود جلب نماید. ایران با دیپلماسی می‌تواند به لایه‌های زیرین و معتدل اخوان نفوذ كرده و آنان را با خود همراه سازد. شاید ایران نتواند بر روی چهره‌های محافظه‌كار و تندرو و طیف موسوم به «قطبی‌ها» حساب باز كند، اما نیروهای معتدل و میانه‌رو بویژه جوانان اخوان از پتانسیل‌های خوبی برای برقراری ارتباط با جمهوری اسلامی برخوردار هستند.


10.قانونی بودن دولت مرسی:

مرسی قدرت را از طریق سازوكارهای قانونی و مشروع به دست آورده است، اینكه عده‌ای به بهانه ناكارآمدی بخواهند بی‌قانونی كنند، زمینه برای قانون‌شكنی‌ها در آینده همواره خواهد شد.


11.شکست اخوان خطرناک است؟

اگر اخوان شكست بخورد اسلام سیاسی در جهان عرب شكست خواهد خورد و اگر اسلام سیاسی شكست بخورد با قدرت‌یابی سكولارها و عناصر وابسته به غرب شاید امید اصلاحات عمیق و بنیادین سیاسی و اقتصادی در كشورهای اسلامی بر باد برود و انقلاب‌های عظیم مردمی از مسیر صحیح خود منحرف شود. اخوان هم اكنون طرفداران زیادی دارد و عنصر مهمی در معادلات مصر به شمار می‌رود. شبكه‌هایی كه اخوان در طول سالیان گذشته ایجاد كرده هیچ گروهی ندارد، همه اینها مزیت‌های اخوان المسلمین است. نباید فریب تبلیغات رسانه‌های غربی را بخوریم كه سعی می‌كنند بزرگنمایی كرده و مخالفان مرسی را تمام مصر معرفی كنند. این حربه دشمن است. البته باید اعتراف كرد ضعف مدیریت مرسی باعث شده است كه بسیاری از موافقان وی به صف مخالفان بپیوندد اما اخوان همچنان در بسیاری از مناطق دورافتاده و روستاها حامی و پیرو دارد.




برچسب ها : مصر ,  اخوان ,  مرسی ,  مخالفان ,  انقلاب ,  ایران ,  جریان شناسی ,  دیدبان , 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic