یاران فرهنگ
ویژه فارغ التحصیلان دوره آموزشی یاران فرهنگ
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما


این وبلاگ متعلق به شما مخاطب گرامی بالخص اگر فارغ التحصیل دوره آموزشی یاران فرهنگ هستید.

مدیر وبلاگ : «یاران فرهنگ»
پست الکترونیکی : yaranefarhang@gmail.com
جستجو


آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
کد خوش آمد گویی - دکمه گرافیکی تماس با ما سفارش سی دی سخنرانی کد افراد آنلاین Online User کد بالا رفتن
IranSkin go Up
ابر برچسب ها
شنبه 13 خرداد 1391
نوشته شده توسط : یاران فرهنگ طبقه بندی شده در :امام و رهبری , 

بازدید کننده گرامی با توجه به نزدیکی به ایام پر حزن و اندوهگین رحلت جانگداز رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله خمینی (ره)، وبلاگ یاران فرهنگ در نظر دارد   برای آشنایی هر چه بیشتر مخاطبین و درک مفاهیم والای انقلاب و ولایت فقیه به مباحث پیرامون اندیشه ها و بیانات این رهبر فرزانه بپردازیم. لذا خواهشنمدیم شما هم با بیان نظرات و انتقادهای سازنده خود در مورد مطالب و یا با ارائه منابع و سایت های معتبر در این زمینه ما را در ادامه این راه همراهی فرمایید.

مدیریت و اعضای وبلاگ یاران فرهنگ


مقاله توضیح مى دهد که اندیشه سیاسى که توسط امام خمینى (ره)، مهندسى و اجراء شد به دقت در ذهن ایشان، چیده و تنظیم شده بود و از کلیه ارکان نظرى و راهبردى براى یک انقلاب و تشکیل حکومت جدید و نظام دینى، برخوردار بود. سپس جهت اثبات تحقق همه اجزاء یک هندسه دقیق سیاسى، به اظهارات و مکتوبات و نیز اقدام هاى امام راحل «رض »، استناد شده است.

توفیق عظیم امام خمینى (ره) در رهبرى یک انقلاب بزرگ از سال ۱۳۴۱ تا پیروزى آن و براندازى یک نظام قدرتمند و سپس ریاست و هدایت یک نظام اجتماعى و سیاسى نوین طى ده سال مى تواند سؤال اساسى زیر را براى اندیشمندان سیاسى مطرح نماید:

«از اندیشه هاى سیاسى و اجتماعى امام خمینى (ره) چه نظریه و راهبردهائى قابل استنباط است و با چه چارچوب نظرى و راهبردى مى توان به تحلیل اندیشه هاى سیاسى امام پرداخت؟»

امام خمینى (ره)، مرد علم و نظر بود. او در فقه واصول و کلام و فلسفه و عرفان به مقام استادى رسید و در تاریخ و ادبیات نیز در حد بالائى بود. (۱) در عین حال او مرد عمل و اقدام بود زیرا در مقام اجتهاد و مرجعیت با صدور فتوا، تکالیف عملى مؤمنین را مشخص مى کرد و به همین لحاظ با واقعیات زندگى مردم و مشکلات جامعه آشنا بود. از سال ۱۳۴۱ نیز در عین فقاهت و مرجعیت، آشکار و مستقیم وارد عرصه اقدام و مبارزه سیاسى گردیده و بزرگترین و مهمترین رهبر مخالفان شاه شد. در تبعید پانزده ساله نیز به تعلیمات و تبلیغات انقلابى دست زد و کادرسازى و سازماندهى نمود. با چنین دستمایه و سابقه اى از سال ۱۳۵۶ به عنوان رهبر بلامنازع انقلاب اسلامى با بسیج مردمى، نظام شاهنشاهى را براندازى کرد و از سال ۱۳۵۷ تا هنگام رحلت، رئیس نظام جمهورى اسلامى بود. در طول تاریخ ایران و جهان و در طى قرون اخیر شاید بى نظیر و یا لااقل کم نظیر است که مردى در اوج زهد و عرفان و علم، دست به یک انقلاب خونین مکتبى و مردمى زده باشد و یک قدرت بزرگ منطقه اى و مورد حمایت همه ابرقدرت ها را ساقط نموده و سپس ده سال نیز در عین مرجعیت، نقش رهبرى سیاسى و ریاست دولت را نیز ایفا کرده باشد.

چنین جریان تاریخى، انقلابى و سیاسى عظیمى به رهبرى امام خمینى (ره) داراى چه پشتوانه نظرى و راهبردى بوده و این اندیشه داراى چه سازمان و انسجامى بود که این چنین در تحقق اهداف خود قرین تحول و توفیق شد و چنان که امام در براندازى نظام شاهنشاهى و استقرار نظام جمهورى اسلامى از این اندیشه منسجم استفاده کرد، اینک در حفظ  و گسترش و اصلاح و تکمیل جامعه و دولت برخاسته از انقلاب او چگونه مى توان از آن استفاده کرد؟

الف) مفروضات و ارکان یک چارچوب نظرى و راهبردى

نظریه و راهبردى را که مى خواهیم از آرا و اندیشه سیاسى امام استنباط و استخراج کرده و یا به مدد آن به اندیشه هاى امام وارد شویم، هندسه سیاسى امام خمینى (ره) و جامعه مطلوب یا مدینه فاضله او مى نامیم. این هندسه و چارچوب شامل ۵ رکن و عنصر است: (۲)

۱- وضع موجود جامعه چیست؟

انسان در چارچوب روابط اجتماعى و زندگى جمعى اهداف و نیازهاى خود را تعقیب و اشباع مى نماید و جامعه واقعى و مفروض داراى سه رکن اساسى است:

۱ – اقتصاد و معیشت

۲ – فرهنگ و معنویت

۳ – سیاست و حکومت

جامعه، محیط زندگى انسان است و آدمى سعادت و شقاوت خود را در درون آن به خوبى حس مى کند و هر کس در حد خود، از ساختار و کارکردش، استنباطى داشته و نسبت به آن داراى احساسات و موضع گیرى هاى منفى و مثبتى است. (۳)

۲ – وضع مطلوب جامعه کدام است؟

آدمى موجودى است با دو بعد مادى و معنوى و داراى عقل و اراده و با توان انتخابگرى و هدفگذارى. بنابراین او همواره در افق دید و ذهن خود تصویرى از یک وضع مطلوب و آرمانى جامعه را دارد. (۴)

۳ – چه باید کرد؟ (راهبرد و خط مشى)

وجود تصویرى از یک جامعه مطلوب در ذهن افراد و ذهنیت اجتماع داراى این کاربرد است که شهروندان دانسته یا ندانسته، کم و یا زیاد وضع موجود جامعه را با آن مى سنجند. نتیجه این مقایسه از لحاظ کلى به صورت هاى زیر است:

الف – وضع موجود در راستاى وضع مطلوب است.

ب – وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد اما این اختلاف کم، سطحى و صورى است.

ج – وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد ولى عدم تطابق زیاد، اساسى و عمیق است. (۵)

عقل نظرى و نخبگان و افکار عمومى و عقل جمعى، اگر تحقیقا به هر یک از قضایاى فوق برسند به تناسب خط مشى ها و راهبردهاى زیر را توصیه و تجویز مى کند:

الف – وضع موجود و روش ها و راهبردهاى قبلى باید حفظ شود.

ب – در وضع موجود باید رفرم و اصلاح صورت بگیرد.

ج – وضع موجود باید به صورت انقلابى و بنیادى برهم زده شود تا مدینه فاضله ایجاد شود.

۴ – وضع تاریخى جامعه چه بوده است؟

مورخین و فلاسفه و عالمان تاریخ همواره تلاش داشته اند به این پرسش، پاسخ گویند. (۶) این سؤال در شرایطى که نخبگان و شهروندان به این نتیجه مى رسند که وضع موجود بسیار بد و ناصواب است، بیشتر موضوعیت و اولویت مى یابد و همه مایلند سرمنشاء و ریشه هاى کژى ها و انحرافات را بشناسند و بدانند وضع موجود چرا به بن بست کشانده شده است.

۵ – جهان بینى و اصول اعتقادات آن چیست؟

مکتب هاى بزرگ سیاسى – اجتماعى اعم از الهى و انسانى، هر کدام براى انسان و جامعه مطلوب شاخص هائى متفاوت ارائه کرده اند در این رابطه مى توان مکاتب بزرگ معاصر یعنى مارکسیسم، لیبرالیسم و اسلام را با هم مقایسه کرد. (۷) دوران مارکسیزم سپرى شده و قرن ۲۱، عصر تقابل و تعامل سرنوشت ساز اسلام و لیبرالیسم خواهد بود. (۸)

سؤال این بود که چرا شاخص هاى جامعه مطلوب و راهبردهاى مکاتب با یکدیگر تفاوت هاى اساسى دارند؟ مثلا در جامعه مطلوب اسلامى، چراحکم و حاکم به نوعى باید از طرف خداوند باشند (۹) یا اقتصاد اسلامى بنیاد مبتنى بر کار و انفاق و ایثار و یا (۱۰) فرهنگ باید مبتنى بر توحید و باور به یگانگى خداوند و ضرورت بندگى انسان در مقابل او باشد؟ (۱۱) در حالى که در لیبرالیسم، حکم و حاکم اصالتا به نوعى منبعث از آدمیان و اساس اقتصادش، مبتنى بر سود و منفعت طلبى بوده و اساس فرهنگى باور به انسان محورى و دنیاگرائى است؟ (۱۲) با توجه به تفاوت در شاخص و ماهیت مدینه فاضله مکاتب، طبعا خط مشى ها و راهبردشان نیز با هم متفاوت است. این دستورالعمل ها و راهبردها دقیقا با ویژگى هاى جامعه مطلوب اسلامى و جهان بینى و اصول اعتقادات اسلام تناسب داشته و منبعث از آنهاست (اصل تناسب وسیله و هدف) (۱۳) . پس چون جهان بینى و اصول اعتقادات مکاتب تفاوت اساسى دارند بنابراین اصول مدینه فاضله آنها هم با هم تفاوت اساسى دارد.

اگر در جامعه مطلوب اسلامى حاکم و حکم باید به نوعى از سوى خدا باشند براى این است که جهان بینى و اصول اعتقادات مکتب اسلام بر توحید استوار بوده و به حاکمیت تکوینى و تشریعى خداوند باور دارد. اگر علم و عدالت از مهمترین شرایط حاکم اسلامى است براى آن است که خداوند به عنوان حاکم على الاطلاق کل هستى، داراى علم و عدالت مطلق است. (۱۴) همانطور که گردش حسنه امور کل هستى مبتنى بر علم و عدالت مطلق خداوند است، حاکم اسلامى نیز براى گردش حسنه امور جامعه و انسان ها باید داراى علم و عدالت باشد یعنى حاکمیت در جامعه انسانى که بخشى از هستى و کائنات است نمى تواند جدا از اصول حاکمیت در کل هستى یعنى حاکمیت خداوند باشد. (۱۵) اینک مى توانیم به عرصه اندیشه سیاسى امام خمینى (ره) وارد شویم و در این میان به مجموعه درس هاى ولایت فقیه که در سال ۱۳۴۸در نجف افاده شده رجوع مى کنیم:

نگرش راهبردى و حکومتى

در اولین جملات درس ولایت فقیه در نجف، امام گفتار خود را از رکن سوم هندسه سیاسى یعنى چه باید کرد و راهبردها آغاز مى کند و این بیانگر عملیاتى بودن فقه او است و این مهمترین ممیزه امام نسبت به بسیارى از علما و مراجع مى باشد و این که امام در نهایت اندیشه و علم رابراى عمل و اقدام مى خواهد.

«… هر کس عقاید و احکام اسلامى را حتى اجمالا دریافته باشد چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور آورد بى درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضرورى و بدیهى خواهدشناخت.» (۱۶)

امام دغدغه اجرا و عملى شدن احکام اسلامى را دارند و نگران تعطیل ماندن احکام سیاسى و اجتماعى اسلام است:

«این که امروز به ولایت فقیه چندان توجهى نمى شود و احتیاج به استدلال پیدا کرده علتش اوضاع اجتماعى مسلمانان عموما و حوزه هاى علمیه خصوصا مى باشد اوضاع اجتماعى ما مسلمانان و وضع حوزه هاى علمیه ریشه هاى تاریخى دارد که به آنها اشاره مى کنم. نهضت اسلام در آغاز گرفتار یهود شد….. بعد از آنها نوبت به طوائفى رسید که به یک معنى شیطان تر از یهودند. اینها به صورت استعمارگر از سی صد سال پیش یا بیشتر به کشورهاى اسلامى راه پیدا کردند و براى رسیدن به مطامع استعمارى خود لازم دیدند که زمینه هائى فراهم سازند تا اسلام را نابود کنند». (۱۷)

«….. تبلیغات سوء آنها متاسفانه مؤثر واقع شده است. الان گذشته از عامه مردم طبقه تحصیل کرده چه دانشگاهى و چه بسیارى از محصلین روحانى، اسلام را درست نفهمیده اند و از آن تصور خطائى دارند همانطور که مردم افراد غریب را نمى شناسند اسلام را هم نمى شناسند….. چنانچه کسى بخواهد اسلام را آن طور که هست معرفى کند مردم به این زودى ها باورشان نمى یاید. بلکه عمال استعمار در حوزه ها هیاهو و جنجال به پا مى کنند.» (۱۸)

وضع موجود و وضع پیشین جامعه و حوزه

امام سپس به رکن اول هندسه سیاسى و وضع موجود جامعه و حوزه ها نظر کرده و آن را مطلقا قابل قبول نمى داند. و ریشه هاى تاریخى سستى و فتور امروز مسلمانان را تا عمق تاریخ پى مى گیرد و از توطئه یهود در صدر اسلام و از تهاجم استعمار از سه قرن قبل سخن مى گوید و به خصوص از نفوذ و تاثیر آنها در حوزه ها شکوه دارد. در عین حال به تاریخ صدر اسلام اشاره مى کند و از جامعه مطلوبى که پیامبر در صدر اسلام ساخته و قوانین الهى را حاکمیت بخشیده یاد مى کند و امید مى دهد که مى توان با همان قوانین و با قرآن و سنت، امروز هم رکن دوم هندسه سیاسى یعنى جامعه مطلوب اسلامى را برپا کرده و وضع موجود و نظام فاسد شاهنشاهى را برهم زد.

مهمترین شاخص جامعه مطلوب: حاکمیت قانون الهى

امام مى گویند: «آن روز که در غرب هیچ خبرى نبود و ساکنانش در توحش به سر مى بردند و آمریکا سرزمین سرخ پوستان نیمه وحشى بود، در مملکت پهناور ایران و رم محکوم استبداد و اشرافیت و تبعیض و تسلط قدرتمندان بودند و اثرى از حکومت مردم و قانون در آنها نبود، خداى تبارک و تعالى به وسیله رسول اکرم (ص) قوانین فرستاد که انسان از عظمت آنها به شگفت می آید. براى همه امور قانون و آداب آورده است… هیچ موضوع حیاتى نیست که اسلام تکلیفى براى آن مقرر نداشته و حکمى درباره آن نداده باشد.» (۱۹)


منبع: بنیاد تبیین اندیشه های امام خمینی (ره) در دانشگاه ها



برچسب ها : ayatollah Khomeini ,  emam Khomeini ,  imam roohollah ,  Iranians leader ,  احكام اسلامى ,  امام ,  امام خمینی ,  امام روح الله ,  اندیشه های امام ,  اندیشه های امام خمینی در دانشگاه ها ,  اندیشه ی امام ,  بنیاد امام ,  تبیین اندیشه های امام ,  جریان تاریخى ,  انقلابى و سیاسى ,  دیدگاه امام ,  روح الله الموسوی ,  روح الله الموسوی الخمینی ,  فقه واصول و كلام ,  فلاسفه ,  فلسفه و عرفان ,  هندسه سیاسى ,  ولایت فقیه ,  چارچوب روابط اجتماعى ,  هندسه سیاسى در اندیشه امام خمینى (ره) , 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic